طبیعت سنگی

طبیعت سنگی دو شنبه 7 اردیبهشت 1394
جعفر صابری -طبعت سنگی

 

طبیعت سنگی

 

 

 

پائیز فصل زیبایی و لطافت طبیعت است ،رنگ آمیزی برگ درختان و تنوع آنها بقدری زیبا و دلنشین است که هر انسانی را به تحسین و تفکر وا میدارد ، زیبایی طبیعت و موجودات و جانوران حیات وحش باعث می شود که بیننده جانی تازه در وجودش بدمد و اگر کمی به فکر سلامت و شادیش باشد خود را به دامن طبیعت بسپارد و از زیباترین الطاف خداوند  به رایگان بهره مند شود...

طبیعتی که به شدت مورد تهاجم و تخریب ما انسانها قرار گرفته و به زودی بجای هر یک از درختانی که می سوزانیم و یا نابود می کنیم یک نماد سنگی و یا پلاستیکی  قرار می دهیم ...در بیشتر بزرگراه ها  شاهد مناظر مصنوعی مانند درخت یا آبشار و یا حتی صخره سنگی هستیم که گاه جانورانی از جنس سنگ و مواد پلاستیک به نشان طبیعت و محیط زیست در آن قرار گرفته است .گر چه این کار به نوعی ارزشمند است اما هرگز  جای طبیعت واقعی و محیط زیست ما را نخواهد گرفت.

انصافاً چند سال است که سبزی و یا میوه ای را باطعم و مزه ی سالها پیش میل  نکرده اید ؟ حتی  گوشت و تخم مرغ هم دیگر مزۀ سالها پیش را ندارد.

آب تهران که زبانزد خاص و عام بود آیا دیگر مزه ی گذشته را دارد ؟

چندی پیش فیلمی از شکار یک پلنگ در دسترس مردم بود که بیش از هر چیز اسلحه فرد شکارچی سؤال برانگیز بود !آیا براستی افرادی که مجوز شکار در اختیار دارند تعریفی از شکار و شکارچی دارند؟ از آنجا که سالهاست صاحب این قلم دارای مجوز حمل سلاح شکاری است و درطول نزدیک به پنجاه سال بارها در طبیعت با شکار و شکارچی روبرو شده ام عرض می کنم که بسیاری از افرادی که مجوز حمل سلاح شکاری را در اختیار دارند به هیچ عنوان شکار چی نیستند و بویی از رسم شکارچی بودن نیز به مشامشان نخورده. این افراد مخربان طبیعت و محیط زیست هستند.

جای تاسف دارد که تنها در یک دوره که صدور مجوز حمل سلاح شکاری صادر شد بیش از دوازده هزار نفر اسلحه غیر مجاز خود را برای گرفتن مجوز آورده بودند ...این فاجعه ی محیط زیستی و طبیعی در کمترین زمان باعث می شود که دیگر حتی  مجسمه سنگی حیوانات را هم با زخمی در بدنش خواهیم دید،چرا که حتی مجسمه های سنگی نیز کمتر از شکارچی ها خواهند بود...حضور در طبیعت و حتی شکار، لذت خاصی دارد که میتوان بعنوان یک ورزش بدان نگاه کرد اما نیاز به این است که در کنار فر هنگ سازی، بستر سازی نیز شود و مراکز ی با عنوان شکارگاه در اختیار شکارچیان قرار گیرد که کنترل شده باشد مانند بیشتر کشور های جهان... نابودی حیاط وحش حیوانات و همچنین محیط زیست انسان های دیگر در کو تاه مدت آسیب بشدت غیر قابل باز سازی را بر پیکر جامعه بشری وارد می سازد .این دیگر آثار باستانی و یا یادگار نسل های پیشین نیست که تأثیر عاطفی بر پیکر فر هنگی  وارد سازد بلکه صحبت از محیط زیست و زندگی بشر است و هیچ دولت و یا دولت مردی در آن به اندازه فرد فرد انسانهای جامعه در گیر نیستند این معضلی است که باید  هر انسان خودش به رفع آن کوشا باشد. و ربطی به دولت مردان ندارد. این که زباله ای در محیط زیست ریخته می شود و یا هر آسیبی که به طیبعت وارد می شود به دست من و یا تو است پس بیائید دست به دست هم بدهیم و در فرهنگ سازی بیشتر کو شا باشیم.

این بدان معنا نیست که مسئولین به فکر چاره نباشند بلکه زنگ خطری است برای همه ی آنها که دلشان برای محیط زیست و زیستگاهشان می سوزد.

