جعفر صابری/انتشار روزنامه و نقش آن در آگاهی دادن به ایرانیان

جعفر صابری/انتشار روزنامه و نقش آن در آگاهی دادن به ایرانیان دو شنبه 7 اردیبهشت 1394

انتشار روزنامه و نقش آن در آگاهی دادن به ایرانیان

گرداورنده و نگارش :جعفر صابری

در حاشیه 20 نمایشگاه مطبوعات کشور

 

 

کلمه روزنامه در زبان فارسی ، ریشه ای قدیمی دارد . در بسیاری از کتابهای قرون اولیه اسلامی ، این کلمه با معرب آن به صورت « روزنامجه » دیده می شود. از جمله ذکر گردیده که صاحب بن عباد ، کاتب و وزیر مشهور آل بویه (م ۳۸۵ ه.ق) روزنامه ای داشته و وقایع روزانه را در آن ثبت می کرده است . بنابراین، روزنامه در گذشته های دور به معنی دفتر یادداشت و گزارش های روزانه به کار می رفته است . اما روزنامه به معنی معمول و رایج کنونی ، همان کاغذ اخبار (Newspaper) انگلیسی است .
نخستین روزنامه فارسی ، کاغذ اخبار بود که توسط میرزا صالح شیرازی (یکی از دانشجویان اعزامی به فرنگستان) و در عهد محمدشاه ، به سال ۱۲۵۳ تا ۱۸۳۷ هجری قمری و به طور ماهیانه منتشر می شد . دومین روزنامه « وقایع اتفاقیه » بود که به دستور امیرکبیر و از سال ۱۲۶۷ منتشر شد. در این روزنامه علاوه بر اخبار دولت و دربار ، از اوضاع سیاسی و اجتماعی اروپا و آمریکا نیز مطالبی نوشته می شد. این نشریه بعدها به نام روزنامه « دولت علیه ایران » تغییر نام داد. روزنامه های دیگری نیز همچون «روزنامه علمیه دولت علیه ایران»، «روزنامه ایران»، «روزنامه رسمی ایران»، «شرف»، «شرافت»، «تربیت»، «مریخ»، «اطلاع» و ... در تهران و در عهد ناصری و مظفری منتشر می شدند.
برخی شهرستانها نیز روزنامه خاص خود را داشتند. از آن جمله اند روزنامه های «تبریز»، «احتیاج»، «الحدید»، «ادب» و «کمال» که در تبریز منتشر می شد و « فارس » که در شیراز و « فرهنگ » که در اصفهان به طبع می رسید. اغلب این روزنامه ها دولتی بودند و طبیعی است که مطالب آنها نیز در راستای تحکیم موقعیت حکومت قاجارها بود، اما در عین حال، اطلاعات مختصری هم درباره اوضاع و احوال کشورهای جهان، به ویژه پیشرفت های اروپاییان در آن ها درج می شد و در آگاه سازی مردم بسیار موثر بود.

قديمى‌ترين روزنامه ايران

قديمى‌ترين روزنامه را در ايران ميرزا صالح شيرازى در ۱۲۵۴ زمان محمدشاه راه انداخت ولى نپائيد تا آنکه در آغاز پادشاهى ناصرالدين شاه روزنامهٔ وقايع اتفقايه به اشارهٔ اميرکبير در ايران داير گرديد.

مباشر اين روزنامه حاجى ميرزا جبار ناظم‌المهام و ادوارد برجيس معروف به برجيس صاحب بوده است و از شماره يک مورخهٔ پنجم ربيع‌الثانى سنهٔ ۱۲۶۷ تا شماره ۱۹۱ مورخهٔ پنجشنبه پنجم محرم ۱۲۷۱ نزد نگارنده موجود است ـ بالاى شماره يک مجلسى است که شير و خورشيد در وسط و بالاى آن نوشته ”يا اسدالله الغالب“ و دور شير و خورشيد صورت دو درخت و سبزه و ابر نقاشى شده است و زير آن مجلس نوشته شده است ”روزنامهٔ اخبار دارالخلافهٔ طهران“ و صفحهٔ نخستين از دومين صفحه شروع گرديده و پشت صفحهٔ اول سفيد مانده است و همچنين صفحهٔ آخر نيز سفيد است و مجموع صفحات هشت است دو سفيد و شش نوشته در دو ستون به مطبهٔ سنگي، ولى در شمارهٔ دوم چنين نيست و سر و صورت تازه‌ يافته است و نقاشى درخت و اسدالله الغالب برطرف شده تنها شير و خورشيدى است و روى آن نوشته ”روزنامهٔ وقايع اتفاقيه به تاريخ جمعه يازدهم شهر ربيع‌الثانى مطابق سال ئيت ئيل سنهٔ ۱۲۶۷“ ـ طرف راست شير و خورشيد ”نومرهٔ دو“ و طرف چپ ”قيمت روزنامچه از قرار يک عدد در يک هفته پانصد دينار است که در سال دو تومان و چهار هزار دينار مى‌شود“. زير شير و خورشيد نوشته: ”اخبار داخلهٔ ممالک محروسهٔ پادشاهي“ و نام مدير و دبير در سر اين روزنامه نيست، اين روزنامه تا سال ۱۲۷۷ به همين نام و از آن پس به ”روزنامهٔ دولت عليه ايران“ ناميده شد.

