جعفر صابری/بهارت

جعفر صابری/بهارت یک شنبه 29 آذر 1394

 


بهارات

هندوستان يا به قول ديگر بهارات كشوري واقع در آسيا مي باشدشبه جزيره ي  هندوستان با مساحت 590/287/3 كيلومتر مربع جمعيتي بالغ بر 051/810/683 نفر انسان را در خود گنجانده ،به نظر من اگر براي سير شدن هر انسان در هندوستان تنها يك روپيه در روز نياز باشد رقمي در حدود 051/810/683 روپيه براي سير كردن شكم اين همه انسان لازم مي باشد.راستش ما سفر ناگهاني خود را از بندري جنوبي واقع در ايران آغاز نموديم ومقصد، شهر بندري سورات بود تا از آنجا كشور پهناور هند را از نزديك ببينيم. سورات: نام اين بندر مرا ياد قهوه خانه ي شهر سورات نوشته ي نويسنده ي فرانسوي برناردن روسن پي پر كه سيد محمد علي جمالزاده آنرا ترجمه كرده مي اندازد. آري اينك من در سورات بودم بندري واقع در شبه جزيره ي هندوستان ،بندري كه در مدخل خليج بمبئي قرارگرفته .شبه قازه ي هندوستان در فلات دكن قرار گرفته هنگامي كه نقشه هندوستان را مي نگريستم اشكال مختلف هندسي  به ذهنم خطور مي كرد هندوستان كشوري زيبا وپهناوري است وآنقدر پهناور است كه 872 لهجه در آن رايج است.براستي بسيار عجيب است اما واقعي، سفر خود را با قطار ادامه دادم.بليطي براي پايتخت هندوستان يعني دهلي نو تهيه نمودم.راه آهن از شهر ها وروستا هاي كوچك وبزرگ مي گذشت ودر مسير خود از صحراي راجيوتانا عبور مي نمود.مسافرين قطار يك لحظه كم نمي شدند.در هر ايستگاه اگر 10 نفر پياده مي شدند 20 نفر سوار مي شدند.راهنماي ما كه خود اهل ايالات آسام بود در باره ي قطار مي گفت اين خزنده كه روي آهن مي خزد روزانه بيش از هفت ميليون نفر را در سراسر شبه جزيره ي هندوستان به اين طرف وآن طرف مي برد.

دهلي

دهلي شهري زيبا وداراي قدمت تاريخي كه متأسفانه همچون تمامي شهر هاي كشورهاي مستعمره واستعمارزده دچار غرب زدگي شده كه اينك در مقابل ما بود.در اولين ديدار خوداز هند وشهر دهلي به مسجد جامع كه يكي از بزرگترين مساجد دنيا مي باشد رفتيم. مسجد جامع در دهلي نشانگر وجود مسلمانان در اين كشور مي باشد مسلماناني كه متأسفانه آماج حملات مذاهب ديگرند. اما راهنماي ما در باره ي اسلام در هند مي گفت : هندوستان بعد از انقلاب اسلامي ايران دچار يك سري اغتشاشات مذهبي شد، وتعداد روي آورندگان به اسلام زياد تر از هميشه ودر همين مسجد نماز جماعت وگاه نماز جمعه برپا مي شود.گفته هاي راهنما مرا به فكر انداخت.براستي اسلام ديني عالمگير است وانقلاب اسلامي  مانيز انقلابي  براي بحقانيت رساندن اين دين .

