و این گونه بود

و این گونه بود دو شنبه 7 اردیبهشت 1394

و این گونه بود

كودكي ديده به جهان مي گشايد .. اطرافيان دو دسته  هستند ...دسته اي ناشاد...

كودك سالم است،اما دختر مي باشد ... اين سئوال كه چرا دختر نه ؟از زماني كودكي براي من وجود داشت و دارد...

دختر چيست و چه خواهد شد؟شايد كمي غير منطقي باشد اما اگر چون نودونه درصد مردم چه ايراني و چه غير ايراني به آن نگاه كنيم مي بينيم چيز زياد نامعقولي را دنبال نكرده ايم....

از دير باز فرزنداناث مشكل بوده و دارنده آن با بي ميلي از آنچه دست روزگار بر دامانش نهاده ياد مي كند.... اگر ديدگان را بقول فيلم برداران كمي گسترش دهيم و لانگ شاتي از آنچه در اطراف و جوانب امر در جريان است تهيه نماييم به سادگي علت را در مي يابيم مهمترين درد يك جامعه فقر چه مادي و چه معنوي است و متاسفانه كشورهاي جهان سوم با هر دو آن بويژه نوع دومش دست به گريبان مي باشند.

شايد براي اكثر قريب به اتفاق سما دوران تحصيلاتتان اين موضوع انشاء مطرح شده باشد كه علم بهتر است يا ثروت ...راستش آن روزها كمتر كسي مي توانست بنويسد ثروت و بيستر محصلين به هر شكلي مي توانست علم را برتر مي خواند ، اما امروز با مطرح كردن اين سئوال در ذهنيت چون من اين مطلب مطرح مي شود كه آيا خداوندمي تواند سنگي را بسازد كه خود قادر به حركت دادن آن نباشد؟

دوست گرامي لطفا تعمق داشته باشيد رشته كلام در دستم مي باشد و از اصل مطلب دور نشده ام اين يكي از خواص يا به قول ديگر عادات حقير مي باشد كه براي بيان يك مطلب به استدلال هاي گوناگون رجوع كنم....

گفتيم آري خدا مي تواند سنگي بسازد كه قادر به حركت آن تكه نباشد ،بلكه چون او قادر و تواناست اين نمي تواند پاسخي براي علم بهتر است يا ثروت باشد زيرا آن مكمل يكديگرند ؟ با اين فرق كه كمتر اتفاق مي افتد و ثروتي در يك مجموعه وجود داشته باشد علاوه بر آنكه مهمترين عامل كه هرگز از آن ياد نمي شود وجود نداشته باشد... آن به نظر من ايمان است... اميد است،منطق و يقين است.

مطلب را بررسي مي كنيم عالمي به علت فشارهاي مادي به هر شكلي ممكن تن به برطرف نمودن موانع مي سپارد و براي اين كار علم خود را سرمايه مي فروشد و در اينجا ديگر نمي توان گفت علم بهتر يا بدتر از ثروت است،چرا كه عالم بي ايمان نمي تواند منطقي بياورد و لذا چاره اي جز اين نمي بيند نتيجه اين مي شود كه اگر عالمي در جهان سوم و كشورهاي اين منطقه از اره زمين باشد به علل مختلف تن به بيگانه مي سپارد و اين مي شود كه جهان گرسنه ،گرسنه تر مي شود...

ضعف فرهنگ و شناخت علت ما باعث مي شود كه راه علاج را در ماديات جستجو نمايند و هر چيزي كه به نحوي مشكل درراه رسيدن به ماديات است مفيد بدانند و اين دختر و زن يك صداست و براساس همان نظريه اي كه عرض كردم بايد نابود شود چرا كه در كوتاه زماني بر پايه يك سري رسوم و عادات كه بر خواسته ها از همان فرهنگ خود جوش جهان سومي است بايد طي مراسمي راهي منزل بخت شود الزامي مي باشد كه كالاهايي را به عنوان جهيزيه با خود ببرد يا نه كمي به عقب بر گرديم زماني كه جنگي صورت مي گرفت و زنان را به كنيزي مي بردند ... و اين ننگ قبيله مغلوب بود كه زنانش به اسارت برود اما اگر مرد بود يك سرباز بشمار مي آمد و مدافع قبيله ... يك انسان با عقيده آزاد منطقي به شمار مي آيد.

