جعفر صابری/Zor nazn farsi naveshtm

جعفر صابری/Zor nazn farsi naveshtm دو شنبه 18 آبان 1394

Zor nazn farsi naveshtm

 

مرحوم پدر برای نصیحت و داشتن ادب، روزی داستان مردی دائم الخم را گفت که شب هنگام در مسیر برگشت به خانه سگی را دیدکه به همراه توله هایش زیر باران خیس شده اند و در گوشه ای کز کرده اند آن مرد علی رغم مستی  شروع به گشتن می کند و دو تکه چوب را پیدا کرده در بین درز دیوارها فرو می کند و بعد کتش را درآورده سقفی برای آن سگ و توله هایش می سازد و سپس به خانه میرود ،چند سال بعد از مرگ این مرد،عالِم شهر او را در عالَم خواب می بیند که در بهشت خدا با شادی به سرمی برد علت را جویا می شود و فرشتگان به او می گویند خدا برای رفتارش با یک سگ او را بخشید! و عالِم نقل میکند که خدا سگی را به سگی بخشید!

 اینکه ما امروز سگهایی را با تیر می زنیم و یا اینکه سگهایی را تکه تکه می کنیم و در تولید سوسیس از آن استفاده می کنیم مورد نظر مان نیست اما دیدن این تصویر که سگی فرزند انسانی را این گونه نجات داده باید مارا به فکر فرو برد!

اینکه ما بیش از دو هزاورو پانصد سال فرهنگ داریم ،اینکه مسلمانان مارا به زور مسلمان کردند و هزاران دلیل ومنطق که می آوریم و هر دولت که سرکار می آید را مقصر می دانیم کمی ناجوانمردانه است !چرا که شرف و انسانیت ربطی به دین و دولت و سیاست ندارد!

از ضمانت حضرت رضا (ع) در خصوص آهویی می گوئیم و اشک می ریزیم اما وقتی شتری زیر تیغ برمیخیزد و می گریزد با قلدری می آوریم و در مقابل صلیب های آهنی به نام عَلم سید الشهدا سر میبریم!

 یا اینکه دسته های چند تایی گوسفندان را  کنار هیئت به نخ بسته و در مقابل چشم شان یک به یک سرمی بریم!

این کدام فرهنگ است که آموخته ایم آیا این تمام درس هایی است که از دین آموخته ایم! نه فقط دین آیا  وقتی با توجه به دیدن خط ممتد و سفید، باز به سادگی آن را نادیده می گیریم و دور میزنیم یا سبقت می گیریم  هیچ به فرهنگ و تمدن و تاریخ مان می اندیشیم!  گاهی وقتها تصاویر و نوشته هایی را می بینیم و می خوانیم و به نشان تأیید سرتکان می دهیم اما در زمان  مشابه هزار برابر بد تر می شویم.

امروز روز فرهنگ عمومی است و چقدر زیباست که کمی نه در این روز، بلکه در روزهای زندگی خود  به فرهنگ و تمدن خود بیندیشیم . یکی از علمای محترم و وعاظ عزیز و گرانمایه در بحث اخلاق خود به سادگی می گفت گیرم  حیوان چهار پایی هم به شما لگدی انداخت آیا به جهت  جبران شما نیز باید اورا با دندان گاز بگیرید!

از صاحب این قلم دل آزرده نشوید اینها نه ربطی به فرهنگ دارند و نه ربطی به دین و سیاست ،اینها روش و منش شخصی فرد فرد  هر یک از ما انسانها می باشد .

خوب نگاه کنید در تصویر زیر  برای کمک به محرومین مردم، کشور ترکیه چگونه فرهنگ سازی می کند و  با شرمندگی فراوان در کشور  با فرهنگ ما چطور...

 خوب بخوانید و ببینید پاسخ این مرد ژاپنی را به ما با هزاران سال فرهنگ .