نخستين خبرى که در شمارهٔ اول اين روزنامه نوشته شده اين است:

”از آنجا که همت حضرت اقدس شاهنشاهى مصروف به تربيت اهل ايران و استحضار و آگاهى آنها از امورات داخله و وقايع خارجه است لهذا قرار شد که هفته به هفته احکام همايون و اخبار داخلهٔ مملکتى و غيره را که دردول ديگر گازت مى‌نامند در دارالطباعة دولتى زده شود (لفظ ”چاپ“ هنوز معمول نبوده است) و به کل شهرهاى ايران منتشر گردد که اهالى ممالک ايران نيز در هر هفته از احکام دارالخلافهٔ مبارکه و غيره اطلاع حاصل نمايند و از جملهٔ محسنات اين گازت يکى آنکه سبب دانائى و بينائى اهالى اين دولت عليه است. ديگر آنکه اخبار کاذبهٔ اراجيف که گاهى برخلاف احکام ديوانى و حقيقت حال در بعضى از شهرها و سرحدات ايران پيش از اين باعث اشتباه عوام اين مملکت مى‌شد بعد از اين به واسطهٔ روزنامه موقوف خواهد شد و بدين سبب لازم است که کل امناى دولت ايران و حکام ولايات و صاحب‌ منصبان معتبر و رعاياى صادق اين دولت اين روزنامه‌ها را داشته باشند، و برحسب قرارداد فوق در يوم جمعه پنجم شهر ربيع‌الثانى ايت سنهٔ ۱۲۶۷ به اين کار شروع شد و مباشر اين روزنامه به هر کس که طالب باشد هفته به هفته خواهد رساند“.

تاريخ روزنامه‌ها و مجلات فارسى

تاريخ روزنامه‌ها و مجلات فارسى را پرفسور ادوارد براون خاورشناس انگليسى در ضمن تاريخ ادبيات مشروطهٔ ايران گرد آورده است بدانجا رجوع شود. من‌جمله بعد از اين روزنامه روزنامهٔ دولتى و يکى روزنامهٔ ملتى و ديگر علمى بورق کوچک نشر يافت و بالأخره به تاريخ يازدهم محرم سنهٔ ۱۲۸۸ روزنامهٔ بزرگ‌تر و مهم‌ترى به‌نام ”ايران“ در تحت رياست محمدحسن‌خان پيشخدمت خاص و رئيس دارالطباعهٔ دولتى ملقب به صنيع‌الدوله که بعدها در ۱۳۰۴ اعتمادالسلطنه لقب گرفت در مطبعهٔ سنگى به ورق کوچک هفته‌اى سه شماره منتشر گرديد، و در ربيع‌ اول سنهٔ ۱۲۸۸ نيز روزنامهٔ کوچک يک ورقى به‌نام ”مرآت‌السفر و مشکوةالحضر“ در سرگذشت مسافرت شاه در اردوى شاهى انتشار يافت و چاپخانهٔ سنگى که روزنامه در آن چاپ مى‌شد همه جا با اردو در اسفار حرکت داده مى‌شد و رئيس آن هم محمدحسن‌خان مذکور بود و اين روزنامه مصور بود، و در سنهٔ ۱۲۹۴ روزنامهٔ ”علمي“ مصور در تهران منتشر گرديد. و غالب اين جرايد در چاپخانهٔ سنگى ”ليتوگرافي“ به طبع مى‌رسيد ـ جزء روزنامهٔ ايران که اول در مطبع سنگى چاپ مى‌شد و بار ديگر در چاپخانهٔ حروفى به طبع رسيد و بار ديگر به چاپخانهٔ سنگى عودت کرد. و در آغاز سال ۱۳۰۰ نيز به رياست محمد‌حسن‌خان صنيع‌الدوله روزنامهٔ نفيسى در تهران به مطبعهٔ سنگى و به خط نستعليق مرغوب که غالباً خط ميرزا رضاى کلهر استاد مشهور نستعليق‌نويس است با تصور رجال کشور و رجال خارجه با بهترين نقاشى‌هاى ”ابوتراب غفاري“ و ”موسي“ ماهى يک شماره به‌نام ”شرف“ انتشار يافت و تا اواخر سنهٔ ۱۳۰۹ دائر بود و مجموع هشتاد و هفت شماره است. بعد از فوت محمدحسن‌خان اعتمادالسلطنه اين روزنامه هم خوابيد و سپس در شهر صفرالمفر سنهٔ ۱۲۱۴ سال اول جلوس مظفرالدين شاه روزنامه‌اى به همان قواره و همان ساخت منتها دو برابر آن يعنى در هشت صفحهٔ مصور به قلم ”مهدي“ و ”مصورالملک“ که ظاهراً هر دو يک نفر است ماهيانه منتشر شد و نام آن را ”شرافت“ نهادند و اين روزنامه زير نظر محمدباقر اعتمادالسلطنه داير گرديد ـ اما حق آن است که خط و تصوير اين يکى به آن نمى‌رسيد معذلک در خط و تصوير در عالم خود بى‌نظير بوده است، و امروز هم استادان ايرانى بهتر از آن نمى‌توانند گراور قلمى را ظريف و جاندار و خوشرنگ از کار بيرون آورند. ماهوار شرافت تا سنهٔ ۱۳۲۰ شهر صفر شصت و پنج شماره منتشر شده است و بعد از آن خبرى نيست.