متاسفانه ما در کلان شهر ها بویژه تهران هنوز شاهد ساخت استخرهای خصوصی هستیم و ساختمانهایی که دارای سونا و جکوزی هستند این حقیقت درد ناک که بعضی ها همه چیز را با پول حل شده می دانند فرهنگی غلط و غیر انسانی است و جنایتش بار ها بیشتر از کشتن یک انسان به جامعه لطمه می زند شاید اگر یک موجود در طبیعت شکار شود دردش کمتر از آن باشد که موجودات زیادی از بی آبی تلف شوند .

این حقیقت باید توسط مسئولین به گوش مردم رسیده شود که سد های پشتیبان آب تهران هرگز کفاف آب آشامیدنی مردم را نمی دهند و لذا آنها از سفره های آب زیر زمینی همین کلان شهر برای نوشیدن مردم استفاده می نمایند و متاسفانه درجه خلوص این آب مصرفی گاه  تا چهل درصد از حد طبیعی می گذرد و در واقع مردم عزیز و ارجمند لجن میل می نمایند !انواع  بیماری های گوارشی و پوستی بویژه برای کودکان و نوجوانان و سالخوردگان ...ثمره نادرست رفتار کردن من و شما همشهری گرامی است درست است اگر آب گران و یا کمیاب شود هستند افرادی که در استخر خانه شان شیر بریزند اما بدانید اگر آبی برای نوشیدن نباشد شیری هم بی شک نخواهد ماند.

در نگاه اول شاید بهتر باشد بطور کلی کشاورزی در بعضی مناطق چند سالی متوقف شود و مواد لازم برای مردم حتی از بیرون از کشور تامین گردد . این که به هر دلیلی مجوز حفر چاههای عمیق داده شود باید بطور کل فراموش گردد و هرچه زود تر منابع آب زیر زمینی ساماندهی شود و از هدر رفتن آب جلوگیری شود .

رودخانه های مهم و حتی فصلی شناسایی و از به هدر رفتن آبشان جلوگیری شود .از ریخته شدن آب رود خانه ها به دریا بشدت جلوگیری شود و باور داشته باشیم که در بهترین شرایط با توجه به افزایش جمعیت ،ما دیر یا زود دچار بحران شدید بی آبی خواهیم شد و شهر های بزرگ بیشترین آسیب را خواهند دید .افزایش بی رویه ساخت و ساز در شهر های بزرگ و استفاده نامعقول از آب برای تامین انرژی هر یک معضلی درد ناک است که گو یا مسئولین در جریان این مشکلات نیستند.

سالهاست که مردم ایران با مشکل بی آبی مواجه بوده اند و سالهاست که قنات ها  در این سرزمین آب های سر در گم را سامان داده اند این تفکر امروز نابود شده وکمتر کسی بدان توجه دارد، کشاورزی بدون آب معنا ندارد.

 براستی سرزمین شمال ایران که بدون هیچ شکی می تواند در سال دو بار محصول بدهد و ایران از واردات خیلی از محصولات نجات بدهد علی رغم بارندگی و دارا بودن منابع آب روی زمینی و زیر زمینی همواره با مشکل کم آبی رو برو است و همین طور دشت های جنوبی ایران و این همان وظیفه ای است که دولت مردان باید به دوش بکشند.

خوشبختانه تعداد زیادی از عزیزان دلسوز با پیوستن به کمپینگ کم آبی مؤسسه آشتی با تحقیق و کمک به حل مشکل آمادگی خود را اعلام نموده اند و امید وار هستیم که سازمان محیط زیست تهران نیز از این پس به ما یاری دهد و همچنین شهرداری های مناطق، ما بر آن هستیم تا با هوشیاری مردم و مسئولین گامی برای حل مشکل بی آبی برداریم...شایسته است دیگر هموطنان عزیز در جای جای میهن به این حرکت مردمی بپیوندند و دست به دست هم دهیم تا فرهنگ درست مصرف آب را به یکدیگر بیاموزیم.

(1)آثار فاجعه آميز بحران آب در کشور نزديک‌تر از آن است که انکار می‌شد و نزديک‌تر از آن است که کم اهميت شمرده می‌شد. نزديک‌تر از آن است که پيش بينی می‌شد و حتی نزديک‌تر از آنکه بتوان چندان کاری کرد.

 

 

هشدارها و پيش‌بينی‌ها

دو سال قبل، «ناسا» و «مرکز ملی تحقيقات جوی آمريکا» در مطالعه‌ای نشان داده بودند که در خاورميانه، از جمله ايران، يک دوره‌ی ۳۰ ساله‌ی خشکسالی در راه است. بنا به همين تحقيق، در فاصله سال‌های ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۲ بخش‌هايی از ترکيه، سوريه، عراق و ايران، ۱۴۴ کيلومتر مکعب از کل ذخيره‌ی آب شيرين خود را از دست داده‌اند. يعنی به اندازه‌ی درياچه‌ی بحرالميت در اردن. ۶۰ درصد از اين آب‌ها با استخراج از سفره‌های آب زيرزمينی منطقه به دست آمده است. 

