آسيب شناسي مسئله طلاق در جامعه

آسيب شناسي مسئله طلاق در جامعه دو شنبه 7 اردیبهشت 1394

آسيب شناسي مسئله طلاق در جامعه

 

 

 

طلاق دلایل گوناگونی دارد. این دلایل متناسب با موقعیت، طبقه و جایگاه اجتماعی زوجین متفاوت است. شناخت عوامل مؤثر در شكل گیری این پدیده، در كنترل و كاهش آن نقش بسزایی خواهد داشت.
از بدو پیدایش انسان بر روی كره زمین، همواره زنان و مردان، با تشكیل كانونی به نام خانواده، عمری را در كنار هم گذرانده و فرزندانی در دامان پر مهر خود پرورش داده و از این جهان رخت بربسته اند. در یك نگاه ظاهری متوجه می شویم كه عناصر اصلی تشكیل دهنده خانواده، یك زن و یك مرد است كه مطابق آداب و رسوم اجتماعی خویش با یكدیگر پیوند زناشویی بسته اند و بعد فرزند یا فرزندانی بر جمع آنها افزوده شده است.
شاید بتوان در یك تقسیم بندی كلی زندگی انسان را به دو بخش اساسی تقسیم كرد. این دو بخش شامل دوران مجردی و دوران متأهلی است. متأهل كسی است كه ضمن تعهد به شخصی دیگر و پای بندی به پیوند بین خود و او در قبال آن شخص وظایف و حقوقی را برعهده دارد. ازدواج مرز جداكننده مجردی از متأهلی است. در هر حال چه ازدواج را پیوند میان دو روح تلقی كنیم و چه آن را صرفاً قراردادی اجتماعی بدانیم، دارای تأثیرات اساسی در زندگی فرد و اجتماع می باشد. اساسی ترین و آشكارترین كاركرد ازدواج بقای نسل می باشد و علاوه بر آن كاركردهای دیگری نیز بر آن مترتب است. طبیعی ترین شكل خانواده همین است كه هیچ عاملی جز مرگ نتواند پیوند زناشویی را بگسلد و میان زن و شوهر جدایی بیفكند. اگر ازدواج را قراردادی بین دو شخص برای زندگی مشترك بدانیم، این قرارداد همواره دایم نیست و گاهی بنا به دلایلی فسخ می شود. جریان فسخ قرارداد بین یك زوج را اصطلاحاً طلاق می گویند.
هیچ دختری در آغاز زندگی و در پای سفره عقد تصور نمی كند كه ممكن است روزی مشكلات چنان بر او غلبه كند و شرایطی بر او تحمیل شود تا دادخواست طلاق داده و به زندگی مشتركش پایان دهد.
طلاق، احساس باخت و بازنده بودن در ارتباط زناشویی است كه طرفین آن برای رهایی از این احساس، اقدام به جدایی می كنند. گاهی طلاق، تنها راه منطقی، برای حل مشكل به نظر می رسد. آنچه دارای اهمیت است، نگرش متفاوت افراد جامعه، نسبت به این پدیده است.
طلاق دلایل گوناگونی دارد. این دلایل متناسب با موقعیت، طبقه و جایگاه اجتماعی زوجین متفاوت است. شناخت عوامل مؤثر در شكل گیری این پدیده، در كنترل و كاهش آن نقش بسزایی خواهد داشت.
عوامل مؤثر در طلاق به گفته كارشناسان ازدواج هایی كه در آنها هماهنگی بیشتری میان زوجین وجود دارد موفق ترند و كمتر به طلاق می انجامند. تشابهاتی مانند طبقه اجتماعی، سطح تحصیلات، سطح هوش، هم نژاد بودن، دین مشابه داشتن، هم زبان بودن و...، یك ازدواج موفق را رقم می زند. ازدواجی كه با تشابه نژادی- زبانی- روانی و اجتماعی صورت بگیرد ازدواجی موفقیت آمیز است.
تفاوت طبقاتی یكی از عواملی است كه با امكانات اجتماعی؛ معمولاً دیدگاه های مختلفی را به وجود می آورد. البته اگر دو نفر، آن اندازه از آگاهی لازم برخوردار باشند كه این تفاوتها را به رسمیت بشناسند ازدواجشان منعی ندارد. دكتر آقاجانی (جامعه شناس)، معتقد است: «طلاق به عنوان مسأله اجتماعی یكی از مهم  ترین پدیده های حیات انسانی است. می توان گفت كمتر پدیده اجتماعی به پیچیدگی طلاق وجود دارد. علل و عوامل طلاق متفاوتند و این علل و عوامل یا در لایه های عمیق اجتماعی قرار دارند یا در لایه های ظاهری. اما باید توجه داشت كه درك، فهم و تفسیر لایه های عمقی كار پیچیده ای