در عصر ناصرى و مظفرى روزنامه‌هاى زياد مانند: روزنامهٔ اختر در اسلامبول و قانون ملکم در لندن و ثريا و پرورش در مصر و حبل‌المتين در کلکته و ماوراءبحر خزر در عشق‌آباد و غيره داير بودند، و از اين جرايد ثريا و پرورش که در مصر چاپ مى‌شد از حيث سبک انشاء قابل توجه بود چه نويسندهٔ آن روزنامه ميرزاعلى پرورش از ادباى بسيار خوش‌ذوق بود و در ۱۳۲۰ جوانمرگ شد.

در داخلهٔ ايران نيز روزنامه‌اى به‌نام تربيت به مديرى و دبيرى مرحوم ميرزا محمدحسين اديب متخلص به فروغى در چاپخانهٔ سنگى انتشار مى‌يافت و اين روزنامه نيز از حيث انشاء خوب بود ـ فروغى در روزنامهٔ ايران و ساير جرايدى که زيردست اعتمادالسلطنه منتشر مى‌گرديد نيز دست‌اندر کار بوده است و در حقيقت مطبعهٔ دولتى و روزنامه‌ها را معزى‌اليه مى‌چرخانيده است ـ همچنين در کتبى که مرحوم اعتمادالسلطنه طبع مى‌کرد فروغى احياناً متحمل زحمت نويسندگى بوده و او از نويسندگانى است که به هر دو سبک (سبک قديم و سبک ساده) چيز مى‌نوشته است، و تاريخ ساسانيان که ترجمهٔ کتاب ”راولنسن“ است به قلم او و به‌نام خود او به طبع رسيد و پاورقى‌هاى بسيار لطيف مانند رمان ”عشق و عفت“ در روزنامهٔ تربيت از او باقى است، فروغى نيز دستى داشت و صاحب ديوان است.

روزنامهٔ حروفى ديگر ”اطلاع“ است که با حروفى سربى منتشر مى‌شد ـ مدير و نويسندهٔ اين روزنامه مرحوم مجيرالدوله کاشانى از فضلاى آن عصر بود و اين روزنامه تا ظهور مشروطه دوام آورد.

روزنامهٔ ديگر ”ادب“ بريا است و به قلم مرحوم ميرزا صادق اديب‌الممالک متخلص باميرى در خراسان و تبريز و طهران منتشر مى‌شد ـ گاهى هم کاريکاتور داشت و اشعار اميرى آن را گاه به‌ گاه زينت مى‌بخشود.

اينها بودند روزنامه‌هاى مهم آن عصر و سواى اين نيز روزنامه‌ها و مجله‌هائى داير بوده است که براى شناخت همه بايستى به تاريخ ادبيات مشروطه تأليف پرفسور ادوارد براون رجوع شود.

همچنین در شماره -روزنامه رسالت > شماره 6755 28/4/88 > صفحه 18 (تاريخ) > متن-روزنامه رسالت به قلم آقای حجت الله کریمی مطلب زیر آمده که خواندنی است.
نگاهي به تاريخچه مطبوعات در ايران از آغاز تا 1320