سال پيش، دکتر عيسی کلانتری، وزير اسبق کشاورزی، گفته بود که با حفر بيش از ۶۵۰ هزار حلقه چاه غيرمجاز، بيلان منفی برداشت آب که در ابتدای انقلاب زير ۱۰۰ ميليون متر مکعب بوده تا سال ۹۲، ۱۱۰ برابر شده و به ۱۱ ميليارد متر مکعب رسيده است. او هشدار داده بو که «۲۵ سال ديگر جنوب البرز و شرق زاگرس غيرقابل سکونت می‌شود».

دکتر ناصر کرمی، اقليم شناس، می‌گويد ظرف ۳۰سال گذشته، ۷۰درصد از آب‌های زيرزمينی که طی هزاران‌ سال ذخيره شده، مصرف شده است. به گفته‌ی دکتر کرمی درحالی که بنا به شاخص‌های معمول تنها می‌توان تا حد ۲۰ درصد از آب‌ها را برای مصرف استفاده کرد، ما در ايران در حال حاضر به ۸۰درصد مصرف رسيده‌ايم. و اين يعنی گذر از خط بحران. دکتر کرمی از «ضرورت» تعصيل کشاورزی سخن می‌گويد.

مقامات رسمی بيدار می‌شوند!؟

حالا پس از سال‌ها بی‌توجهی به هشدارهای متخصصان داخلی و سازمان‌های بين المللی، مقامات رسمی به روشنی از ابعاد محدودی از فاجعه پرده برمی دارند. اکنون عضو کميسيون انرژی مجلس خبر از احتمال ممنوع شدن کشاورزی در ۱۳ استان می‌دهد. او در اشاره – فقط به گوشه‌ای از مشکلات - می‌گويد «سال ۸۷ اعلام شده بود که مناطق شمالی استان کرمان و شهرستان‌هايی چون سيرجان، رفسنجان، زرند و شهربابک فقط تا مرز ۱۰ سال آينده آب شرب خواهند داشت. ۶ سال از اين ده سال سپری شده و حالا وضعيت به جايی رسيده که آب لوله کشی خيلی از اين شهرستان‌ها از حدود دو سال پيش قابل آشاميدن نيست و اکنون هم ممنوعيت کشاورزی تصويب شده است.» 

وزير نيرو از نبود آب کافی به شيوه‌ی ديگری سخن می‌گويد. وی بر آن است که «در چند سال گذشته در سدسازی افراط کرديم چون تمام اين سدها بالغ بر ۷۶ ميليارد متر مکعب آب را می‌توانند تنظيم کنند در حالی که ميزان آب موجود در اين سدها ۴۶ ميليارد مترمکعب است.» او می‌افزايد که « ۶۰۹ دشت در کشور داريم که ۲۹۸ دشت با بيلان منفی آب زير زمينی مواجه‌است... و من با صراحت می‌گويم ۹۶ ميليارد متر مکعب آبی که از منابع تجديدشونده استفاده می‌کنيم خطرناک است». 

کشاورزی و کم آبی

متخصصان مختلف در باره دلايل اين موضوع حرف‌های فراوان زنده‌اند. يک قلمش اينکه آبی که در اقليم نسبتا خشک ايران برای کشاورزی صرف می‌شود، منابع آبی را به تنش انداخته و اکنون دقيقاً با بحران روبرو کرده است. بنا به آمار رسمی وزارت نيرو، ۹۲ درصد از منابع آبی کشور صرف کشاورزی می‌شود. و جالب‌تر – و البته اسف بار‌تر – اينکه ۷۰ درصد از همين مقدار آب تلف می‌شود. اما از نظر اقتصادی، حاصلِ صرف اين منابع ارزشمند آبی برای توليد محصولات کشاورزی چه بوده است؟‌‌ همان نماينده‌ی مجلس فقط به يک قلمش اشاره کرده است: «بعد از انقلاب سود کشور از توليد پسته استان کرمان چيزی در حدود ۳۰ ميليارد دلار بوده است. اما برای توليد اين ميزان پسته ۸۰ ميليارد دلار منابع آبی مصرف شده است». 

