جعفر صابری/ تو نمی فهمی

جعفر صابری/ تو نمی فهمی یک شنبه 22 آذر 1394

تو نمی فهمی





با عصبانیت به من نگاه میکرد و میگفت یه الف بچه به من می گه تو نمی فهمی ! من با خونسردی  به او نگاه می کردم و می اندیشیدم چگونه و ا زکجا شروع کنم که او نیز بیش از این عصبی نشود از طرفی حق داشت و ازطرفی نیز نه و برداشتش کاملاً غلط است که فرزند ش او را نفهم فرض می کند . سیستم جدید آموزشی کشور به درست یا غلط روشهای جدیدی را برای تدریس و یاد گیری ،برنامه ریزی نموده که بیشتر خانواده ها حتی معلمین و فرهنگیان  که خود درگیر مستقیم  آموزش هستند نیز در روشهای آموزشی  فرزندانشان دچار مشکل می شوند. و این نشان از یک برنامه ریزی غلط و احساس سیستم آموزشی کشور است که با آزمون و خطا همواره فرزندان مارا دچار سردرگمی های فراوان آموزشی می نمایند . تنها در کمتر از بیست سال گذشته چهار بار کل سیستم آموزشی ابتدائی و متوسطه ما دچار تغییرات زیر بنایی شد این در حالی است که همواره کتابهای درسی  و سیستم تحصیلی نیز در تغییر است و مدام معلمین در گیر فراگیری تغییرات و بروز رسانی هستند  فاجعه کتابهای درسی و تغییرات آنها نیز از دیگر معضلات آموزشی است و سئوال اکثر خانواده ها در خصوص سیستم آموزش کشور این است که اگر این سیستم درست است که  چه نیازی به کتابهای کمک درسی و کمک آموزشی مؤسسات خصوصی دیگر است که معلمین بچه ها را ناچار به خرید این کتابها می نمایند و یا این که اساساً  تهیه جزوات و برنامه هایی چون کار در منزل و یا power point و نظیر آن و یا انجام تکالیف و گرفتن کپی رنگی و درست کردن جزوات و از این قبیل، آیا براستی لازم و  مورد نیاز است؟ اگر سیستم هوشمندی در مدرسه ها فعال است پس این همه کاغذ و دفتر و کتاب برای چه است و آیا تعریف سیستم هوشمند در نظام آموزشی همین هست که امروز است؟ چطور بچه های ما  امروز به نسل تحصیل کرده و گاه متخصص و مشغول در  پست های اداری مهم می گویند تو نمی فهمی و این طور نیست ولی خودشان نیز در گیر دوگانگی آموزشی هستند. با توجه  به حذف نمره در آموزش ابتدایی و نبود چیزی به نام مردودی و همچنین برداشتن کنکور تا سطح کارشناسی ، آیا نیازی به این هم فشار های آموزشی است و بچه های ما به کدام سمت و سو میروند. فشارهای ناشی به کودکان و نوجوانان بخصوص در مقاطع ابتدایی و سالهای پایانی دبیرستان بقدری است که در بیشتر مقاطع با افسردگی و استرس  دانش آموزان مواجه می شویم .  بر گزاری انواع تست های گونا گون، آن هم از طرف مؤسسات غیر دولتی و خصوصی و کسر هزینه های فراوان و تحمیل آن به خانواده ها همه و همه دلایلی است که  فاصله زیادی را بین محصلین و خانواده ها ایجاد می نماید . با توجه به سیستم غلط مدارس ویژه و یا تیزهوشان و از این قبیل واژه ها که بیشتر بازی با کلمات است در آینده این بچه ها،دچار بحرانهای شدید روحی و روانی می شوند . درسیستمی که دانشگاه ها و نظام آموزش عالی کشور دارد، چیزی به نام تیز هوش و  نابغه معنا ندارد.  زیر بنای علمی  بچه ها ،گر چه در نظام جدید بیشتر مبنی بر یاد گیری است و سعی شده که بچه ها بیشتر بیاموزند تا حفظ کنند ،اما این روش بهای زیادی را می پردازد، نیاز به  حضور شدید خانواده در کنار دانش آموز و از همه مهم تر هزینه های فراوان، این حضور باعث میشود تا  بعضی از دانش آموزان آن طور که باید و شاید خودشان را نشان ندهند و نکته جالب و قابل توجه این است که همواره دانش آموزان ساده ای از شهرستانها با کمی  تلاش درست  از شهرستانها و نقاط دور دست هستند که مقامات اول کنکور را بدست می آورند و این نشان می دهد که اگر قرار به قبولی در سطح عالی باشد، همین سیستم آموزشی می تواند پاسخ گو باشد و این همه کلاس کنکور ،آزمون و کتاب های فوق برنامه و فشارهای تحصیلی  به دانش آموزان  نیازی نیست .