 

است.»
دكتر آقاجانی علل و عوامل تأثیرگذار در طلاق را این گونه بیان می كند:
۱- عدم تفاهم و توافق اخلاقی، ۲- ناسازگاری و عدم سازش، ۳- بداخلاقی و بدرفتاری، ۴- خشونت (كتك زدن)، ۵- تفاوت و تضاد در زندگی، ۶- تفاوت های فرهنگی، ۷- سوءظن ۸- اعتیاد ۹- عدم شناخت و درك یكدیگر ۱۰- ازدواج دوم ۱۱- دخالت دیگران در زندگی ۱۲- اختلاف سن ۱۳- عدم علاقه ۱۴- بیماری روحی ۱۵- بیكاری ۱۶- عدم توافق در مسائل جنسی(زناشویی) ۱۷- ازدواج اجباری
البته از دیدگاه دكتر آقاجانی در میان طبقات مختلف اجتماعی (بالا، متوسط، پایین)، تفاوتهای اساسی در علت طلاق وجود دارد. به طور مثال، در طبقه پایین جامعه،  مهمترین علت طلاق مشكلات مالی عنوان می شود و بیكاری و ندادن نفقه، اعتیاد، خشونت و بداخلاقی و بدرفتاری از جمله دیگر علل طلاق است. تفاوت های طلاق در میان دو طبقه بالا و متوسط نیز مختلف است. مثلاً مهمترین عامل طلاق در میان طبقه بالا، عدم تفاهم و توافق اخلاقی است. در حالی كه درمیان طبقه متوسط،  تفاوت های فرهنگی مهم ترین عامل است.
سؤالات ما و پاسخ های روانشناس
برای آشنایی با دیدگاه های روانشناسی و طلاق به سراغ خانم وحیده دبیریان (روانشناس) رفتیم. ایشان به سؤالاتی در این زمینه پاسخ دادند.
* از دیدگاه روانشناسی، طلاق در چه زمانی به عنوان یك راه حل به زوجین پیشنهاد می شود؟ به عبارت دیگر آیا می توان در مواردی طلاق را سودمند دانست؟
- زمانی كه به خود واقعی ما صدمه وارد می شود و باعث پایین آمدن عزت نفس می شود، آن موقع است كه طلاق منفورترین حلال است. زمانی كه ما به خودمان ضربه وارد می كنیم و تحمل زندگی برایمان سخت می شود. زمانی كه تحملمان را پشت سر گذاشتیم، آن لحظه است كه خود واقعی فرد هیچ احساسی به طرف مقابل ندارد و تنها راه نجاتش را طلاق می داند.
از دیدگاه روانشناسی فروپاشی یك خانواده یك رویداد ساده نیست زیرا باید همه خاطرات و تجربیات نامطلوب زندگی از ذهن پاك شود و از بین برود تا فرد بتواند خود را با شرایط آتی زندگی هماهنگ سازد.
وقتی دوام زندگی دچار مشكل شود، اعتماد به نفس و آرامش انسان به خطر می افتد و همراه با این به خطر افتادن، اگر طلاق صورت نگیرد باعث نابودی خود فرد می شود.
* چه عواملی در طلاق تأثیرگذار هستند؟ به نظر شما مهم ترین عوامل كدامند؟
- در اصل مهمترین دلایل طلاق توقعات نادرستی است كه طرفین از یكدیگر دارند. در عین حال موارد زیر نیز قابل اشاره است:
۱- عدم آگاهی جنسی
۲- شهرت یكی از طرفین
۳- بیماری و یا نقص جسمانی
۴- نبود امنیت شغلی
۵- تضاد فرهنگی
۶- فقر مالی
۷- و عدم درك متقابل افراد از یكدیگر