مخالفت شديد محمدعليشاه با اساس مشروطيت و آزاديخواهان نهايتا منتهي به كودتاي وي و به توپ بستن مجلس شوراي ملي در 23 جمادي الاولي 1326 هـ.ق شد. نامبرده به دستياري درباريان و ديگر مخالفان مشروطه رسما علم مخالفت با مشروطه را بر افراشت و علي رغم قسمي كه در پاسداشت آن ياد كرده بود بنيان مشروطيت را بر هم زد.
حوادث مذكور تاثير بسزايي در وضع جرايد ايران داشت به طوري كه پس از جريان بمباران مجلس تمتم مديران جرايد كه مدافع مشروطيت و مخالف استبداد بودند يا كشته شدند يا از نفي بلد شده تبعيد گشتند. در نتيجه استبداد صغير بر كشور سايه افكنده و ركن چهارم مشروطيت تعطيل گرديد. ميرزا جهانگير خان صور اسرافيل و نيز مدير روزنامه روح القدس از جمله فدائيان و مقتولين اين حوادث بودند. آنهايي هم كه توانستند از اين مهلكه جان سالم به در برند از قبيل سيد محمد رضا مساوات مدير روزنامه مساوات و علي اكبر دهخدا نويسنده روزنامه صور اسرافيل كه بعدا روزنامه اي به همين نام در سوئيس تاسيس كرد و همچنين مدير روزنامه مظفري و مدير الملك مدير روزنامه صبح صادق و جمع زياد ديگري آواره و حيران و سرگردان د رممالك بيگانه از جمله اروپا، هند و مصر به سر مي بردند. تا اينكه قهرمانان ملي بار ديگر به پا خواسته تهران را فتح كردند، بنيان استبداد را برچيده و مشروطيت را احياء نمودند. بنابراين محمد عليشاه تاج و تخت را رها كرده به روسيه پناه برد و آزاديخواهان و مديران و اصحاب مطبوعات به موطن خويش بازگشتند.
با جانشيني احمد شاه و بازگشت ارباب و اصحاب مطبوعات به كشور و شروع مجدد كار، بازار جرايد رونقي دوباره يافت. اين بار جرايد با كار مفيدتر، قطع بزرگتر و هريك با سبك مخصوص و با مسلكي خاص شروع به انتشار نمودند. احزاب، انجمنها و جريانات مختلف سياسي هر كدام روزنامه اي به عنوان ارگان خود به راه انداخته و افكار و عقايد خود را از آن طريق رواج مي دادند؛ دموكراتها روزنامه “ايران نو” را تاسيس كردند جمعيت اعتداليون جريده “شوري” را برقرار نمودن و حزب اتفاق و ترقي روزنامه ميانه رو استقلال ايران را به معرض انتشار گذاشتند.
پس از انحلال دوره دوم مجلس باز هم يك دوره خمودي و فترت بر بازار جرايد سايه افكند. و براي مدتي فعاليت جرايد تقريبا متوقف ماند تا اينكه دوره سوم مجلس افتتاح شد.
دوران پس از انحلال مجلس سوم تا تشكيل مجلس چهارم كه در ادبيات سياسي و تاريخي كشور از آن به دوره فترت تعبير مي شود برهه حساسي در تاريخ مطبوعات كشور به شمار مي رود. اين دوران كه از سال 1330 تا 1340 ه.ق يعني قريب به ده سال به طول انجاميد دوره اي است كه تحولات عظيمي در وضعيت جرايد كشور به وقوع پيوست. تحولاتي كه مي توان آن را بلوغ جرايد فارسي ناميد. دوره فترت با تمام اعمال نظرها و غرض ورزيها كه برخي جرايد را تا سر حد تبديل شدن به كاغذ پاره اي تنزل مي داد از لحاظ دخالت و تاثير مطبوعات در اداره امور كشور از مهمترين ادوار تاريخ مطبوعات در ايران است.
با در نظر گرفتن اينكه در دوران مذكور شالوده سياسي كشور از هم پاشيده شده و عملادر كشور نه دولتي قوي و متمركز وجود داشت و نه مجلس و قوه مقننه اي كه به تنظيم و اداره امور كشور بپردازد و لحاظ مسئله حضور بيگانگان در كشور اهميت و نقش ويژه مطبوعات محرزتر مي گردد. به همين علت است كه در دوره فترت جرايد مهم و تاثير گذار متعددي در تهران و ساير نقاط كشور تاسيس و منتشر شد. جرايد مهم اين دوره عبارت بودند از: ستاره ايران، رعد، برق، عصر جديد، كوكب ايران، نوبهار، ايران، شفق سرخ، ايران آزاد، وطن، عصر انقلاب، گلشن، حلاج، صداي طهران، زبان آزاد، صداي ايران، ميهن، بهارستان، حيات جاويد، كار، حقيقت، مرد آزاد، قانون، رهنما، شمس، بدر، جنت، توفيق، نسيم شمال و ...
در اين دوره حوادث جنگ جهاني اول و اخبار مربوط به رخدادهاي حاصل از آن چه در داخل كشور چه در خارج همچنين اخبار تاسف بار مربوط به جنگ موضوعات تازه اي براي درج در مطبوعات پديد آورد و روزنامه هاي ورق بزرگ هر كدام سه صفحه خود را به درج اخبار جنگ جهاني اختصاص مي دادند. و حتي بعضي از اين جرايد مانند عصر جديد اغلب سرمقاله هاي خود را در مورد بحث درباره حوادث خارجي و اوضاع جنگ به رشته تحرير در مي آوردند.
نفوذ و اهميت جرايد در دوران فترت باعث شد كه چندين بار دولت به تعطيلي و توقيف روزنامه ها اقدام نمايد. بارها دولتهاي وقت تمام يا عده اي از روزنامه هاي پايتخت را بستند. از جمله در دولت مستوفي الممالك در اسفند 1296 كليه جراي سياسي توقيف شد. و فقط جريده نيمه رسمي و دولتي “ايران” به مديريت سيد حسين اردبيلي منتشر مي شد.
كودتاي 1299 و روي كار آمدن رضاخان آغاز دوراني سخت براي اصحاب مطبوعات بود. پس از كودتا و با تشكيل كابينه از سوي سيد ضياء الدين طباطبايي، سيد ضياء كه خود از روزنامه نگاران معروف به شمار مي آمد و به اهميت و نقش جرايد در سياست وقوف كامل داشت تعداد زيادي از جرايد مهم پايتخت از جمله گلشن، حلاج و ستاره ايران را توقيف كرد.
سختگيري بر مطبوعات با پايان حكومت سيد ضيا پايان نيافت بلكه پايان زمامداري كوتاه وي آغاز قدرت گيري رضاخان و سر آغاز آزار و اذيت و سختگيريهاي بيشتر براي ارباب و اصحاب مطبوعات بود. رضاخان كه تاب تحمل انتقادها و نيش و كنايه هاي روزنامه نگاران را نداشت بر منتقدين و مخالفين بسيار سخت گرفته و از سوي ديگر موافقين را مورد حمايت قرار مي داد. از بدترين برخوردهاي رضاخان با روزنامه نگاران مخالف كتك زدن صبا و قتل عشقي دو تن از روزنامه نگاران وطن پرست و پرشور ايران بود.
ميرزاده عشقي مدير روزنامه قرن بيستم از نويسندگان، شعرا و جوانان پر شوري بود كه با سرودن اشعار انتقادي و نوك تيز قلم انتقاد خود از اوضاع سياسي كشور قلدريهاي رضاخان و علي الخصوص از جمهوريخواهي ادعايي رضاخان به شدت انتقاد مي كرد. رضاخان و طرفدارنش كه به هيچ وجه تاب تحمل اين رفتارها را نداشتند موجبات قتل اين شاعر انقلابي را فراهم كردند. قتل عشقي راه ديكتاتوري رضاخان را هموار ساخت و آزادي را از مطبوعات گرفت. هر چند پس از واقعه قتل عشقي عده اي از روزنامه نگاران در مجلس تحصن نموده و به اين اقدام اعتراض كردند اما اين مقاومت ها ديري نپاييد و سرانجام زور و قلدري غالب شد و در اندك مدتي جرايد يكي پس از ديگري در محاق تعطيلي فرو رفتند.