نه که در هیچ جای دنیا دزدی نمی شود نه که خلافی صورت نمی گیرد اما مدعی هم نیستند و کمتر ادعا دارند، صحبت از ادعا است  که ما داریم.

 وطن و خاک هر کشور تنها سرمایه ملی آن است و هر کس باید به خاک  ،دین و فرهنگش  نه تنها افتخار کند بلکه  تلاش نماید در همه جای جهان زبانزد باشد.

اگر هر یک از ما کمی منصف باشیم و در تلاش که فرهنگ درست را اول  خود رعایت کنیم و بعد مُبلغ آن  باشیم باور بفرمایید خیلی  از موارد مان برطرف می شود. اگر بخواهیم موارد غیر اخلاقی را که هر روز دهها مورد آن را می بینیم و یا می شنویم و یا در شبکه های اجتماعی به نمایش میگذاریم را بیان کنیم باعث شرمندگیمان می شود و لذا  نا دیده می گیرم .

 نادیده می گیرم ولی جای تأسف دارد که وقتی یک نفر در مقابل چشم ما علی رغم اینکه خیلی ها در ترافیک ،یک طرف خیابان ایستاده اند او سبقت می گیرد و خلاف می راند و دیگران نه برای توقیف و برخورد با او بلکه به جهت پیروی و احیاء حقوقشان که چرا او می تواند ما نتوانیم   دنبالش می روند و خیابان را بند می آورند. مثل آب خوردن زباله داخل ماشین را از پنجره به بیرون می اندازد ،حالا اگر از همین راننده محترم در خصوص فرهنگ سؤال کنی ،کلی مطلب دارد که از دین و پیامبر اشکال میگیرد تا سیاست های دولت و تحریم های هسته ای !

 وقتی به سادگی حقوق انسانی و شهروندی مان را تنی چند به هر دلیلی زیر پا له میکنند و ما چون منافع خود را در خطر نمی بینیم  سکوت کنیم.  مگر پیام عاشورای سیدالشهدا (ع) جز این بود !

 مگر وعاظ عزیز و گرامی جز امر به معرف و نهی از منکر  و داشتن فرهنگ و انسانیت چیز دیگری به ما می آموزند! مگر شعرا و ادبای فرهنگی سالها نیست که از داشتن فرهنگ و انسانیت و اخلاق  برای ما پیام می آورند!

چه مقدار از عمرمان را با مطالعه و کتاب خوانی سر میکنیم مگر این جماعت که خودشان مخترع  جامعه مجازی هستند نمی توانند از آن استفاده بکنند چرا اینگونه کتاب به دست می گیرند، تیراژ وحشتناک یکصد جلد یا  تنها  هزار نسخه کتاب در ایران نشان کدام فرهنگ و تمدن است!

گرچه کم نیستند افرادی که سنت شکنی می کنند و کارهای فرهنگی بارزی انجام می دهند حتی به اندازه سپر یک کامیون که می نویسد بر چشم خوب  رحمت!

 

 

عکس زن و ...

چشم ها را باید شست طوردیگر باید دید و یکی از بهترین راه کارها  کانون خانواده است و باید فرهنگ سازی از خانه و خانواده شروع شود اگر حتی صدا و سیمای ما برنامه مناسبی پخش نمی کند نبینیم و خودمان در هر کاری به پرورش و فرهنگ فرد فرد مان در خانه و خانواده بکوشیم.این واقعیت را بپذیریم که جامعه  و فرهنگ را  فرد فرد افرادش می سازند پس باید به نقش مادران و همسران بسیار بیش از گذشته توجه نمود و ایشان نیز به اهمیت تربیت و پرورش، هزار بار بیشتر از گذشته توجه نمایند چرا که نسل آینده با همین روش های ساده تربیتی و اخلاقی ما شکل می گیرند. لازم نیست ازفرهنگ و تمدن دیگران بگوئیم و بنویسیم کافیست خودمان در تربیت فرزندانمان کوشاباشیم و در امور اجتماعی بخصوص فعالیت های آموزشی و پرورشی مدارس ،محلات و مساجد حضور فعال داشته باشیم .و بد نیست که فرهنگ و نگرشمان رانیز اصلاح نمائیم تازمانی که اینگونه به زنان و مادران می نگریم  نتیجه اخلاقی خوبی نخواهیم گرفت:

اﮔﺮ ﭘﺪﺭﺍﻧﻤﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ چشمان ﻣﺎ ﻣﺎﺩﺭﺍﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﻲ ﺑﻮﺳﻴﺪﻧﺪ
ﺍﮔﺮ قدیمی تر ها ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮﺷﺎﻥ ﻧﻤﻲ ﮔﻔﺘﻨﺪ "ﻣﻨﺰﻝ"
و یا ﺑﻪ ﺍﺳﻢ ﻓﺮﺯﻧﺪِﭘﺴﺮ ﺧﻄﺎﺑﺸﺎﻥ ﻧﻤﻲ ﻛﺮﺩﻧﺪ
ﺍﮔﺮ ﮔﻬﮕﺎﻫﻲ ﺑﻪ ﺟﺎﻱ ﭘﻮﺷﻚ ﻭ ﻣﻼﻗﻪ ﻭ ﺁﺑﻜﺶ، ﻛﺘﺎﺏ ﻭ ﻗﻠﻢ ﺩﺳﺖ ﻣﺎﺩﺭﺍﻧﻤﺎﻥ ﻣﻲ ﺩﻳﺪﻳﻢ
ﺍﮔﺮ ﻳﺎﺩ ﻣﻲ ﮔﺮﻓﺘﻴﻢ ﺯﻧﻲ ﻛﻪ ﻋﻄﺮ ﻣﻲ ﺯﻧﺪ ﻓﺎﺣﺸﻪ ﻧﻴﺴﺖ
ﺍﮔﺮ ﻳﺎﺩ ﻣﻲ ﮔﺮﻓﺘﻴﻢ ﺯﻧﻲ ﻛﻪ می خندد و ﮔﻴﺴﻮﺍﻧﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺎﺩ ﻣﻲ ﺳﭙﺎﺭﺩ ﻗﺼﺪ ﺧﻮﺩ ﻓﺮﻭﺷﻲ ﻧﺪﺍرد
ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﻱ ﭘﺎﺷﻨﻪ ﻫﺎﻱ ﻛﻔﺶ ﻳﻚ ﺯﻥ، ﻫﺰﺍﺭ ﻭ ﻳﻚ ﺳﺮ ﻧﻤﻲ ﭼﺮﺧﻴﺪ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ صدا
ﺍﮔﺮ هر ﻣﺮﺩﻱ را که با همسرش مهربان بود و به او ﺷﺎﺧﻪ ﮔﻠﻲ تقدیم می کرد ﺯﻥ ﺫﻟﻴﻞ نامیده نمی شد
ﻭ ﻫﺰﺍﺭ ﻭ ﻳﻚ ﺍﮔﺮ ﻭ ﺍﻣﺎﯼ ﺩﻳﮕﺮ...
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺯﻥ ﻫﺎ
             "تهمینه میلانی"

 

 

 

قبول کنیم فرهنگ باید از کودکی نهادینه باشد و مانند نهال درختی می ماند که اگر بزرگ شد و کج رشد نمود نمی توان آن را صاف نمود وقتی از کودکی به فرزندان پسر می گوئیم تو پسری و او دختر و در دبستان و دبیرستان بین این دو فاصله ایجاد می کنیم حتی اگر در خیابان و جامعه آنها را کنار هم و با هم ببینیم به پرس و جو مشغول می شویم، چطور در دانشگاه آنها را کنار هم می گذاریم و بعد می گوئیم فرهنگ ازدواج را گسترش دهیم تا با ازدواج سفید مبارزه کنیم این واژه ازدواج بسیار مقدس است و برای انسان ها بار تعهد و اخلاق به همراه دارد نباید به سادگی برای دو همخواب و هم اتاق بکار رود ارکان خانواده نابود می شود این نامش ازدواج نیست آن هم سفید! چطور اصرار داریم به کامپیوتر  رایانه بگوئیم !آن وقت با با هم بودن و هم خانه بودن میگوئیم ازدواج  !