سينماي هند

براي رفع خستگي وارد سينما شديم در دهلي سينماهاي زيادي وجود دارد.در يك نگاه سطحي به نفوذ فرهنگ غرب در اين كشور مي شود پي برد.لباس هاي جين و… وخلاصه سراپا فرنگي يكي از مشخصه ترين راه شناخت دانشجويان هندي مي باشد.در دانشگاه هاي هند اكثر دروس  به زبان انگليسي تدريس مي شود شايد براي همين، فيلم هم غربي بود. اما از لحاظ صنعت فيلم، هندوستان داراي فيلم سازان توانايي است.شايد هم دليل اصليتش اين باشد كه مستعمره ي انگليس بود و صنعت فيلم كه در قاره ي اروپا پا گرفته بود به اين مستعمره وارد شد وقدمت زيادي پيدا كرد. فيلم وصنعت فيلم سازي در هند از نظر من بسيار بالا بود اما سناريوهاي فيلم بسيار عادي و لمپني وهمه وهمه آورندگان فرهنگ غرب .اجراي رقص وآواز در فيلم هاي هندي جاي بسزايي دارد مانند فيلم هاي دهه‌ي 1340 تا 1356 . در ايران خودمان، فيلم نامه ها تكراري ودر جمله بي معني .استكبار با حربه ي فيلم به تبليغ فرهنگ خود كه فرهنگي جز عقب نگهداشتن اذهان جوانان از مسائل مهم مي باشد نيست.بالاخره نظر من كه علاقه به فيلم وتأتر دارم درباره ي فيلم وتأتر هند اين بود. البته گاه در ميان فيلم هاي هندي كه ما شاهد آن بوديم فيلم هايي به چشم مي خورد كه مسائل ومشكلات مردم را مطرح نموده بود اما با كيفيتي درحد يك تراژدي غمناك كه باز براي جلب تماشاچي از چند هنرپيشه معروف هندي ورقص وآواز استفاده شده بود. سينمادر هند يعني كارخانه : سهامداران اين كارخانه را تماماً فئودال ها وقشر سرمايه دار وسياستمداران تشكيل مي دهند وهر كدام از اين راه قصد دارند تابه نحوي سود ببرند. قهرماناني چون آميتابچان وهما ماليني سوپر من هايي هستند كه يك تنه به جنگ همه چيز مي روند.اعمال خشونت آميز وهزاران رفتار وكردار ديگر در فيلم هاتا حدي دفاع از حق مطرح مي شود.آري فيلم وفيلم سازي در هند يعني سرمايه گذاري وبهره برداري .يكي از دوستان درباره ي فيلم ومردم مي گفت:روزي سريال سراسري كه ازپر تماشاچي ترين سريال هاي هند به شمار مي آمد وقت اجرايش فرا رسيد ومتأسفانه به عللي برق چند منطقه دهلي قطع شده در پي قطعي برق هزاران نفر جمعيت به خروش آمد به سطح شهر ريخته واتوبان ها را بند آورنده ومغازه ها را به آتش كشيدند وبدين وسيله خشونت خود را نسبت به دولت اعلام كردند. علاقه مندان به سينما تعداد آنها بيش از75 ميليون نفر مي باشد روزانه به سينماهاي هند هجوم مي برند واكثرآنها براي ديدن چهره ي آميتابچان هنر پيشه اي كه در مدتي بيش از ده سال به اوج موفقيت رسيد وتا كنون از سينما به جوامع ديگر هند نيز راه پيدا كرد را ببينند. عكس هاي آميتابچان در سراسر هند وحتي خارج از كشور هندوستان به قيمت هاي گزاف فروخته مي شود.وي تاكنون بيش از 80 فيلم را با بازي خود پرتماشاچي ترين فيلم هاي هند كرده است.آميتابچان اصلاً اهل الله آباد از ايالات اوتارپرادش شمالي است وچند سالي است كه علاقمندان به او وي را به عنوان نماينده ي خود از همين ايالت انتخاب كردند.از مطرح نمودن اين مطالب در مي يابيم كه فيلم در هند به عنوان يك هنر نيست بلكه يك حربه ي سياسي به شمار مي آيد.