نکته دیگر و ازهمه مهمتردر سیستم فعلی آموزشی کشور جای خالی امور پرورشی است و اساساً واژه آموزش و پرورش بطور کل خالی از پرورش شده و بیشتر آموزش است .دروسی مانند ورزش و هنر و حتی همان دروس دینی و قرآن نیز از کمترین ارزش تحصیلی برخوردار است و مباحث پرورشی که نیاز اصلی پرورش شخصیت هر انسانی، بخصوص در سنین رشد و بلوغ است ، بطور کلی نادیده گرفته شده و علی رغم تمام نگرانی های مسئولین  و حتی مقام معظم رهبری در خصوص توجه داشتن به مشکلات روحی روانی جوانان و نوجوانان و شبیخونهای فرهنگ هیچ گام درستی برداشته نمی شود این که ما خدمات  پرورشی را در حد حفظ حجاب در محیط مدرسه ، پخش سرود های مذهبی از بلند گو ، بردن به کاروان نور ، برگزاری نماز جماعت و از این دسته بدانیم یک از هزار است . تمام نیازهای معنوی و رشدی دانش آموزان ما را نمی پوشاند. توجه به مشکلات معیشتی و خانوادگی بیشتر دانش آموزان که غالباً بدلیل مسائل اقتصادی خانواده هایشان دچار بحران های شدید اخلاقی شده اند و مطالبی از این دسته ریشه های عمیقی در پرورش بچه ها دارد. نبود سامانه درستی برای یاری رساندن به کودکان و نوجوانان نیازمند به کمک، گاه خود این عزیزان را تبدیل به مخربترین افراد دربین دوستانشان می نماید و تأثیرات شدیدی بر روح و روان دیگر محصلین می گذارد . بی تفاوتی مسئولین مدارس، بدلیل موارد قانونی و عدم دخالت ایشان در مشکلات  دانش آموزان، محیط مدرسه را یک محیط خنثی قرار می دهد و بدیهی است که نبود این رابطه معنوی نه تنها به خود دانش آموز بلکه به دیگر دانش آموزان لطمه وارد می سازد . با عنایت به اینکه میانگین حضور یک دانش آموز در سال تحصیلی در مدرسه ،حدود یک چهارم از عمرش است لازم و ضروریست که به مسائل مهم پرورشی توجه بیشتری شود . بیشتر آسیب های روحی و روانی این بچه ها در خانواده است ، چه بسیار استعدادها و نبوغی که بدلیل عدم توجه مسئولین  نه تنها نابود، بلکه تبدیل به شخصیتی بزهکارمی شود که بیشترین مشکلات را در جامعه بوجود خواهد آورد . اینکه سرانه هزینه های دانش آموزان سربه فلک می کشد این که بودجه کافی در اختیار سیستم آموزش و پرورش کشور نیست همه و همه درست و غیر قابل انکار می باشد اما آن طرف، هزینه های بسیاری برای مواردی مانند طلاق بزهکاری  افراد، اعتیاد و هزاران مورد دیگر است که دولت و مسئولین همواره با آن دست به گریبان هستند و مدام در حال صرف هزینه های کلان برای در مان این گونه موارد اجتماعی می باشند عدم هماهنگی بین سیستم های اجرائی کشور و نبود همکاری شایسته و بایسته بین این ارگانها همواره به موازی کاری منجر می شود . بسیاری از موارد مهم اجتماعی را در زمان تحصیل، می توان به دانش آموزان آموخت و در نتیجه آینده از صرف هزینهای کلان جلوگیری نمود  و نکته جالب و دردناک این بحث آن است که کلیه مسئولین محترم ،نه تنها با این عرایض  مخالف نیستند بلکه بشدت نیز تأیید می نمایند، اما اینکه چرا و به چه دلیل به کار نمی بندند  جای بسی تعجب است.

   جعفر صابری


برچسب ها:

بحث و نظرات

ارسال نظر

لطفاَ همه فیلدها را پر کنید
نام و نام خانوادگی
ایمیل

آخرین