پهلوان احمد قمیان ...

پهلوان احمد قمیان ... دو شنبه 7 اردیبهشت 1394


 

با سلام و احترام

اینجانب ثریا بجانی همسر جناب آقای احمد قمیان میخواستم چند سطری در خصوص شخصیت فردی ایشان سخن بگویم. ایشان مردی بسیار صدیق و پاک سرشت میباشند. من در زندگی مشترک 18 ساله با ایشان مطالب و تجارب ارزشمند فراوانی کسب نمودم . از جمله یکرنگی ، ایثار و فداکاری ، پاکی و پاک سرشتی ، گذشت ، کمک به نیازمندان ، مناعت طبع ، نظر بلندی و... . بنده مترجم زبان انگلیسی میباشم و مدت 30 سال در وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی به عنوان کارشناس ارشد بیماریهای غیر واگیر مشغول انجام وظیفه بودم . بتازگی بازنشسته شدم . در زمان اشتغالم به کمک و مساعدت همسرم توانستم مدرک مدیریت فنی آژانس هواپیمایی را بگیریم و این امر تنها و تنها نشات گرفته از کمک و همکاری همسر مهربانم می باشد. بنده از ایشان دو فرزند دارم به نام های علی و سوگل که بچه هایی بسیار مهربان و دلسوز همانند پدرشان میباشند. علی خصوصیات بسیار فراوانی از پدرش گرفته از جمله خداشناسی و اعتقاد راسخ به ائمه معصومین (ع) . از جمله خصوصیات ارزشمند ایشان گذشت می باشد که در زندگی برای من بسیار ارزشمند است . بارها و بارها بنده به وضوح می دیدم که ایشان در برابر افرادی که کم لطفی و ناسپاسی نسبت به ایشان دارند گذشت فراوانی دارد که این امر باعث گردیده آنها به خود آیند و از رفتار بدشان پشیمان گردند و در برابر ایشان شرمسار و شرمنده شوند . در پایان از این که زیاده گویی کردم پوزش می طلبم و سخنانم را با اشعار ارزشمند همسرم به پایان می رسانم.

خدا چو صورت ابروی دلگشای توبست     گشاده کار من اندر کرشمه های تو بست

مراد سرو چمن را به خاک راه نشاند      زمانه تا قصب نرگس قبای تو بست

زکار ما و دل غنچه صد گره بگشود    نسیم گل چو دل اندر پی هوای تو بست

مرا به بند تو دوران چرخ راضی کرد    ولی چه سود که سر رشته در رضای تو بست

چو نافه بر دل مسکین من گره مفکن     که عهد با سر زلف گره گشای تو بست

تو خود وصال دگر بودی ای نسیم وصال     خطا نگر که دل امید در وفای تو بست

زدست جور تو گفتم ز شهر خواهم رفت       به خنده گفت که حافظ برو که پای تو بست

 


برچسب ها:

بحث و نظرات

ارسال نظر

لطفاَ همه فیلدها را پر کنید
نام و نام خانوادگی
ایمیل

آخرین