راستش زماني كه به دادگاه مدني خاص سر مي زنم انبوه زناني كه نااميدانه قرباني مي شوند مرا به اين سئوال وا مي دارد چرا آن زمان اينها رادر همان بدو تولد نابود نكردند كه حالا بايد همراهشان جمعي ديگر به وادي حسرت كشيده شوند ...زن كالا بوده ،هست ،و خواهد بود حقيقتي است تلخ ولي بايد قبول كرد چرا كه انسان جهان سوم مقصودم نژاد مذكر است او هم بايد محكوم شود همه بايد فاني شوند تا يك پنجم از انسانهاي كره زمين زندگي كنند...

اين برنامه اي است كه تنظيم شده به ماشين زمان سپرده شده و رباط هائي كه از گوشت و استخوان هستند آن را عملي مي سازند .. ساخت سلاحهاي گوناگون ،دسته بندي هاي سياسي اختلافات مذهبي سبك گرائي و غيره .... همه و همه براي آن است كه رباط ها بهتر كار خود را انجام دهند...

به خود نگاه كن با مشكلات فراوان پنجه پنجه افكندي بر آنها فارغ شدي و حالا بهعنوان يك الگوي كم و بيش مورد توجه خاص و عام هستي اما آيا حاضري حتي براي يك روز جاي آن زن روستائي يا عشاير در كوه و دشت زندگي كني ..كارهاي اورا انجام دهي شلتوك بكاري يا در آب گل آلود فرو برده شنا كني ؟جواب خير شما منطقي است چرا كه تو تلاش خود رابه نوع ديگري به نمايش گذارده اي ..ولي من مي گويم چند درصد از همنوعان شما به درجاتي در حد شما رسيده اند ..در يك حساب سرانگشتي آمار بسيار ناچيزي حاصل مي شود،اقليتي در مقابل اكثريت قابل توجه حالا چه مي گوئيد آيا اين شما نيستيد كه محكوم به فنا شده ايد؟ آيا اين شما نيستيد كه براي القاي واقعيت خود حاضر به انجام هر كاري حتي نابودي قشر عظيمي از همنوعان خود هستيد؟ حتي جنس مرد كه چون شما درگير اين طرز  برخوردار است، يك پزشك كمتر رغبتي به كار در يك روستا از خود بروز مي دهد چرا كه به دنبال آينده روشن تر و بهتر است حتي اگر وجودش در روستا يا شهرستاني نياز هم باشد ... نياز را معني مي كنم همان احتياج در قالب 900 بيمار ديگر كه تنها با دستان پزشك جراح ماهري مي تواند به زندگي خود حياتي دوباره ببخشد و با حياتش نام و توشه فرزندانش را فراهم سازد و فرزندانش هستند كه جامعه فردا والي آخر...

حالا احساس مي كنم رشته كلام سخن را بهخ دست شما سپرده ام و در گشايش آن با مشكل روبرو شده ايم به ياريتان مي آيم تا سر نخ را با بيابيم و بلوزي در خور صحبتمان تهيه و يا به تنش كنيم تا زيبائي خود را دريابد ....

غرض از بيان اين سخن تنها گفتن اين جمله است كه انسان امروز بويژه جهان سوم را اسير ضد ارزشها ساخته اند ... و هر چيزي كه به نوعي تو و مرا مي دارد تا از قافله تمدن و علم و دانش وا بمانيم ضد ارزش مي باشد...

ارزش يك انسان به اخذ مدارك عاليه تحصيلي نيست والا درجه انسانيت آن زمانيست كه سلولهاي كوچك خود را دريابي و بداني كه انساني براي چه آمده اي و براي چه بايد زنده باشي در غير اينصورت همان بهتر كه چون گذشتگان زنده بگور شوي بياييد خويشتن را بشناسيم و بفهميم در كجاي اين جهان ايستاده ايم ..چه هستيم و چه بايد بگوئيم ...

هيچ نسلي به وجود نمي آيد يا قدرت و توانايي تو...مرد فردا و انديشه فردا را تو مي سازي .

انگيزه دست يافتن به ناشناخته ها را قواي تو در ذهن نسل فردا جاي مي دهد..

بيائيد زنجيره ها را پاره كنيم به ميان خودي ها همنوع  هايمان را مي گوئيم .....آنها را كه چون من و تو آينده ساز هستن ..بايد دستشان را اين زمان گرفت فردا دير است زيرا كه نسلي به عقب مي ماند با اندك غفلت ما ....