اما یكی از مهم ترین عوامل طلاق در جامعه امروز ما بحران شخصیت است. همان بحرانی كه سبب می شود ازدواج ها صورت گیرد. بحران تنهایی یا یك خلاء عاطفی. خلائی كه باعث می شود در سن پایین،  فرد تصمیم بگیرد با ازدواج این گره یا عقده را از هم بگسلد. چنین افرادی كه هنوز به بلوغ روانی كامل نرسیده و آگاهی لازم را جهت ازدواج ندارند، فقط برای اینكه تنهایی خود را پر كنند به سراغ ازدواج می روند. این افراد نه به روابط جنسی، نه به مادیات و نه به ظواهر و... به هیچ چیز توجه نمی كنند و تنها توجه آنها به تشكیل زندگی تازه و استقلال فردی در نتیجه جدا شدن از خانواده خود است. همین بحران شخصیت باعث می شود كه فرد به هیچ كدام از تفاوتهای فرهنگی و... با فرد مقابل توجه نكند، تا فقط به استقلال فردی دست یابد. بنابراین بحران شخصیت به طور غیرمستقیم، طلاق را نیز برای فرد رقم می زند.
* راه های كاهش وقوع طلاق چیست؟
- از آن جایی كه ناآگاهی در زمینه های مختلف یكی از مهم ترین عوامل طلاق است، بنابراین مشاوره دادن به افرادی كه می خواهند ازدواج كنند و بالا بردن سطح آگاهی آنها، در جهت موفق بودن ازدواج كمك شایان توجهی است. در جامعه ما از مراكز مشاوره خانواده استفاده می شود.
در كشور ما آگاهی های مناسبی در مورد جنس مخالف داده نمی شود و این خود می تواند عاملی باشد برای شكست در ازدواج و در نتیجه طلاق.
* آثار سوء طلاق بر فرد و جامعه چیست؟
- مهم ترین اثری كه دارد احساس جدا شدن، تنهایی و منزوی شدن فرد است كه این اتفاق احتمال سوء تعبیرها و حتی خودكشی را افزایش می دهد و در اینجاست كه فرد از زندگی لذت نمی برد و احساس پوچی به او دست می دهد و با خود می گوید من برای چه زنده ام؟ حالا چه بر سر من می آید؟ از این پس چگونه باید زندگی كنم؟ بعد از این عامل بدبینی فرد نسبت به جنس مخالف و تعمیم آن نسبت به همه افراد جامعه شكل می گیرد. یك عامل كه باعث تشدید این حس می شود این است كه افراد جامعه نسبت به این افراد احساس ترحم می كنند و به آنها برچسب می زنند، در نتیجه فرد احساس كمبود بیشتری كرده و تنهایی او تشدید می  شود. از طرفی، دلسوزی بیش از حد اطرافیان و جامعه نیز، باعث می شود مشكلات روحی افراد مطلقه تشدید شده و جو بی اعتمادی بوجود آید.
* چه كنیم تا كودكان طلاق آسیب كمتری ببینند؟
- باید تا حد امكان حقیقت را برای كودكان بیان كرد. چون در غیر این صورت دلایل اشتباهی برای طلاق تصور خواهند كرد و از لحاظ روانی صدمه زیادی بر آنها وارد می شود.
در هنگام طلاق ۵ ترس برای كودكان بوجود می آید:
۱- حالا چه بر سر من می آید؟ ۲- كجا باید زندگی كنم؟ ۳- چرا پدر یا مادر مرا ترك كرد؟ ۴- چه كسی از من مراقبت می كند؟ ۵- همه اتفاق ها تقصیر من بود.
برخورد آگاهانه والدین باعث می شود، كودك بتواند بر این ترس ها غلبه كرده و پاسخی مناسب برای سئوال هایش بیابد.
عامل مهم و فراموش شده طلاق
دكتر مجد عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشكی ایران و مؤسس اولین مركز مشاوره جنسی در ایران، می گوید: «متأسفانه باید اعلام كنم كه عدم آگاهی زوج ها از ارتباط جنسی باعث جدایی بین آنان می شود و این جدایی ها روز به روز بر تعدادشان افزوده می شود.»