رضا شاه در آذر 1304 با انحلال قاجاريه رسما تمامي امور كشور را به دست گرفت. و چون قبلاتمام مقدمات كار را به نحو اكمل آماده ساخته بود وتمامي مخالفين را از سر راه برداشته و رعب و وحشت را در دل همگان انداخته بود از اين جهت جرايد و مطبوعات نيز بخصوص با پيش آمد قتل عشقي همه فكر كار خود را كرده و كاملامراقب وضع خود بودند. با اينكه تغيير سلطنت و انتقال آن از دودمان قاجاريه به فردي بي ريشه و يك نظامي گمنام امري غير متعارف و خلاف عرف و قانون به شمار مي آمد با اين وجود رويكرد جرايد به آن چندان غير عادي نبود بلكه اكثرشان آن را عنوان امري متعارف نشان دادند و اغلب با آن همصدا گشتند.
دوران حكومت 16 ساله رضاخان از سخت ترين و تارك ترين دوران مطبوعات در كشور به شمار مي رود. در اين دوره شهرباني كاملادر مندرجات جرايد نظارت مي كرد و مديران مطبوعات حق نشر هيچ گونه مطلبي را بدون اجازه شهرباني نداشتند. دخالت شهرباني نه فقط نسبت به مقالات سياسي و اخبار داخلي و خارجي جرايد بود، بلكه اعلاميه هاي روزنامه ها نيز قبل از انتشار به نظر شهرباني مي رسيد.
در اين دوره كوچكترين مطلبي خلاف نظر دولت درباره مديران جرايد براي حبس و تبعيد مديران جرايد كافي بود وچه بسا مدير روزنامه كه به علت درج كوچك مدتها در سياه چال زندان قصر به سر مي بردند. تنها روزنامه هايي مي توانستند به انتشار خود ادامه دهند كه اولابر خلاف نظر دولت و شخص شاه كوچكترين چيزي در روزنامه خود ننويسند و ثانيا در رفتار و اعمال خود كمال احتياط و مواظبت را نموده مبادا كه شهرباني نسبت به آنان بد بين گردد. روزنامه هاي اطلاعات و ايران از روزنامه هايي بودند كه توانستند با سياست مدبرانه خود در طول سلطنت رضاشاه به انتشار خود ادامه دهند و حتي مديران آنها از مزاياي نزديكي به دستگاه دولتي برخوردار شوند.
رفتار دولت و شهرباني نسبت به بعضي از مديران جرايد به اندازه اي خشن و سخت بود كه عاقبت پس از تحمل رنجهاي فراوان در زندان جان داده و مدتها كسي حق بردن نام آنها را نيز نداشت. من جمله از اين مديران فرخي يزدي مدير روزنامه توفان است. وي اصالتا از مردم يزد و شاعري خوش قريحه و نويسنده اي توانا بود. به مناسبت افكار آزاديخواهانه خود مدتها در زندان رضاشاه به وضع بدي به سر مي برد و عاقبت هم با تزريق آمپول هوا در زندان جان داد و بودن آنكه شهرباني بگذارد كسي از مرگ او اطلاع حاصل كند وي را به خاك سپردند.
سرگذشت فرخي نمونه كوچكي است از طرز رفتار شهرباني و اداره سياسي با مديران جرايد. رفتار اين ادارات بخصوص از سالهاي 1316 به بعد كه گروه كمونيستي در ايران كشف شد به مراتب سخت تر گشت و مندرجات جرايد منحصرا عبارت بود از دستورات متوالي و پي در پي شاه و اخبار و سخنرانيها كه به منظور تقويت سلطنت ايراد مي شد و همچنين مسافرتهاي شاه به اطراف كشور و مطالبي از اين قبيل بود. تا اين كه در شهريور 1320 ديكتاتور از كشور اخراج شد و جاي خود را به وليعهدش محمد رضا سپرد.
شروع سلطنت محمد رضاشاه آغاز دوران تازه اي براي مطبوعات كشور بود با سقوط رضاشاه و باز شدن دربهاي آهنين زندانها و متعاقب آن آزادي زندانيان سياسي كه سالها در حبس ديكتاتور به سر برده بودند سيلي از مديران جرايد نيز كه به جرمهاي سياسي در حبس به سر مي بردند آزاد شدند. با آزادي زندانيان سياسي و مديران دربند مطبوعات كه همزمان با آزادي نسبي فضاي سياسي كشور پس از سقوط رضا شاه بود جرايد بار ديگر پا به عرصه انتشار نهادند. و هر روز در تهران و شهرستانها يك يا چند روزنامه تاسيس و منتشر مي شد.
اوايل دهه 1320 دوراني بود كه كشور بعد از يك دوره خفقان سياسي و دوران ديكتاتوري و قبل از آنكه محمدرضاشاه بتواند به كمك حاميان خارجي خود ديكتاتوري نويني را تاسيس كند فضاي نسبتا آزادي را تجربه مي كرد. در اين دوره ابتدا اكثر صفحات و اوراق جرايد به انتقاد از دوره گذشته و اعمال خلاف قانون رضاشاه اختصاص مي يافت و جرايد به شدت از شاه سابق و دستگاه پليسي او انتقاد مي كردند. به خصوص با محاكمه سر پاس مختاري رئيس كل شهرباني دولت رضا شاه و جمعي از همدستان و همكاران او اين روند شديدتر شد.
در اين دوره علاوه بر انتشار جرايدي كه در گذشته منتشر مي شد و در دوره رضا شاه توقيف و يا مديران آنها از انتشار صرف نظر كرده بودند (روزنامه هايي از قبيل نجات ايران، اميد، اقدام و ...) روزنامه هاي بسياري نيز تازه تاسيس و انتشار مي يافت و هر روز به تعداد آنها افزوده مي شد. تا اينكه حادثه 17 آذر در دولت قوام پيش آمد و نامبرده دستور توقيف تمام جرايد را صادر كرد و فقط يك روزنامه رسمي دولتي به نام “اخبار روز” منتشر مي شد و مدتي تنها روزنامه پايتخت همين روزنامه اخبار روز بود تا اينكه قانون مطبوعات از تصويب مجلس گذشت و مجددا روزنامه هاي واجد شرايط اجازه انتشار يافتند.
از شهريور 1320 به بعد به علت برقراري حكومت نظامي در كشور غالبا جرايد به وسيله حكومت نظامي توقيف و مدتي از انتشار آنها جلو گيري مي شد. با اشاره دولتها حكومت نظامي مي توانست براي هر مدت و هر اندازه كه لازم بداند از انتشار هر روزنامه اي جلوگيري كند. براي نشر و دريافت امتياز از شوراي عالي فرهنگ شرايط و مقررات مشكلي به صورت تصويب نامه از هيئت وزيران گذشت كه عده محدود و معيني مي توانستند از آن برخوردار شوند. من جمله اينكه سردبير روزنامه حتما بايد داراي درجه ليسانس يا بالاتر باشد و نيز صاحب امتياز بايد براي انتشار روزنامه مبلغ پنج هزار تومان و براي نشر مجله يكهزار و پانصدتومان تضمين بانكي براي مدت يكسال بپردازد.