تأ تر هند

اما تأتر هند قدمتي در حدود ده هزار سال دارد از دوهزار سال پيش درام سانسكريت افتخار فرهنگ هند بوده است چه در دربارها وچه در ميان مردم .شعراي هندي اين حماسه هاي در اماتيك عظيم را با زيبايي وظرافت تمام خلق كردند حماسه هايي كه به طور كلي همه براين نظريه (هندو) استوار است كه نظم وآهنگ خوش گردش عالم در بجا آوردن درست وظايف توسط زن ومرد است. دواثر در‌امايتك حماسي بزرگ هند كه برتمام كشورهاي آسيايي اثري قطعي ومسلم داشته  عبارتند از كتاب هاي (راماپانا) (مها بهاراتا) واغلب نمايش هاي برگرفته از اين حماسه هاي عظيم در مشخصات اصلي كار اعم از شخصيت هاي نمايش وياد ديگر عوامل وعناصر سازنده ي نمايش با يكديگر اشتراك دارند.گفتگو در اين نمايش ها معمولاًبه نثر است اما ادبيات شعري حماسه را نيز در ميان اين گفتگو ها مي خوانند. (مدير صحنه) نمايش را معرفي مي كند .گروه نوازندگان حركات نمايش را بانواي سازهاي خود همراهي مي كنند وخوانندگان مخصوص ابيات را مي خوانند وآنها را توصيف مي‌كنند.گفتيم كه نمايش هاي سنتي هند چه افسانه اي باشند وچه اجتماعي معمولاً برگرفته از دواثر حماسي عظيم هند يعني (راماپانا- مهابهاراتا) هستند. وبزرگترين نشانه ي ظرافت آثاري كه با تأثير از اين حماسه ها به وجودآمده اند اين است كه مرگ در صحنه ممنوع است. اصل ومنشأ درام سانسكريت در (درك زيبايي) است نثر ونظم خوب، احساس درست، بازي ،آواز ،رقص وتمام زيبايي هاي بصري به كار گرفته مي شود تا تماشاگر را به يك لذت روحاني برساند. واين قاعده ي كلي در تمام هنرهاي هند نيز مبدأيي ومبدئي دارند. امروز در هند مدارس خاص براي آموزش جامعه ادب وهنر در كلكته ، مأخذودهلي نو وجود دارد. شاگردان اين مدارس گاه گاه نمايش هاي سانسكريت را به صحنه مي برند ودر واقع كار آنها خلق مجدد فنون تأتري كهن نيست بلكه كوشش آنها در نمايش خصوصيات برجسته ي اخلاقي واجتماعي در اين درام است. آثار نمايشي سالنسريت به زبان هاي بومي هند نيز ترجمه شده اند وحتي گروه هاي بسيار مدرن نيز از آنها سود مي جويند. برخي از انواع نمايش هاي سنتي هند عبارتند از: كودياتام ،باقيمانده ي سنت كهن در اماتيك در ايالت كرالا در بخش هند جنوبي است. در اين نمايش بازيگران اشعار سنتي در اماتيك را سطر به سطر مي خوانند وبا اشارات وحركات دست وصورت معاني اشعار را توصيف مي كنند . در كودياتام رقص وجود ندارد وبازيگران با لباس‌هاي مجلل به دور هم مي نشينند. وتنها اشارات وكنايات گو ياي مفهوم نمايش آنهاست  موسيقي در اين نمايش با طبل هاي عظيم وابوا است. كاتاكالي نوع ديگر نمايش در ايالات كرالا است.در اين نوع نمايش تنها مردان شركت دارند وبا رقص وميم مفاهيم اشعار را با لحجه ي بومي (مالايالام) بازي مي كنند. اشعار معمولاً توسط دو خواننده وبه همراهي موسيقي خوانده مي شود وآلات موسيقي در اين نمايش عبارتند از گنگ، سنخ، ودوطبل بازيگران كاتاكالي نه حرف مي زند ونه مي خوانند وكار آنها برمحور حركات واشارات دست و صورت و نوعي رقص ويژه است . نمايش ها بازگو كننده ي بخش‌هايي از حماسه هاي راما پانا و مهابهاراتا است .

ياكشاگانا yakshagana  رقص نمايشي ايالت ميسور است كه بر محور داستان هاي اساطيري هندي ساخته مي شود. در اين نمايش شيوه ي بازي و رقص بر حركات پا تاكيد دارد و حركات رمزي با دست در نمايش وجود ندارد در اين نمايش بازيگران گفتگو ها را كه به نثر است ،با لهجه بومي كاناداkannada  بيان مي كنند.

كوچي پودي kuchipudi حركات نمايشي در پرستش كريشنا است . اين نمايش يكي از رايج ترين و مردمي ترين نمايش هاي سنتي هندي است و مربوط به ايالت "آندها را پرادش " در هند مركزي است .بازيگران اين نمايش با ريتم بسيار تند طبل ها حركات بسيار پيچيده اي را با پا و دست انجام مي‌دهند و درحين انجام حركات از عهده ي خواندن آواز ، گفتگو و رقص نيز بر مي آيند .به اين دليل اين نمايش از نظر بازيگري يكي از مشكل ترين نمايش هاست.راس ليلا raslila  نمايش ويژه در پرستش كريشنا است و مربوط به ايالت اوتار پرادش ،ايالتي كه معروف است محل تولد كريشنا است ،محل اين نمايش ها ،معابد است و درحين اجراي برنامه تماشاگران شخصي را كه نقش كريشنا را بازي مي كند مورد  احترام قرار مي دهند، پاهايش را مي بوسند و برايش زار زار مي گريند. اين نمايش از دو بخش تشكيل شده . اول حركات رقص با استيل كاتاك است به مدت يك ساعت و بعد بازي ليلا است كه دو يا سه ساعت طول مي كشيد.