دكتر مجد در مورد این عدم آگاهی می گوید: «هر فردی در مورد مسائل مهم زندگی اش باید اطلاعات و دانش كافی داشته باشد، اما در ایران متأسفانه در مورد رابطه زناشویی اطلاعات كمی داده شده و اگر هم اطلاعاتی داده شده به صورت علمی و تخصصی بوده كه برای مردم عادی غیرقابل دسترسی است. از این رو افراد، زمانی به متخصصی مراجعه می كنند كه مشكلات آنان حاد شده و برای حلش خیلی دیر شده است.»
دكتر مجد در پاسخ به این سئوال كه چرا در ایران در این مورد بسیار كم صحبت می شود و یا اصلاً صحبت نمی شود، می گوید: «البته ریشه اصلی، مشكل فرهنگی است، یعنی در همه جوامع یكسری مسائل وجود دارد كه مردم در موردش صحبت نمی كنند، یا خجالت می كشند یا دلایل دیگری دارد و این عادت در طول تاریخ گسترش پیدا كرده و مشكل یكسال یا دو سال هم نیست، بلكه به قرن ها قبل برمی گردد. الان هم سعی نشده كه عرف جامعه شكسته شود، بلكه به زبان علمی یكسری مسائل، به جامعه یاد داده می شود، اینكه زوج ها چطور باهم زندگی كنند و ...»
مجد در ادامه می گوید: «به هر حال باید قبول كرد كه ارتباط جنسی یكی از مهمترین اركان یك زندگی مشترك است و كوچكترین خللی در این ارتباط، پایه های زندگی مشترك را ویران می كند و حتی باعث می شود كه زن و شوهر به فكر جدایی بیفتند. البته این دلیل نمی شود كه اگر یك زوج ارتباط جنسی سالمی داشته باشند، زندگی زناشویی شان هم خوب است و خوشبخت هستند،  این فكر كاملاً اشتباه است، زیرا ما پارامترهای زیادی برای گرمی زندگی زناشویی داریم، اما بازهم می گویم این پارامتر خیلی تعیین كننده است.»
آمارها نشان می دهد كه یك ارتباط جنسی مناسب ۶۰ تا ۷۰ درصد باعث رونق زندگی زناشویی می شود و متأسفانه دیده می شود كه خیلی از طلاق ها به خاطر نداشتن یك ارتباط زناشویی مناسب است.
قصه های واقعی طلاق
اینجا دادگاه خانواده، پر از قصه است. قصه شكست. قصه پرغصه یك زندگی كه مثل خود زندگی رنگارنگ است. همه اول می ترسند كه بگویند آمده اند دادگاه. فرقی نمی كند خواهان باشی یا خوانده. اعتراف به اینكه زندگی اشتباه بوده و به بن بست خوردی سخت است. اما كم كم راه می افتی.
اینجا همه مثل هم هستند. چند ساعت كه اینجا باشی می شوی جزو این جماعت. كم كم رنگ به صورتت برمی گردد. لرزش صدایت محو می شود و بلند و بدون خجالت حرف می زنی.
اول كه وارد می شوی كسی را نگاه نمی كنی تا كسی هم تو را نبیند. اما آرام كه شدی سرمی گردانی تا همدردانت را ببینی. اینجا دیگر كسی زندگی اش را پنهان نمی كند. كسی حتی گریه نمی كند. اشك ها قبلاً ریخته شده ... در سال ها زندگی. حالا اشك تبدیل به خشم شده. دیگر خسته اند از اشك و آه. همه دنبال راهی برای نجات سال های باقیمانده زندگی اند. حالا سكوت است و نگاهی سرد و حسرت بر سال های تلف شده و احساس پایمال شده .
***
- من بیست و سه ساله ام. یك سال و نیم است كه ازدواج كردم. زنم فامیلم است. بخاطر اختلاف فامیلی پدر زنم نمی گذارد زندگی كنیم. زنم را برده خانه اش و مجبورش كرده مهرش را اجرا بگذارد. مهریه اش پانصد سكه است. می شود پنجاه میلیون. من هم بیكارم. الان دادگاه دارم. آمدم بپرسم راهی هست زندان نروم یا نه؟
- چرا این قدر مهر كردی؟
