جعفر صابری:سر چهاراه رفاقت!

جعفر صابری:سر چهاراه  رفاقت! دو شنبه 7 اردیبهشت 1394

سر چهارراه رفاقت

 

گاهی وقتا لازم نیست چراغ سبز باشه تا ازش رد شد، گاهی وقتها لازم نیست ببینی که یکی داره له میشه و صداش رو بشنوی ... این خاصیت ما موجودات دو پا است که به سادگی می فهمیم ولی خودمان را به نفهمیدن میزنیم.هیچ موجودی تو کره خاکی مثل ما زندگی نمی کنه ...دین داریم آئین داریم شرف داریم و از همه مهمتر غیرت داریم و برای همین چیزها که داریم به جان هم می افتیم و انسانی مثل خودمان را تکه تکه می کنیم .هر روز خبر جنایتی و یا نسل کشی در گوشه و کنار این کره خاکی به گوش ما می رسه و نا باورانه سر تکان می دهیم ...دروغ میگیم ،به حقوق یکدیگر تجاوز می کنیم ،به ناموس هم خیانت می کنیم و به تمام این کارها می گوئیم زرنگی... در میان تمام این رفتار نسل بشر میشه یه طوری قضاوت کرد وگفت که این رفتار با غریبه هاست اما خودی ها...بله خودی ها دیگر چرا رفیق و دوست برادر و فامیل ...از همه بد تر شدند .دیگه نسل بشر به دنبال شکار هم نو ع نمی گرده هم خون و رفیق را مورد حمله قرار میده... تو یه معامله چنان زد و بند میکنه که یه چیزی بیشتر گیرش بیاد و یا حق را نا حق می کنه تا بتونه بیشتر لذت ببره .نمی شه گفت کی مقصره !دیگه کسی سر چهارراه رفاقت توقف نمی کنه و ترمز نمی کشه بلکه گازشو می گیره و می گازه میره...حق را به خودش میده و میگه طرف، خودش مقصر بود باید حواسش رو جمع می کرد راست میگه شاید اگه طرفش هم بود همین کار را می کرد!

عمريه غم شده مهمون دلم
از درنگي و پريشونه دلم
آدما هم ديگه رو گول ميزنن
دست نذار روي دلم خون دلم
اي خدا قلب آدما مـثل سرابه
بيا عطا کن چاره يا مردن ثوابه
اون که رفاقت و مردونگي دم ميزنه
بي هوا از پشت سر خنجر به آدم ميزنه
خط باطل ميکشه رو شوق و سر مستي من
ميدوزه چشم طمع بر همه هستي من



برچسب ها:

بحث و نظرات

ارسال نظر

لطفاَ همه فیلدها را پر کنید
نام و نام خانوادگی
ایمیل

آخرین