رام ليلا ram Lila  نمايشي است كه مي تواند به يك سريال نمايشي تعبير شود و گاه اجراي آن تا سي روز به طول مي انجامد .اين نمايش معمولاً در محله اي در شهر اجرا مي شود و صحنه هاي آن مدام تغيير مي كند.و هر بخش آن ممكن است در قسمتي از شهر بازي شود.راس ليلا تنها يك اتفاق نمايشي نيست بلكه يك آئين كامل و تمام عيار در پرستش كريشنا است . د رطول مدت نمايش كه روزها از صبح تا عصر طول مي كشد جمعيت كثيري د رمحل نمايش ازدحام مي كنند و داستان را تا آخرين روز دنبال مي كنند.

 

 

 

تئاتر عروسكي

نمايش عروسكي در هند : در كشور هند چهار شيوه ي بازي با عروسك وجود دارد : عروسك هاي نخي ، عروسك هاي ميله اي ، عروسك هاي دستكشي و عروسك هاي سايه .

براساس سنت هندي در نمايش هاي عروسكي هند در اختيار گروه هايي كه نمايش خود را از محلي به محل ديگري مي برند و عموماً د رجشن ها ،يا فستيوال هاي محلي تماشاگران خود را با داستان هايي از اساطير ،افسانه هاي مردمي و قصه هاي تاريخي سرگرم مي كنند.طراحي انواع عروسك ها در هند عميقاً تحت تاثير نقاشي ها ، حجاري ها ، هنرهاي تزئيني ،لباس ها و نمايش هاي سنتي متداول در اين سرزمين است. مثلاً سنت نمايش عروسكي دستكشي به منطقه "كرالا" اختصاص دارد .همچنين "پاواكاتاكالي " به دليل شيوه ي كار، لباس ها و گريم عروسك ها كه عيناً ازروي نمايش هاي سنتي "كاتاكالي" در كرالا ساخته شده بسيار مورد توجه مردم است .

از ديگر شيوه هاي پيشرفته در بازي عروسكي بايد از نمايش ها "گومبياتا " د رناحيه "كارناتا كا" و با بازي هاي عروسكي نخي "يا كشاگانا"نام برد كه عروسك هاي اخير با دست ساخته شده اند و گاه در نمايش هاي غير عروسكي ياكشاگانا نيز صحنه اي را به خود اختصاص مي دهند، عروسك هاي ميله‌اي بنگال با نام "پو تو لاناچا " د رطرح كلي و لباس هايي از نمايش هاي "پاترا " تقليد شده اند.

