مدیریت زمان

مدیریت زمان دو شنبه 7 اردیبهشت 1394

مدیریت زمان

مدیریت زمان،یک ابزار است.

می توان مدیریت زمان را ابزاری قلمداد کردکه با آن می توانید به زندگی بهتری دست یابیدکه دستاوردهای ارزشمند و احساس عمیق رضایت و کمال از ویژگی های آن به شمار می روند.مدیریت زمان وسیله ای است که شما را از جایگاه کنونی به مقصد مورد نظرتان می برد.مدیریت زمان مجموعه ای ازقوانین شخصی محسوب می شودکه اگر رعایت شود،به شما امکان می دهد آنچه را که برای رسیدن به موفقیت در زندگی نیاز دارید به دست آورده وانجام دهید وبه خوشبختی و اوج لذت در زندگی برسید.

به این نتیجه رسیده ام که رسیدن به هیچ موفقیتی بدون استفاده از مهارت های اصلی مدیریت زمان امکان پذیر نیست. حتی نمی توان تصورکرد که فردی با زندگی بهم ریخته و بی نظم،خوشبخت وموفق باشد.وقتی مدیریت زمان را تعیین می کنید به طور همزمان بسیاری دیگر از عادتهای خودرانیز بهبود می بخشیدکه منجر به دستاوردهای چشمگیر،ثروت و موفقیت در تمام بخش های زندگی تان می شود.

نقطه آغاز توسعه مهارتهای مدیریت زمان برای شما این است که بدانید مدیریت زمان درواقع همان مدیریت زندگی است.با این روش می توانید از ارزشمند ترین موهبت زندگی خود مراقبت کنید.بنجامین فرانکلین؛نویسنده و سیاستمدار آمریکایی می گوید:”اگر زندگی را دوست دارید،وقت را تلف نکنید ،چرا که زندگی از وقت ساخته شده است.”

وقتی بر زمان تسلط می یابید،همزمان بر آینده خود نیز کنترل کامل خواهید یافت.

روان شناسی مدیریت زمان

طبق قانون تناظر، زندگی بیرونی، تصویر منعکس شده زندگی درونی شماست.به هر جا که نگاه می کنید،تصویرمنعکس شده خود را می بینید.دنیا را آنگونه که هست،نمی بینید،بلکه آن را به صورت انعکاسی از وجود خود،یعنی درونتان خواهید دید.اگر می خواهید آنچه را که در دنیای اطرافتان جریان دارد-روابط ،نتایج و پاداش ها-تغییر دهید،بایدآن چه را که در دنیای درون تان می گذرد،تغییر دهید.

خوشبختانه این تنها بخشی از زندگی تان است که برآن کنترل کامل دارید.

نقطه آغاز موفقیت

نقطه آغاز برتری در مدیریت زمان ،میل و اراده است.تقریبا همه مردم احساس می کنندمهارت هایشان در زمینه مدیریت زمان می تواندبهتراز دیگران باشد.بسیاری از افراد بارها وبارهاتصمیم می گیرندکه بامتمرکزکردن و تعیین اولویت های بهتروغلبه برتعویق،در مدیریت زمان به جدیت برسند.گاهی تصمیم می گیرند در قبال مدیریت زمان جدی باشند،اما متاسفانه “جاده جهنم بانیت های خوب سنگفرش شده است.”

کلید انگیزش ،انگیزه و محرک است.برای این که میل کافی برای توسعه قدرت زمان داشته باشید،منافع و مزایایی که احساس می کنید از آن بهره مند خواهید شد،باید به شما انگیزه لازم را بدهد.باید به اندازه ای خواستار دستیابی به نتایج باشید تا برای دلایل طبیعی که باعث می شود کارها را با روش های قدیمی انجام دهید غلبه کنید.

سه مانع ذهنی در مقابل قدرت زمان

اگر همه مردم قبول دارند که مدیریت زمان مهارت مطلوبی است،پس چرا تنها عده کمی از آنها می توانند «سازمان یافته ،کارآمدوموثر»عمل کنند؟بسیاری از افراد،عقاید نادرستی نسبت به مدیریت زمان دارند.اما اگرباور دارید چیزی درست است،پس آن چیز برای شما حقیقت دارد.باورهای شما باعث می شوند که خودتان ،دنیای اطرافتان و همچنین رابطه تان با مدیریت زمان را به روش خاصی ببینید.اگر درهر زمینه ای،باورهای منفی داشته باشیدعاین باورها بر تفکروعملکردهای شما تاثیر می گذارد و سرانجام واقعیت می یابند.شما همانی نیستید که فکر می کنید باشید،بلکه آن چیزی که فکر می کنید،هستید.