البته می‌دانيم که نه به دقت ارقام رسمی اعتماد کاملی هست نه اعتباری است به ارقامی که مسوولان مربوطه می‌گويند. اما صرف نظر از دقتی که اين ارقام دارند، روشن است که اين موضوع فقط از دست دادن ۵۰ ميليارد دلار – کمتر با بيشتر – نيست. موضوع انهدام منابعی است که گرچه تجديدپذيرند اما برای تجديدشان ساليانی بس طولانی سختی و مرارت در پيش خواهد بود به اضافه‌ی تغييراتی که در اکوسيستم رخ خواهد داد و پيامدهايی که برای زندگی مردم پيش خواهد آورد. )

با ید اذعان داشت بجز ناراحتی های پوستی و گوارشی برای مردم از بابت مصرف آب آلوده و درست تصفیه نشده بیماری دیگری در راه خواهد بود بیماری هایی که ناشی از مواد شیمیایی است که به چرخه طبیعت باز گردانده نمی شود.

 تنها درست مصرف کردن آب مورد نظر نیست و فر هنگ درست خوردن و مصرف کردن حتی نان و برنج نیز باید تبلیغ شود...برای یک کیلو گندم بیش از 1500 لیتر آب مصرف می شود و برای یک کیلو برنج 2500 لیتر آب باید مصرف شود ،در خانه من و یا شما چه مقدار نان و برنج به دور ریخته می شود آیا می دانید که بیشتر از اتو مبیل تان  گوشتی که در ظرفتان است در گرمایش زمین موثر است و تولید گازمتان از مهمترین عوامل گرمایش زمین است و دامپروری یکی از مهمترین منابع تولید گاز متان  می باشد...

خوشبختانه در دین اسلام نیز به اهمیت اسراف اشاره شده و لذا این حرکت باید یک حر کت ملی مذهبی شمرده شود.

در غیر این صورت دور نیست زمانی که طبیعتی سنگی و مصنوعی را به کودکانمان نشان دهیم ...

جعفر صابری

 

 (1 برگرفته از مقاله آقای حسین قاضیان )

 

آب گَل شد سهراب

در فرو دست دگر کفتر از آب نخورد

سَره در آب گَل آلود پر خویش نشست

کوزه های مردم آبادی

پر     شد از آب گل آلود

که ما گَل کردیم

آب گَل شد سهراب

چشم مگشا که آن آب زلال

که تو گفتی شاید

برود پای سپیدار و بشوید دل تنهایی را

آمدو پای سپیدار رسید

لیک  گَل گشته و اما چرکین

آن دل اندوهگین

که تو گفتی دل پر درد من تنها بود

ز دیدار آن آب ،گَل آلوده شده است

دیدم آن درویش آمد لب آب نشست

لیک نگذاشت که آب، نان خشکیده ی وی را گَل آلوده کند

چون دل من!

او نشست و بر این آب گریست

آب گَل گشته، طلوع  رخ آن زیبا را

پاسخی زشت بداد  با رخی نازیبا

که به روی تن خود نقش نمود

مردم بالا دست

چه صفایی دارند .

چشمه هاشان جوشان

گاوهاشان شیر افشان باد

لیک پائین دستان

زوفا و زصفا   بی بهره

برکت داده زدست

چشمه ها  خون جوشان

گاو هاشان خون شیر

جای پای ابلیس

همه جایی پیداست

مردم پائین دست

مردمی بی عشقند

از کجا میدانند

که شقایق چه گلیست

و نمی دانند

گل چیست ؟

کجاست؟

در فرو دست

تو گویی هزاران سال است

غنچه ای نشکفته است

و اگر میشکفد

تا بچینند آن را

مردم پائین دست

همگی بی خبرند

در شب پائین دست

سفر هر کلمه

زسیاهی به   بر تاریکی است

سوت و کور است اینجا

کوچه هایی که به دیوار رسند!

مردمان سر رود

آب را می فهمند

گَل نکردندش

ما

مردم پائین دست

آب را گَل کردیم.

آهو آمد لب آب

لیک زان آب نخورد

آهو از آب گریخت

چشم مگشا سهراب

آب گَل شد

آب را گَل کردیم!

این شعررا در سال 1369 سروده و تنها یک بار در سال 1377 با نام مستعار به چاپ رسید ه را تقدیم به شما هم وطنان عزیزم می نمایم تا هرگز آب را گل ننمائیم.

ما ملتی هستیم که در فر هنگ باستانی مان چون دین مان اسلام عزیز به آب و زمین بشدت احترام می گذاریم و هرگز آب دهانمان را بر روی زمین و آب روان نمی اندازیم. این حرمت به آب را نهادینه بنمائیم.

ارادتمند

جعفر صابری


برچسب ها:

بحث و نظرات

ارسال نظر

لطفاَ همه فیلدها را پر کنید
نام و نام خانوادگی
ایمیل

آخرین