نمايش هاي عروسكي سايه در هند به ويژه در منا طق "اوريسا" ،"كرالا" ، "آندراپرادش "و "كارناتاكا"به نمايش در مي آيد .نمايش هاي سايه  ي اوريسا ،نظير "راواناچايا"موضوع هاي خود را از روايات حماسي "ويچيترا رامايانا" در اوريا و "رامايانا" ي كامبا انتخاب مي كنند و همين نوع بازي در كرالا به(تولپا واكوتو) مشهور است. عروسك ها ي سايه ي ( آندراپرادش) به (تولوبومالاتا) معروف است. اين نوع عروسك ها بسيار بزرگ وبسيار هنرمندانه ساخته مي شوند. آنان رنگين اند وبه دليل مفاصل زيادي كه در ساخت آن به كار رفته قادرند حركات بسياري انجام دهند.تصاوير آنها برپرده ي بخش هايي از دو حماسه ي بزرگ هندي (ماراپانا) و(مهابهاراتا)است. تئاتر سايه منطقه كارناتاگا-به توگالوگو مبه آنا – شهرت دارد وداستان ها ي آن براساس مسائل دينوي است.وگاه از تصاوير افسانه ها وحماسه ها ويا صحنه هاي نقاشي شده داستان كريشناسود مي جويند. عروسك ها در اين نوع نمايش بسيار تزئين شده ورنگين اند اما اندازه هاي آنها بسيار كوچك است تحرك چنداني هم ندارند.عروسك هاي خاص نمايش هاي سايه اغلب چرم ساخته مي شوند.در برخي از نمايش  ها آنان تزئين ورنگ مي شوند. موسيقي زمينه اين نمايش ها در تمامي شيوه ها آموزش جالبي است از موسيقي كلاسيك وعاميانه خواندن آوازها وانجام گفتگو را نيز خود عروسك گردانان به عهده دارند وميان گروه هاي متعدد عروسك گردانان (عروسك ها ي نخي) راجستان وقتي صحبت مي كنند يا آواز مي خوانند سوتي را در دهان مي گذارند كه توسط آن صدائي نازك ايجاد مي شود. (نظير سوتي صفير نام در ايران) .اين سوت در هندوستان تنها در مواردي خاص مورد استفاده قرار مي گيرد و(بولي) نام دارد.بگذريم: وقت براي ديدار از شبه قاره ي هند كم بود.براي همين عازم شهر زيبا وتاريخي آگرا شديم. آگرا در نزديكي دهلي قرار گرفته وداراي مناظر ومحل هاي ديني فراواني ميباشد. آگرا: شهري است كه يكي از معروف ترين بناهاي آسيا وشايد جهان را در خود جاي داده، تاج محل- بنايي كه سرتاسرش را با سنگ مرمر ساخته اند.زيبايي اين بنا بيننده را براي ساعت ها خيره به خود مي كند. راهنماي ما مي گفت: قدمت اين بنا به سال هاي 1448 تا1630 مي رسد. يكي از اهالي آگرا در باره ي اين بنا ي ديدني براي ما توضيح مي داد.كه تاج محل در واقع آرامگاه محتاز همسر شاه جهان است.زيبايي اين بنا مرا ودوستان را سخت متحير ساخته بود. معماري اين محل مرا به ياد دستان ماهر معماران ايراني مي انداخت براي همين از راجن كه اهل اگرا بود سوال كردم معماران اين بنا ... خنديد وگفت: درست حدس زدي معماري اين بنا را ايرانيان به عهده داشته اند.از تاج محل كه بگذريم به بناها ومعابد ديگري در آگرا بر مي خوريم .چون آرامگاه اعتمادالدوله كه از آثار ديدني هندوستان مي‌باشد. بار ديگر تصميم گرفتم به دهلي برگردم در بازگشت راهنماي ما ازقطب منار سخن بسيار گفت:وما رابرآن داشت تا از آنجا نيز ديدار داشته باشيم.قطب منار در 10 ميلي دهلي قرار دارد.قطب منار ساخته قطب الدين نخستين حاكم دهلي كه به سال 1212 در گذشت ساخته شده . از زيبايي بنا وجالب توجه بودن آن طول بنا مي باشد كه چيزي در حدود 238 قدم است. در دهلي به گشت وگذار در خيابان ها پرداختيم دهلي از نظر من شهر عجيبي است شهر كه همه نوع انسان با همه نوع فكر وهمه نوع زبان ومذهب در آن زندگي مي كنند.زبانهايي كه در مدت اقامت خود در دهلي وكلاً شبه قاره ي هندباآن آشنا شديم به بيش از 20 نوع مي رسيد.هندي،اردو،پنجامي،كشميري،مالاياني، مالا يالام،اوري ياتي، فارسي،انگليسي ،تاميل،تلگو،كانكوي،بنگالي،گجراتي،وغيره... شبه قاره ي هند كشوري داراي حكومت جمهوري مي باشد، با منابع طبيعي وزيرزميني فراوان طبيعي است.براي داشتن سرمايه هاي زير زميني وخداداد اين مردم بوده كه هميشه استعار گران نظر لطف خود رابه روي اين شبه قاره دوخته اندوجالب است حال كه صحبت از منابع سرشار اين ملت ومملكت شد نام اين منابع را نيز بيان بنمايم.آري در 116 ايالت شبه قاره ي هند منابع سرشاري چون :زغال سنگ-آهن- طلا- مس-نمك-بوكيست- ياقوت وميكادر زير زمين هاي اين كشور پنهان شده كه به كوشش بي حد جهان خواران وشركت هاي چند مليتي در حال به يغما رفتن مي باشد. هنگامي كه براي صرف يك ساندويج به داخل مغازه ساندويج فروشي رفتيم چند كودك از پشت شيشه نظاره گر خوردن ما بودند وخبر از ثروت بسيار كلان كه زيرپايشان بود نداشتند.استعمار انگليس كه براستي پيراستعمارگران جهان بشمار مي آيد حربه ي تك محصولي رادر هند نيز چون ايران خودمان پياده كرده وموفق هم شده .آري در شبه قاره ي هند با اين همه زمين باكر تنها چند محصول چون برنج –ني شكر-چاي- قهوه- گندم كنف وجو چيز ديگري به عمل نمي آيد. استكبار با اين حربه جهان سوم را هميشه محتاج خود نگاه مي‌دارد.آري هميشه محتاج خود،يادم هست روزي در برنامه ي ديدني هاي كانال دوم تلويزيون خودمان ايران، مردمي را نشان ميداد كه در مسابقه پرخوري شركت كرده واول مي شوند،براستي غرب هم عالمي دارد وخوشي هم اندازه اي اينجا در هند مادران روزانه شاهد به هلاكت رسيدن فرزندان خود از گرسنگي هستندوآنجا... يكي از دوستان كه سفري به نيويورك كرده بود بعد از بازگشت خود براي من ودوستان تعريف مي كرد كه شاهد بوده است كه هزاران تن گندم وموادغذايي به آب ريخته‌اندتاتناسب برقرار باشد.براستي گاه جنايت هاي انسان ها هيچ صدايي را به همراه ندارند. با نگاه به هندوستان اين كشور پهناور به ياد ايران مي افتم به ياد فقر ودرد مردم.به ياد حلبي نشينان جنوب شهر .به ياد آشغال جمع كنان نازي آباد وجوانمرد قصاب. خلاصه در همه جا ظلم وحق كشي مي شود. در هندوستان به راحتي از حق مظلوم چشم پوشي مي شود فحشا بيداد مي كند واعتياد هر روز جوانان بيشتري را به كام خود مي كشدوحقيقتاً آرزوي ها ي استعمار در اين كشور جامه ي عمل پوشيده است.وبا علم كردن جنگ هفتادودوملت از آب گل آلود ماهي مي گيرد در هند مذاهب زيادي وجود دارد همين نكته باعث شده تا هر چند بار دستي يادستهايي به جان يكديگر بيفتند وفاجعه ي درد ناك به وجود بياورند.خدا رحمت كند گاندي را، آن پير مرد آرزوهاي زيادي داشت اما استعمار نيز حربه هاي فراواني در چنته ي خوددارداگر استقلال وآزادي را به مردم هند ارزاني داشت اما هزاران يوغ بردگي به گردن آنها آويخت تا نكند يادشان برود كه برده ي انگليسي ها هستند آري زبان انگليسي ،كتب انگليسي در نتيجه جامعه ، جامعه ي ايده آل انگليسي!در ادامه ي ديدار خود از شبه قاره ي هندوستان به معبد سيكها كه به نام معبد طلايي معروفتر مي باشد رفتيم.سبك ها نيز گروهي ديگر از مردم هندوستان هستند كه خدا و مسلكي غير از ديگر مسلك ها را انتخاب كرده اند به قول شاعر: روي هفتادو دودولت جز برآن در گاه نيست            عالمي سر گشته اندو هيچ كس گمراه نيست