برای اطلاعت بیشتر می توانید نوشته زیر را هم مطالع نمایید.

روزنامه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به: ناوبری، جستجو

روزنامه نشریه‌ای است که به طور مرتب و منظم تهیه، چاپ و پخش می‌شود و بی هیچ قید و شرطی در دسترس مردم قرار می‌گیرد. روزنامه نه بیانیه است و نه اطلاعیه و برای روشن ساختن افکار مردم بلکه به نشر اخبار و اطلاعات در زمینه‌های گوناگون و انتقاد و صلاح‌اندیشی در امور عمومی می‌پردازد.

پیدایش روزنامه‌ها [ویرایش]

در سده ۱۸ جزوه‌ها و اوراق اطلاعاتی برای نخستین بار در اروپا؛ به طور روزانه، چاپ و پخش می‌شد. پس از پایان سده ۱۹ تعداد خوانندگان روزنامه‌های اروپایی افزایش یافت و به هزاران یا میلیون‌ها نفر رسید. روزنامه‌های اولیه بسیاری از انواع اطلاعات را در قطعی محدود و قابل تکثیر جای می‌دادند. روزنامه‌ها اطلاعاتی را درباره امور جاری، سرگرمی و آگهی در یک‌جا ارائه می‌کردند.

چاپ مطبوعات روزانه ارزان در ایالات متحده آمریکا، به سال ۱۸۹۲ میلادی باز می‌گردد. این روزنامه‌ها نخست فقط در شهر نیویورک توزیع می‌شد، اما پس از مدتی در تمام شهرهای بزرگ شرق آمریکا توزیع گردید. در نخستین سال‌های سده ۲۰، روزنامه‌های شهری یا منطقه‌ای پدیدار شد که اکثر مناطق ایالات متحده آمریکا را پوشش می‌داد. در دوران مهاجرت انبوه، روزنامه‌های بسیاری به زبان‌های خارجی در آمریکا منتشر گردید. در سال ۱۹۱۱، نود و هفت روزنامه به زبان آلمانی در شهرهای غربی و شمال شرق آمریکا منتشر می‌شد.