گاهی وقتها باید واژه ها را درست به کار ببریم و ساده از کنار معضلات اجتماعی تنها با تغییر نامش نگذریم.

حمله اعراب و غارت مغولها نتوانست زبان و خط ایرانی را که ریشه در فرهنگ ما دارد را کمرنگ نماید اما این روزها یک گوشی تلفن همراه زبان  و خط جدیدی آورده ،رئیس جمهور آمریکا تبریک شب عید را سعی می کند به زبان فارسی بگوید بعضی از تازه متمدنین، زبانی اختراع کردند که  حروف لاتین را می نویسند و فارسی می خوانند اسمش را هم گذاشته اند فینگلیش!طرف هنوز پایش را از ایران خارج نگذاشته مدام می گوید مرسی ، اوکی !

نه که فکر کنید این تنها در ایران ما رایج شده و دین و منطق را نشانه گرفته اند  بلکه موضوع بسیار عمیق تر از این حرفها است  برای نمونه توجه کنید:

 جوبلی احمد هوجا که یکی از عالمان دینی و خطیبان مشهور در ترکیه است در دکان (فروشگاه) اینترنتی خود کفن های ضد عذاب قبر به قیمت 370 دلار میفروشد،قیمت یک کفن معمولی در ترکیه 70 لیر است.
 او گفته روی این کفن ها از پوست آهو ادعیه ها و اسماء الهی نوشته شده که مرده را در شب اول قبر از عذاب الهی دور می کند و از عذاب شب اول قبر کم می کند!!

 منتظر محصولات جدید ما مانند تله کابین عبور از پل صراط، جلیقه ضد آتش جهنم و امثالهم هم باشید...



به یزدان که گر ما خرد داشتیم
کجا این سرانجام بد داشتیم

 اینها همان موضوعات ساده ولی مهمی است که فرهنگ را تشکیل می دهد انشاءالله دست به دست یک دیگر، کاری برای اصلاح فرهنگی ،بکار ببندیم ، و وطنمان را  آباد سازیم.

 

عشق وطن

خاکم به سر، زغصه به سر، خاک اگر کنم
خاک وطن که رفت چه خاکی به سر کنم؟
آوخ کلاه نیست وطن تا که از سرم
برداشتند فکر کلاهی دگر کنم
مرد آن بود که این کلَهش بر سر است و من
نامردم ار به بی کلهی آنی به سر کنم
من آن نیم که یکسره تدبیر مملکت
تسلیم هرزه گرد قضا و قدر کنم
زیر و زبر اگر نکنی خاک خصم ما
ای چرخ، زیر و روی تو زیر و زبر کنم
جائیست آرزوی من، ار من به آن رسم
از روی نعش لشکر دشمن گذر کنم
من آن نیم به مرگ طبیعی شوم هلاک
وین کاسه خون به بستر راحت هدر کنم
معشوق عشقی ای وطن ای عشق پاک من
ای آن که ذکر عشق تو شام و سحر کنم
عشقت نه سرسریست که از سر به در شود
مهرت نه عارضی است که جای دگر کنم
عشق تو در وجودم و مهر تو در دلم
باشیر اندرون شد و با جان بدر کنم

میرزاده عشقی


برچسب ها:

بحث و نظرات

ارسال نظر

لطفاَ همه فیلدها را پر کنید
نام و نام خانوادگی
ایمیل

آخرین