مانع1:نگرانی درباره کاهش حالت طبیعی و خود انگیختگی

اولین اسطوره یا باور منفی از مدیریت زمان این است که اگر خیلی سازمان یافته باشید،فردی سرد،حسابگروبی احساس خواهیدشد.برخی از مردم گمان می کنند که اگرخیلی موثر و کارآمد باشند،آزادی وسادگی خودرااز دست خواهند داد .دیگر قادر نخواهند بود”با جریان همراه بوده”و عقاید خود را با صداقت وآشکارا بیان نمایند.فکر می کنند که مدیریت درست زمان ،انسان را انعطاف ناپذیروسرسخت می کند.

نکته اصلی ، پی ریزی و سازمان دهی کارهایی است که می توانید انجام دهید:دوراندیشی،برنامه ریزی برای احتمالات ،آمادگی کامل وتمرکز برنتایج خاص.تنها زمانی می توانید کاملا آسوده وخودانگیخته باشید که شرایط تغییر کند.هرچه در حوزه عوامل تحت کنترل خود،سازمان یافته تر باشید،برای ایجاد تغییرات فوری در موواقع لزوم ،آزادی وانعطاف پذیری بیشتری خواهید داشت.

مانع 2:برنامه ریزی ذهنی منفی

مانع ذهنی دوم برای توسعه مهارت های عالی مدیریتی زمان،برنامه ریزی منفی است که اغلب ما در دوران رشد و بلوغ خود،از والدین و همچنین دیگر افراد بانفوذ و موثر بر شخصیتمان ،کسب می کنیم.اگروالدینتان یادیگرافراد به شما بگویندکه خیلی نامنظم هستیدیا همیشه دیر می کنیدیا هیچ وقت کاری را که شروع می کنیدبه اتمام نمی رسانید،بازهم به صورت ناخودآگاه طوری عمل می کنیدکه از فرامین قبلی آنها پیروی نمایید. متعارف ترین توجیه برای چنین رفتارهایی این است:«من همین طورهستم!»یا «من همیشه این جوری بوده ام!»واقعیت این است که هیچ کس نامنظم وشلخته یا مرتب وکارآمدبه دنیانمی آید.مهارت های مدیریت زمان وکارایی شخصی،اصولی هستند که می آموزیم وبا تمرین وتکرار آنها را گسترش می دهیم.اگرعادتهای بدمدیریت زمان را در خودگسترش دهیم آموخته های خود را از یاد خواهیم برد.می توان عادتهای خوب رادرطول زمان جایگزین آنها کرد.

مانع3:باورهای خود محدود کننده

مانع ذهنی سوم درمقابل مهارت های مدیریت زمان ،خودانگاره منفی یا«باورهای خود محدود کننده»است.بسیاری از مردم گمان می کنند که توانایی مدیریت درست زمان خود را ندارند.این قبیل افراد اغلب فکر می کنند این باور بخش ذاتی وفطری زندگی یا میراث آنهاست.اما مدیریت درست یا نادرست زمان هیچ ژن یا کروموزومی نداردوبه هیچ عنوان ارثی نیست.هیچ کس با نقص ژنتیکی در سامان دهی شخصی اش به دنیا نمی آید.رفتارهای شخصی تاحدزیادی تحت کنترل خود شما هستند.

درانتخاب خود آزادید

رفتارهای شما در حوزه مدیریت زمان بیشترمربوط به مسئله انتخاب است.شما انتخاب می کنیدکه کارآمد یا نامنظم باشید.تصمیم می گیرید که بروظایفی با ارزش بالاتمرکز نمایید یا وقت خود را صرف فعالیت هایی کنیدکه ارزش کمی به زندگی تان می بخشندوهمیشه در انتخاب آزادید.

نقطه آغاز غلبه بربرنامه ریزی قبلی ورفع موانع ذهنی مدیریت زمان،تصمیم گیری واضح وبدون ابهام برای رسیدن به برتری کامل در روش استفاده از وقت،دقیقه به دقیقه وساعت به ساعت است.همین حالا باید تصمیم بگیرید که می خواهیددر مدیریت زمان مهارت یافته ومتخصص شوید.هدف شما مدیریت دقیق زمان است به طوری که مردم به شما نگاه کنندوشمارا الگوی اصلی برای عادات کاری خودقرار دهند. برگرفته ازکتاب قدرت زمان .انتونی رابینز.ترجه یلدا بلارک.نشر اشکذر.


برچسب ها:

بحث و نظرات

ارسال نظر

لطفاَ همه فیلدها را پر کنید
نام و نام خانوادگی
ایمیل

آخرین