نخستین روزنامه‌های معتبر نیویورک تایمز و لندن تایمز بودند. در دیگر کشورهای اروپایی، این دو روزنامه به عنوان الگو مورد توجه قرار می‌گرفتند. روزنامه‌های بخش ممتاز بازار تبدیل به نیروی سیاسی عمده‌ای شدند.

در سال ۱۹۶۰ هر روز در انگلستان بیش از یک روزنامه به ازای هر خانواده به فروش می‌رسید؛ به طور متوسط ۱۱۲ روزنامه برای هر ۱۰۰ خانواده، اما این نسبت از آن پس پیوسته کاهش یافته‌است. امروزه کم‌تر از ۹۰ روزنامه برای هر ۱۰۰ خانواده به فروش می‌رسد.

کشورهای اروپایی، هر کدام تعدادی روزنامه‌های سراسری، خصوصی و دولتی دارند. روزنامه‌های اروپا اغلب دیدگاه‌های سیاسی متفاوتی دارند، موضوعات متفاوتی را دربر می‌گیرند و امکان انتخاب برای خواننده فراهم می‌کنند. در آمریکا، هم‌چنان انتشار روزنامه‌های محلی به صورت یک پیشه انحصاری درآمده‌است. اگر چه روزنامه‌ها در آمریکا محلی هستند، اما به هیچ وجه تماماً در مالکیت افراد محلی قرار نمی‌گیرند. بیش از ۷۰ درصد این روزنامه‌ها به وسیله شرکت‌های انتشاراتی زنجیره‌ای کنترل می‌شوند. در بعضی از این روزنامه‌ها، همانند بسیاری از روزنامه‌های اروپا، مالکان خط مشی‌ها و سیاست‌های سرمقاله‌ها را تعیین می‌کنند و سردبیران و روزنامه‌نگاران خود را به پیروی از این سیاست‌ها متعهد می‌دانند. در زنجیره روزنامه‌های هرست، هر روز چندین سرمقاله برای سردبیران هشت روزنامه عمده فرستاده می‌شود، که بعضی از آن‌ها باید مورد استفاده واقع شوند، در حالی که بعضی دیگر می‌توانند مورد استفاده قرار گیرند.

بسیاری از دولت‌ها اقدام به جلوگیری تملک روزنامه‌ها به وسیله شرکت‌های زنجیره‌ای بزرگ کرده‌اند تا تلاش کرده‌اند موازنه سیاسی را به مطبوعات تحمیل کنند.در سال ۱۹۷۰ در نروژ، برنامه‌ای برای متعادل کردن سرمایه‌گذاری میان روزنامه‌هایی که نماینده جناح‌های مختلف سیاسی بودند آغاز گردید، و بیشتر اجتماعات محلی در آن کشور تنها دو یا چند روزنامه دارند که دیدگاه‌های گوناگون را در مورد اخبار ملی و بین‌المللی ارائه می‌کنند.

با ظهور اینترنت و کتاب الکترونیکی به تدریج تعداد روزنامه‌ها افزایش یافته و از شمارگان آن‌ها کاسته می‌شود. فناوری جدید چاپ و تولید روزنامه‌ها را بسیار آسان‌تر از گذشته ساخته‌است.

نخستین روزنامه‌های به زبان فارسی [ویرایش]

واژه «روزنامه» در متون کهن فارسی به کار ­رفته‌است و منظور از آن، بیان رویدادهای مهم درباره پادشاهان و شرح زندگانی وزیران و بزرگان بوده و در یک نسخه منتشر می­‌شده‌است.[۱]

این واژه تا روزگار آغازین دوره قاجار نیز به همین مفهوم بوده‌است، چنانکه مجموعه­‌هایی از این روزنامه‌­ها در زبان فارسی موجود است که آخرین مجموعه مستقل از این نوع، روزنامه میرزامحمد کلانتر شیراز در شرح رویدادهای زندیان، و روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه است.[۲]

در دوره قاجاری در معنی واژه روزنامه تغییری پدید آمد. به گزارش‌­های وقایع‌نگاران دولتی که از شهرستان­‌ها اخبار جاری را به دولت مرکزی می‌­نوشتند نیز روزنامه گفته می‌­شد.[۳]

نزدیک به شصت سال پیش از چاپ نخستین مطبوعات در ایران و هم‌عصر با زندیان، در سده ۱۸ (میلادی)، چاپ مطالب به زبان فارسی در روزنامه‌های هند و سپس انتشار روزنامه‌های تمام فارسی در آن کشور آغاز شده بود. از جملهٔ این روزنامه‌ها، می‌توان سلطان‌الاخبار، جام جهان‌نما و سراج‌الاخبار را نام برد. اسدالله خان غالب، شاعر نامور پارسی‌سرای آن زمان در سراج‌الاخبار شعرهایش را به چاپ می‌رساند.[۴]

پیشینهٔ روزنامه در خاورمیانه [ویرایش]

نخستین روزنامه خاورمیانه در سال ۱۸۲۸ هم زمان با سلطنت محمدعلی پاشا در مصر منتشر شد و نامش «الوقایع المصریه» بود. سه سال پس از آن روزنامه‌ای ترکی به نام «تقویم وقایع» منتشر گردید و هشت سال بعد در ایران روزنامه «کاغذ اخبار» (ترجمه کلمه Newspaper) به اهتمام میرزاصالح شیرازی یکی از نخستین دانشجویان اعزامی به اروپا انتشار یافت.

