جعفر صابری/من چلاق نیستم... من چلاق نیستم

 جعفر صابری/من چلاق نیستم...  من چلاق نیستم پنج شنبه 8 مرداد 1394

من چلاق نیستم

 

تنها کافیست تصمیم بگیرید که یک ساعت دراز بکشید و با چشم باز به سقف بالای سرتان نگاه کنید، بعد از چند دقیقه می خواهید از جای خود برخیزید اما سعی کنید که همان طور بمانید،چقدر تحمل دارید؟نیم ساعت؟ یک ساعت ؟ یک روز؟ یک هفته؟ یک ماه؟ چقدر می توانید در این حالت بمانید؟ این همان سؤالی است که گاهی بد نیست از خود تان بپرسید؟ و بدانید که کم نیستند افردی که سالهاست در این حالت مانده اند...

ولی همین افراد هزاران اندیشه و توانایی نهفته دارند که بسیاری از افراد به ظاهر سالم جامعه از آن برخوردار نیستند. کم نیستند افرادی که بدلیلی  باید تا آخر عمرشان روی ویلچر بنشینند ولی  دهها توانایی در وجودشان می باشد که کمترین آن، ترجمه و یا نوشتن مقاله و یا حتی کشیدن نقاشی و یا ساختن و مونتاژ کردن است.

حتی افراد کم توان ذهنی و بدنی نیز توانایی هایی دارند که خیلی از افراد سالم از آن برخوردارنیستند و تنها با شناخت این توانایی ها می توان به آنها کمک نمود .کم نیستند افراد کم توان ذهنی که به کارهایی چون حصیر بافی و حتی خیاطی می پردازند!

کم نیستند افراد روشن دلی(نابینا) که در زمینه های دیگر زندگی توانا هستند.

این زمانی است که بسیاری از افراد سالم تن به هیچ کاری نمی دهند!

متأسفانه بسیاری از توانایی های افراد در جوامعی نظیر جامعه ما قبل از تولد، در نطفه نابود می شوند و با پرسشها و چالشهایی که برایشان به وجود می آید هرگز به نقطه شکوفایی نمی رسند. بسیاری از اختراعات و اکتشافات هرگز به مرحله تولید  نمی رسد و شاید در چنین شرایطی  که بخشی از افراد سالم جامعه با داشتن تحصیلات عالیه  و جسمی سالم بیکارهستند،صحبت از توانایی افراد معلول کردن بسیار کودکانه باشد و همان بهتر که روزی را بعنوان روز معلول در تقویم ها نامگذاری بنمائیم و به همین اکتفا کنیم.

آیا به تلاش و مدال آوری های همین افراد معلول در طول سالهای اخیر توجه لازم شده ، آیا به بحث درمان و هزینه ی در مانی ایشان توجه شده که اگر با یک برنامه پیشگیری و اشتغال درست برایشان بسترهای مناسبی را فراهم آوریم تا چه اندازه از همین هزینه های جانبی کاسته می شود؟

 آیا به این فکر کرده ایم که اگر از بخش خصوصی دعوت بشود  و از سنگ اندازی های گونا گون کاسته شود  تا  در این بخش سرمایه گذاری کنند چقدر از هزینه های دولتی کاسته می شود ؟

چرا باید تنها به ایجاد مراکز خیریه بیندیشیم. آیا امکان این نیست که بخشی از نیاز های جامعه را به این افراد بسپارند تا لااقل ایشان از زنده بودنشان بیشتر لذت ببرند.  

 

ی توانای صدا و سیما بوده و نه تنها از صدای بسیار زیبائی برخورداراست بلکه دارای تحصیلات عالیه نیز می باشد با من تماس گرفت و از شرایط سخت زندگی در منزل و نبود آسایش و آرامش برای حتی نوشتن مطالبش گله میکرد او در اواخر خد متش دچار بیماری شد که ناچار باید روی ویلچر بنشیند.چه تعداد از افراد را می شناسید که در همین نزدیکی شما هستند و می توان از توانایی های بالفعل ایشان بهره مند شد حتی در بخش آموزش آیا این سرمایه ملی تلف شده نمی باشد.

 تعریف درست سرمایه ملی را ما باید در چه بیابیم. فقط نفت و منابع زیر زمینی یا همین گونه سرمایه ها که برای داشتنش هزینه شده و امروز به دلیل نقص عضوی که پیدا کرده ،باید نابود شود و به چشم یک تکه گوشت به آن نگاه کرد؟

بد نیست بدانیم در دین و شریعت ما اگر حتی در خواندن نماز مان دچار مشکل شویم آن را  با بجا آوردن دو رکعت سجده نشسته  نماز مورد قبول است و نیازی نیست نماز را از ابتدا و کامل بخوانیم و حتی اساساً جایز نیست!آنگاه چطور انسان کاملی را بطور کل نا دیده می گیریم و او را نمی بینیم؟

البته کم نیستند مراکزی که سالهاست نه بعنوان مرکز خیریه بلکه با سربلندی  به آموزش و خد مت رسانی به این گونه افراد در جامعه می پردازند از جمله مرکز رعد  و یا تعاونی عقب ماندگان ذهنی و بدنی هفت تیر و ...الی ماشاءا... اما عزیزان مسئول، بیائیم دستی به سوی این مراکز دراز کرده و افرادی که علی رغم تمام مشکلات فیزیکی و اندامی سعی دارند تا با بالندگی به جامعه خود خد مت نمایند، را ارج بنهیم و با چشم یک چلاق یا یک تکه گوشت او را نبینیم.

 به امید این خد مت رسانی از طرف مسئولین و مردم فهیم کشور عزیزمان ایران...

جعفر صابری

 

 


برچسب ها:

بحث و نظرات

ارسال نظر

لطفاَ همه فیلدها را پر کنید
نام و نام خانوادگی
ایمیل

آخرین