- نمی خواستم. پدر و مادرم اصرار كردند.
*
- من سی و یك ساله ام دو تا بچه دارم. پسرم اول راهنمایی است و دخترم دبستان. شوهرم معتاد است و هر روز دنبال یك زن.
- چرا این همه سال صبر كردی؟
- از طلاق می ترسیدم. گفتم خوب می شود. اما بدتر شد.
*
- شش ماه است عقد كردیم. اما خواهر شوهرم خیلی دخالت می كند. آمده ام مهرم را اجرا بگذارم. بعد تقاضای طلاق كنم.
- مهریه ات چقدر است؟
- سیصد سكه.
- با شوهرت كجا آشنا شدی؟
- دوست بودیم.
*
- سه سال است ازدواج كردم. یك بچه دوساله دارم. شوهرم دو هفته است من را خانه پدرم گذاشته و رفته. می خواهم مهرم را اجرا بگذارم تا مجبور شود برگردد.
- شوهرت چیزی از خودش دارد؟
- نه هیچی.
- این شوهرها را از كجا پیدا می كنید؟
- اولش خوب بود. فروشنده بود.
- پس چرا بعد از سه سال می خواهی جدا شوی؟
- اولش عاشق بودم. خر شدم.
*
- دوساله ازدواج كردم. شوهرم نفقه نمی دهد. حاضر به طلاق هم نیست. می گوید باید تمكین كنی. مهریه ام هم كم است. چطور می توانم شكایت كنم كه یا نفقه بدهد یا حاضر به طلاق شود؟
- باید بری توی همان عقدنامه ای كه موقع عقد شرایطش را نخوانده، امضا می كردی، بدنبال چاره ای بگردی... .
***
- زنم مهرش را اجرا گذاشته و آدرس محل كارم را هم داده است. دیروز مأمور آمد محل كارم و آبرویم را برد. می خواهد برگردد. می توانم از دادگاه حكم بگیرم كه نفقه می دهم و او باید برگردد.
- زنت می تواند بگوید نفقه نمی خواهم، خانه ات هم نمی آیم. با زور كه نمی توانی مجبورش كنی...
***
دخترش شش سال پیش ازدواج كرد. همان دوران عقد فهمیدیم شوهرش معتاد است. هر چقدر به دخترم گفتم جدا شود قبول نكرد. می گفت آبروریزی است. من حتی عروسیش نرفتم.
حالا بعد از شش سال كه با هم قهر بودیم برگشته خانه ام با یك دختر سه ساله. شوهرش حتی حقوق دخترم را هم می گرفت و به جایش كتك می زد. خانه اش هم شده بود پاتوق رفقایش. حتی نماز خواندن دخترم را هم مسخره می كرد. حالا با پدرش آمده كاری را كه شش سال پیش باید می كرد ،انجام دهد. این وسط زندگی یك بچه تلف شد. می بینی؟
***
هر كس داستانی دارد. هر كس داستان دیگری را می پرسد تا ببیند زندگی خودش تلخ تراست یا دیگری. صبر او بیشتر است یا دیگری.
آنها كه آمده اند توافقی جدا شوند، كارشان راحت تر است و جرأتشان بیشتر. نه مرد، زن را به زور نگه می دارد تا موهایش را سفید كند، نه زن تاب می آورد تا بچه هایش بزرگ شوند و جلوی پدر بایستند. حتی اینجا هم طلاق دو نفره بهتر است.
اینجا معلوم می شود كی فریب خورده، كی اشتباه كرده. اصلا نمی دانیم برای چه ازدواج می كنیم. آن وقت یك ماه، یك سال؛ ده سال بعد كارمان به دادگاه می كشد.
اینجا آخر خط است. آخر خط یك زندگی كه روزی با هلهله و نقل و نبات و رؤیای سفیدبختی شروع شده و حالا با عدم سازش، فحاشی، دروغ، كتك، عدم تفاهم، بیكاری، نفقه، حضانت و اعتیاد و همسر دوم تمام می شود.