بازار روزنامه‌ها در آستانه انقلاب مشروطه رونق گرفت. رنه گروسه یکی از خاورشناسان می‌نویسد: «رستاخیز ملت ایران در آغاز قرن بیستم رستاخیز ادبی بود که بیشتر از طریق روزنامه‌ها متجلی گردید.» [۵]


یک سال پس از انقلاب (۱۲۸۶ خورشیدی-۱۹۰۷ (میلادی) ) هشتاد و چهار روزنامه در ایران منتشر می‌شد، نفوذ این روزنامه‌ها بر افکارعمومی به قدری بود که میرزا آقاخان کرمانی و جهانگیرخان صوراسرافیل دوتن از روزنامه‌نگاران نامی آن روزگار توسط محمدعلی شاه قاجار به جوخه اعدام سپرده شدند. فشار بر روزنامه‌ها در دوران رضاشاه نیز ادامه پیدا کرد، در این دوران هم میرزاده عشقی و فرخی یزدی بر سر این کار جان باختند.

درخشانترین دوران مطبوعات ایران دهه ۱۳۲۰ بود که فضای باز سیاسی رشدی بی سابقه را در روزنامه‌ها پدید آورد. تنها در طول سالهای ۲۰ تا ۲۶ تعداد ۴۶۴ نشریه منتشر می‌شد که ۴۳۳ عنوان به فارسی و بقیه به زبان‌های ارمنی، ترکی، کردی، انگلیسی، فرانسوی، روسی و لهستانی بود.[۶]

این روزنامه‌ها امور داخلی را با نهایت آزادی مورد بحث قرار می‌دادند، (امورخارجی توسط متفقین سانسور می‌شد) اکثر این روزنامه‌ها نیز از انقلاب اجتماعی دم می‌زدند و حمله به حکومت را وظیفه خود می‌دانستند. اما پس از کودتای ۱۳۳۲ روزنامه‌ها در ایران در محاقی طولانی افتادند که تا امروز ادامه دارد. در دوران پهلوی تنها نشریه‌ای که گاه خشم شاه را بر می‌انگیخت نشریه توفیق بود و جز در دو دوره کوتاه؛ یکی پس از انقلاب اسلامی در سالهای ۱۳۶۰-۱۳۵۷ و دیگری پس از ریاست جمهوری محمد خاتمی در سال‌های ۷۷و۷۸ مطبوعات ایران همواره از انعکاس آزادانه اخبار و انتقاد از حکومت محروم بوده‌اند.

مطبوعات در قانون ایران [ویرایش]

قوانین مطبوعاتی در ایران از اولین قانون مصوب محرم ۱۳۲۶ قمری تاکنون در پی محدود کردن آزادی‌های مصرح درقانون اساسی بوده‌اند.[نیازمند منبع] هرچند قانون اساسی مشروطه و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران هر دو بر آزادی مطبوعات تأکید داشته‌اند:

  • (...غیر از کتب ظلال و مواد مضر به دین مبین... – قانون اساسی مشروطه اصل بیستم)
  • (...مگرآنکه مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد...- قانون اساسی جمهوری اسلامی اصل بیست وچهارم)

هر دو قانون نیز رسیدگی به جرایم مطبوعاتی را همچون جرایم سیاسی به هیئت منصفه واگذار کرده‌اند.

جستارهای وابسته [ویرایش]

منابع [ویرایش]

  1. رحمانی، عنایت‌الله: روزنامه پروین خمسه و فهرست محتوای آن. بازدید: نوامبر ۲۰۱۱
  2. همان.
  3. همان.
  4. سید علی کاشفی خوانساری (صاحب امتیاز و مدیرمسئول). تهران: مؤسسهٔ شهرزاد قصه گوی کودک، 1387.
  5. رنه گروسه، ایران و نقش تاریخی آن، ترجمه: غلامعلی سیار
  6. ال ول ساتن و دیگران، ادبیات نوین ایران، ترجمه یعقوب آژند، ۱۳۶۳، ص۲۳۱
  • علی اکبر امینی، نگاهی به روزنامه نگاری در ایران تا پایان زمامداری مصدق، اطلاعات سیاسی اقتصادی شماره۲۱۳-۲۱۴
  • آنتونی گیدنز، پیامدهای مدرنیته، محسن ثلاثی،۱۳۷۱، ص۹
  • قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
  • قانون اساسی مشروطه
  • آنتونی گیدنز. جامعه‌شناسی. ترجمهٔ منوچهر صبوری. چاپ سوم. تهران: نشر نی، ۱۳۷۶. ۲۳۸.

برچسب ها:

بحث و نظرات

ارسال نظر

لطفاَ همه فیلدها را پر کنید
نام و نام خانوادگی
ایمیل

آخرین