قول چراغ جادو

قول چراغ جادو دو شنبه 7 اردیبهشت 1394

قول چراغ جادو

 

چشمایت را برای لحضهای ببند و فکر کن که همین العان قول چراغ جادو در مقابل تو حاضر است تا سه آرزوی تورا براورده کند.چه آرزو خوهی خواهی داشت !اصلاً تا حالا فکرشو کردی که چه آرزو هایی داری ،بهر زیبا در راه است و با رفتن زمستان فصل زند شدن در راه است و درختان خوابیده در زمستان کم کم بیدار می شوند و نشانهای بیداری شکوفه های زیباای است که در سرشاخه هایشان خود نمایی می کن...در سر تو در این فصل بهار چه شکوفهای خواهد شکفت و جوانه خواهد زد .میوه درخت وجود ما در فصل رسیدن چه خواهد بود آرزوی ما برای فر دا چیست؟ باور نداریم که ما صاحب قول چراغ جادو هستیم و این قول دردستان ما قرار دارد.شاید فکر می کنید این دروغی بیش نیست و این قول هر گز وجود نداشته و نخواهد داشت اگر پاسخ این است باید بگویم که اشتباه میکنید کافیست یکی دو نفر از تحصیل کرده های قبل از انقلاب را درفرنگ پیدا کنید و از آنها سئوال کنید که دیگران آن زمان در باره ایرانیان چه اندیشهای داشتند، می گویند : بیشترشان فکر می کردند هر ایرانی صاحب یک چاه نفت است و نفت یعنی سروت و درآمد بدون آنکه بدانند همه ی نفت ایران خرجه چه چیزاهایی می شد! آنها می دانستند که نفت سیاه است و مادهای است که برای روشن کردن چراق به کار می رود پس قولی که می تواند هر کاری کند را اسیر در چراغی که سالها باید بماند تا به نفت تبدیل شود و ارزش مند شود تا بتواند هر کاری را به انجام برساند را در افسانه هایشان به تصویر می کشیدند .که در دست یک مرد یا زن شرغی در بیابان از چراق زاهر می شود و چون دود و آتش به آسمان می رود و دست به سینه می ایستد تا فرامین صاحبش را به انجام برساند.آنها این دیو را هرگز نداشتند .در افسانه های آنها مردی به سرزمین آدم کوچولو ها میرود و همه در چشمانشان حقیر و کوچک هستند گر چه در ابتدا آن مرد اسیر آدم کوچولو ها می شود اما سرانجام آن مرد زندگی و صلح را در سرزمین آدم کوچولو ها در دست می گیرد...وبگزریم...این روزها قول چراق جادو دیگر در دست یک نفر یا یک ملت نیست ،گرچه مرحوم مصدق نامی تلاشی نمود تا این قول چراق جادو را در دست صاحبش قرار دهد تا به آرزو هیش برسد اما خیلی زود جهان به او فهماند که داستان قول چراق جادو تنها یک افسانه است . آرزو های هر کس با بود و نبود قول چراق جادو معنا نمی گیرد آگر این چنین بود جهانیان هر گز به آرزو هایشان نمی رسیدن و فاتح کرات دیگر نمی شدن .تنها در خود باوری و تلاش مضاعف است که انسان به حققت می تواند صاحب قدرتی چند برابر بیشتر از قول چراق جادو شود...دیگر کاری که قول چراق جادو می توانست انجام دهد با جدا سازی کوچکترین زره از درون زره دیگر بنام اتم در یک فضای بسته می توان انجام داد و نگران نبود که این انرژی به اتمام می رسد و حتی یک کیلو از این انرژی می تواند بزرگترین شهر های جهان را صاحب انرژی بی نهایتی نماید تا تمام چراغ هایشان را برای مدتها روشن نگاه دارند! داشتن آرزو نه تنها بد نیست بلکه لازم هم هست اما آرزو ای که برای خود و دیگران تعریف شده بوشد دیگر داشتن آرزوی خوشبختی برای تنها خودت معنایی ندارد .اگر سری به کلانتری ها و دادگستری ها بزنیم میبینیم که دیگر کمتر اختلافات بیرونی است و بیشتر مشکل بین عضای خانواده است فرزند با والدین ویا بلعکس بین زوجین و یا اقوام ...مشکلات این کونه تعریف شده و همه نشان از این است که اگر منصف باشیم باید همه چیز را برای همه بخواهیم و بدانیم مشکل مشکل فقر است در غیر این صورت ما در زندگی خوشبخت نخواهیم بود. همان که مولا علی (ع) فر مود اگر از در بیاید عدالت از پنجره می رود...دیدیم حتی چندی پیش با هزینه فراوانی از تجار کشور فرانسه دعوت کردیم تا به سرزمین ما بیایند و در این کشور اسباب خوبختی ما را فراهم سازند اما همان ها که هنوز در گیر سرزمین آدم کوچولو ه هستند اجازه ندادند تا ما به آرزو هایمان برسیم...باید در فصل شکفتن کمی اندیشه هایمان را نیز پرورش دهیم و بدانیم اینکه بزرگتری با تجربه بیشتری می گوید :نمی شود به قول اینها اعتماد کر باورش کرد !داشتن آرزو های بزرگ باعث خوشبختی و پیشرفت است اما به چه قیمتی و با چه هزینهای و نادیده گرفتن چه چیز هایی این ها همه همان داشتن دانش و بینشی است که انشالله در فصل شکو فایی در وجود همی ما به وجود آید و به درستی صاحب چراق جادو شویم...

ارادتمند

 

جعفر صابری


برچسب ها:

بحث و نظرات

ارسال نظر

لطفاَ همه فیلدها را پر کنید
نام و نام خانوادگی
ایمیل

آخرین