جملات خواندنی...

جملات خواندنی... دو شنبه 7 اردیبهشت 1394

آرزو دارم دلت از غصه ها خالی شود سهم تو از زندگی یک عمر خوشحالی شود.

 

یا رب بر  خلق تکیه گاهم نکنی            محتاج گدا و پادشاهم نکنی

موی سیه ام سپید کردی به کرم           با موی سپید رو سیه ام نکنی

 

شکسپیر می گوید: خیانت تنها این نیست که شب را با دیگری بگذرانی خیانت م یتواند دروغ دوست داشتن باشد!

خیانت تنها این نیست که دستترا در خفا در دست دیگری بگذاری خیانت م یتواند جاری کردن اشک بر دیدگان معصومی باشد.

 

اگر کسی را نداشتی که به او بیاندیشی چون در آسمان کسی که به تو بیاندیشد.

 

در کنار ساحلت من قایقی شکسته ام تو همان ساحل عشقی که بهت دل بسته ام .

 

 

چه عالی بهتر از این نمی شود خنده ات از ته دل گریه ات از سر شوق و نباشد هیچ غروبت غمگین .

 

گاهی وقتها باید کم باشی تا کمبودت حس شود نه اینکه نباشی تا نبودنت عادت شود.

 

در طوفان زندگی با خدا بودن بهتر از ناخدا بودن است.

 

 

در دفتر زندگی برای سفید ماندن صفحه غصه هایت همیشه دعا می کنم.

 

در گذرگاه زمان خیمه شب بازی دهر با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد  عشقها می میرند رنگها رنگ دگر می گیرند .فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ دست نخورده به جای می ماند.

 

 

برای بلند شدن باید اندکی خک شد.

اگر گاهی مشکلات تورا خم کرد بدان آغاز ایستادن است.

 

 

اگر می خواهی ارزش خودت را نزد خدا بدانی نگاه کن ببین ارزش خدا نزد تو هنگام گناه چقدر است.

 

 

همیشه دور بودن معنای فراموش کردن نیست گاه ی فرصتی است برای  دلتنگ شدن.

 

 

مشکلات مثل سگ است اگر از آن فرار کنیم به نبالمان می آید ولی اگر به آن حمله ور شویم از دستمان فرار می کند.

 

 

خدایا کمک کن :

دیرتر برنجیم

زودتر ببخشیم

کمتر قضاوت کنیم

و بیشتر فرصت دهیم

 

منتظر نباش تا پرنده ای بیاید تا پروازت دهد در پرنده شدن بکوش.

 

زندگی کردن مثل راندن یک دوچرخه است شما نمی افتید مگر اینکه از پا زندن بایستید.

 

 

صدای آب هرگز زیبا نخواهد بود اگر صخره و سنگ در مسیر رودخانه نباشد.

 

 

کسی که عبادتها خالصانه خود را به سوی خدا فرستد ،پرودگار بزرگ بهترین مصلحت او را به سویش فرو خواهد فرستاد.

 

پسرک،آدمکی برفی می سازد تنها یک دقیقه نگاهش می کند  ولی اوج لذت به زیبایش لحظه ای است که آنرا خراب می کند و اینگونه اولین درسها رامی آموزد تا روزی مثل آدم بزرگ ها شود.

 

 

راز دل با کس نگفتم چون ندارم محرمی راز دل با آب گفتم تا نگوید با کسی  عاقبت ورد زبا ماهی های دریا شدم.

 

مرداب برای به دست آوردن نیلوفر سالها می خوابه تا آرامش نیلوفر به هم نخوره پس اگر کسی رو دوست داری برای داشتنش سالها صبر کن

 

پرنده ای را که دوست داری رهایش کن اگر عاشق باشه بر می گرده وگرنه هیچوقت عاشقت نبوده ... پرنده من هیچوقت بر نگشت.

 

به خدا گفتم بیا جهان را قسمت کن آسمون واسه من موجهاش مال تو ماه مال من خورشید مال تو خدا خندید و گفت: تو بندگی کن همه دنیا مال تو من هم مال تو .

 

اگر به خاطر زیبایی دوست ام داری دوستم مدار خورشید را دوست بدار با گیسوان زرینش اگر به خاطر جوانی دوستم داری دوستم

پرنده سر به شیشه های پنجره می گوید به گمانی که هواست و ما سر به سنگستان باورها به گمانی که رهایی اند.

 


برچسب ها:

بحث و نظرات

ارسال نظر

لطفاَ همه فیلدها را پر کنید
نام و نام خانوادگی
ایمیل

آخرین