كاش همه آنهایی كه با عجله از پله های محضر بالا می روند تا با عجله «بله» بگویند و اسمشان برود توی شناسنامه دیگری، قبل از همه آن امضاها سری به اینجا می زدند و آدم ها را نگاه می كردند. می دیدند چند عاشق دلباخته، چند لیلی و مجنون سابق توی دادگاه سر هم داد می زنند!
كاش قبل از عقد، از آدم امتحان بگیرند كه زندگی را معنی كند. خودش را تعریف كند. كسی كه قرار است همسرش شود را تعریف كند. اصلا آدم را مجبور كنند كلمه به كلمه عقدنامه را بخواند و تا همه را نفهمیده، عقد نكنند.
آمار طلاق در ایران
نرخ ازدواج و طلاق در سال ۸۲ نسبت به سال ۸۱ به ترتیب ۶/۴ و ۵۹/۷ درصد افزایش یافت.
به گزارش ایسنا، نرخ ازدواج در كشور طی سال ۸۱ ، ۶۵۰ هزار و ۹۶۰ مورد بوده كه این رقم در سال ،۸۲ به ۶۸۰ هزار و ۹۳۴ فقره افزایش یافته است.
همچنین طلاق ثبت شده در كشور طی این مدت از ۶۷ هزار و ۲۵۶ به ۷۲ هزار و ۳۵۹ مورد رسیده است.
براساس آمار سازمان ثبت احوال، بیشترین و كمترین نرخ طلاق طی سال گذشته به ترتیب با ۲۰ هزار و ۲۴۴ و ۱۸۳ فقره در تهران و ایلام رخ داده است.
همچنین بیشترین و كمترین نرخ ازدواج در كشور طی سال ۸۲ در شهرهای تهران و ایلام به ترتیب با ۱۱۱ هزار و ۱۵۱ و ۴ هزار و ۶۷۷ فقره گزارش شده است.
به گزارش ایسنا بیشترین رشد طلاق در سال ۸۲ نسبت به سال پیش از آن با ۱۸/۴۴ درصد مربوط به استان اصفهان و كمترین با ۱۳/۲۲ درصد مربوط به استان ایلام بوده است.
آخرین آمار منتشره در خصوص طلاق و ازدواج در كشور همچنین حاكیست استانهای كهكیلویه و بویراحمد و چهار محال و بختیاری به ترتیب دارای بیشترین و كمترین رشد ازدواج با ۶۷/۱۶ و ۱۴/۷ درصد بوده اند.
گفتنی است نرخ ازدواج و طلاق شهری در شهر تهران طی سال گذشته به ترتیب ۱۰۴ هزار و ۹۴ و ۱۹ هزار و ۵۶۲ مورد و میزان ازدواج و طلاق روستایی به ترتیب ۷ هزار و ۵۷ و ۶۸۲ مورد بوده است.
بدین ترتیب نرخ رشد ازدواج و طلاق شهری و روستایی در پایتخت طی سال ۸۲ نسبت به سال ۸۱ به ترتیب ۵/۳ و ۱/۵ درصد افزایش نشان می دهد.
به گزارش ایسنا: طی ۶ ماه اول سال ۸۴ طلاق رشدی ۷ درصدی داشته است. آیت اللهی رییس سازمان ثبت احوال با اشاره به طلاقهای ثبت شده در ۶ ماه نخست امسال گفت: از ابتدای سال جاری تا پایان شهریور ماه، چهل هزارو ۸۰۴ فقره طلاق در كشور ثبت شده است كه این رقم در مدت مشابه سال گذشته (۳۸۰۲۲ مورد) بود و بیانگر رشد ۳۱۷/۷ درصدی است.
زندگی پس از طلاق
طلاق ضربه و بحران زندگی است كه تأثیری عظیم بر شخص می گذارد. اگر طلاق را تجربه كرده اید یا اینكه در حال تجربه طلاق هستید قلب ما نیز با شما همدرد است. افراد مشكلات مشتركی در مورد طلاق دارند. خیلی ها احساس شكست، خیانت و سردرگمی می كنند. البته این پایان داستان نیست. برای بسیاری از طلاقها سؤال اصلی این است (حالا چی؟) طلاق انتهای راه نیست. البته اصلا ساده نیست و چیزی هم نیست كه ما انتخابش كرده باشیم اما هنوز هم راه حلهایی وجود دارد كه شما می توانید انتخاب كنید.

 

 

 

 

 

 

 

 


برچسب ها:

بحث و نظرات

ارسال نظر

لطفاَ همه فیلدها را پر کنید
نام و نام خانوادگی
ایمیل

آخرین