زندگی ما...

زندگی ما... دو شنبه 7 اردیبهشت 1394

زندگی ما

مطلب زیر درد دل یکی از خوانندگان هفته نامه همسر است :

نوشته: خانم اکبری

ما در محیطی زندگی می کنیم که وقتی کسی می میرد می گوییم راحت شد!براستی مگر ما چگونه زندگی می کنیم که با مرگ راحت میشویم ؟

ما امروزه خانه های بزرگتر ، اما خانواده های کوچکتر داریم .

مدارک تحصیلی بالاتر گرفتیم اما درک عمومی پایینتر داریم.

آگاهی بیشتر شده اما قدرت تشخیص کمتر داریم بدون ملاحظه شده ایم خیلی کم می خندیم

بی حوصله شده ایم به افسردگی روزمره گرفتار شده ایم خیلی تند رانندگی می کنیم خیلی زود عصبانی می شویم .

عاطفه و محبت در قلبمان مرده است از حال همسایه دیوار به دیوار خبر نداریم خیلی کم مطالعه میکنیم و خیلی زیاد دروغ می گوییم . زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما زندگی کردن را خیر، بیشتر می خریم اما کمتر لذت می بریم ما تا کره ماه رفته ایم و برگشته ایم اما قادر نیستیم برای ملاقات عزیزانمان ازاین سوی خیابان به آن سوی خیابان برویم فضای مجازی صوت و تصویری دنیا را فتح کرده ایم لاکن دوام پیوند زناشویی و خانوادگی را باخته ایم و سرگردان در این زندگی ماشینی پرسه می زنیم . ای کاش بر گردیم دوباره به همان زندگی گذشته که آنقدر ساده و

بی آلایش بود که جز آرامش و صلح و صفا، صمیمیت ،پاکی، درستی راستی چیزی وجود نداشت .

بزرگی گفته : محبت را از درخت شکوفه یاد گرفتم چون وقتی به او لگد زدم او به جای تلافی بر سرم گل ریخت .

و اما طبیعت مان که در آن زندگی می کنیم هم دچار دگرگونی شده است . دیگر نه بلبلی روی درختان چهچهه می زند  و نه آهویی تیز پا و گوزنی تیز شاخ در سرزمینمان یافت می شود . تالاب ها خشکید رودخانه های روان را سد بندی کردند و آب آن را انتقال دادند . به مرور چشمه ها ی جوشان خشک شدند.عروس روان خوزستان رود کارون اهواز هم کم کم رو به خشکی میرود . در استان زرخیز خوزستان . شهر اهواز و آبادان و چند شهر دیگر از آب آشامیدنی خالص خوش طعم بی بهره اند . همچنین سالهاست که هر ساله بعلتی نا معلوم ،نیمی از سال ذرات ریز گرد گرد و خاک از آسمان بر سرمردم غیور و مظلوم خوزستان و بسیاری از نقاط شهرهای کشورمان می بارد و مسئولین کشور هیچگونه اقدامی برای رفع این مشکل که نیمی از ملت ایران ممکن است دچار بیماری تنفسی و بیماری های دیگر بشوند نمی کنند. عنوان ریزگردها که تحت آزمایش های اخیر معلوم شده که اورانیوم هم همراه دارد و ذرا ت سمی که از آثار جنگ تحمیلی بجا مانده در طول سال چندین بار می بارد و زندگی مردم را چندین روز مختل می کند . هفته ی گذشته ریزش گرد و خاک بر سر مردم خوزستان ادامه داشت واین امرباعث شد که نوه ی 12  ساله ی من به علت تنگی نفس در بیمارستان بستری شود. همچنین صدای دخترم از هنجره اش بالا نمی آمد .

آیا تا کنون مسئولین از خود سئوال کرده اند که خوزستان دین خود را ادا کرده است یا خیر؟

  • 1-دفاع جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم 2- مبارزات قبل از انقلاب – تحسن کارکنان شرکت ملی نفت ایران آبادان

3- هشت سال دفاع مقدس مردم جان بر کف خوزستان ، اینگونه باید تصور کرد چند سال 8 سال 10 سال برای ریزگردها چند سال کافی است آیا چند سال باید تحمل کرد آیا این مزد مرزبانان ایران است؟


برچسب ها:

بحث و نظرات

ارسال نظر

لطفاَ همه فیلدها را پر کنید
نام و نام خانوادگی
ایمیل

آخرین