آنچه تو و مرا اسير مي كند حجاب نيست بلكه انديشيدن به آن است غفلت از حقايق اطرافمان و انديشيدن به اينگونه موضوعات دقيقا آنچه را مي سازد كه آن را يك پنجم جمعيت جهان مي طلبند...پر واضح است هر نگيني زماني جلوه و ارزش بيشتري نزد خريدار مي يابد كه در انگشتري و ركابي جا گرفته باشد پوشش كه دوام و زيبايي به نگين مي بخشد و حجاب مناسب براي زن بي شك همان ركابيست كه نگين ارزشمند وجودي او را د رخود محفوظ و با دوام نگاه مي دارد.

ارزش هر شخصيتي زماني گران و قابل است كه دست خوش ناملايماتي هاي روزگار شده اما مقاومت نموده نشكسته باشد ...تنها پوشش چه جسمي و چه معنوي است كه مي تواند ياري با ارزش در مقابل ناملايمات براي آن شخص باشد ...

پوشش تن كه اعتقادات را در بر مي گيرد و پوشش ظاهر كه جسم را محفوظ مي دارد .

زماني كه به تاريخ اين اسناد ارزشمند مراجعه مي كنيم مي بينيم قريب به اتفاق حوادث بر اثر يك جريان ساده رخ داده اي كاش آماري دقيق مي وانستيم ارائه بدهيم و از آمار دريابيم كه چه تعداد از علل انحرافات اجتماعي  ريشه در عدم رعايت همين نكات ساده دارد .

عدم شناخت صحيح از معناي عشق و محبت بلاشك علتي جز در ك ناقص از فرهنگ نيست و اين فرهنگ آيا ايرادي دارد؟ تنها درك ما از فرهنگ است كه آن را اين گونه جلوه گر مي سازد ....

اگر چه تمايلي به مطرح كردن دين خاصي ندارم اما تنها چون كه مسلمانم اين ابيات را مي آورم .

آبادي ميخانه ز ويراني ماست

اسلام به ذات خود ندارد عيبي

هر عيب كه هست

از مسلماني ماست ...

اينكه زنان امروز متاسفانه با تن و ابعاد دروني جامعه هنوز بي ارزشتر از مردان به شمار مي آيند حقيقتي است غير قابل انكار اما علت دارد و به قول ديگر هر معلولي را علتي هست و اين معلول علتهاي مختلفي دارد كه چند مورد آن ار به اختصار توضيح دادم.

توصيه مي كنم يك بار ديگر مطلب را مطرح بفرمائيد ...

بررسي و تشريح شخصيت زن واقعي داراي يك كليشه واحد نيست زمان در تكامل است ....گرچه شايد به د عقيده بسياري پوشش را مي توان در تمام جهان اواخر قرن بيستم رايج كرد؟

آيا يك برنامه تلويزيوني مي تواند براي برقراري صميمت بيشتر و انعكاس حقايق درون يك خانواده زني را بهمان حالات و بدون رعايت حجاب وطرح نمايد (گرچه گاهي ديده مي شود كه بله..)؟

اينها سئوالاتي است كه با كمي دقت در مطالعه متن حاضر به پاسخ آن دست مي يابيد//

بياييد خويشتن را بشناسيم و بفهميم در كجاي اين جريان ايستاده ايم بيش از هر چيز اين نكته مد نظر است كه قبول داريم زمان در تغيير است و نمي توان الگوئي را دنبال كرد...

يكي از محاسن دين اسلام در همين جا نهفته شده است كه در زمان امام غايب ولي فقيه با درك صحيح از جامعه قوانين شرع را مطرح مي كند .

هر شخصيتي قبل از اينكه ساخته شود بايد خود ساخته شود و خود را با منطق و استدلالهاي واقعي به يقين برساند بعد از آن مي تواند براي اطرافيانش و حتي نسل آتي هم الگو باشد و از اين گونه شخصيتهاي خود ساخته در دين اسلام كم نيست و مطالعه زندگي آنها مي تواند گرد و غبار نشسته به شخصيت اين نسل را بروبد ...

حقيقت زندگي آن است كه بيش از دو سوم انسانها به تخيلات خود مي پردازد و آنچه دارند را ناديده مي گيرند ... قبول داشته ها و تطابق آن به زنان بلاشك موفقيت را به همراه مي آورد و اين بحثي خواهد بود كه انشاالله در آينده دنبال مي نمائيم.

 

 


برچسب ها:

بحث و نظرات

ارسال نظر

لطفاَ همه فیلدها را پر کنید
نام و نام خانوادگی
ایمیل

آخرین