اين معبد از سنگ مرمر سفيد ساخته شده وبسيار ديدني است.چشم انداز استخر عظيم اين معبد انسان را مبهوت مي سازد واز محل هاي ديدني هند بشمار مي رود.مبلغين مذهب سيكها مرتباً اين معبد را تميز مي كنند وبه نظافت آن توجه كامل دارند. برخوردسيكها با بازديد كنندگان اين معبد غير قابل وصف مي باشد. آنها تمامي معبد را به بازديد كنندگان نشان مي دهند وپذيرايي گرمي به عمل مي آورند. درباره ي آئين سبك وتاريخچه آن براي بازديد كنندگان بيان مي كنند از راهنمايمان سوال كردم اينها هميشه اينگونه ، با بازديد كنندگان رفتار مي كنند ؟در جواب گفت : بله.گفتم: حتي اگر چون ما بيگانه باشند؟گفت :بله.متعجب ماندم.معبد طلايي براستي از طلاي نا ب ساخته شده است. قسمت فوقاني اين معبد دليل بارزي بر اين ادعا مي باشد. راهنماي ما از اينكه مي ديد ما وضو مي گيريم وهر روز سه بار براي نماز مهيا مي شويم .تعجب مي كرد مي گفت: مسلمان هاي ايران نيز چون مسلمان ها ي هند هستند.راجن چون خود هند ومذهب بود از حالات ورفتار ما مسلمانان متعجب بود. راجن درباره ي مذهب خود يعني هندواينگونه بيان مي كرد. بله: يكي از اديان معروف وعمده ي شبه قاره ي هندوستان ،آئين هندومي باشد. آئين هندو آئيني بسيار غانط وپيچيده اي است.در اين آئين مجموعه اي از معتقدات مذهبي از پست ترين آنكه آنيسم باشد گرفته تا عاليترين آن حسن اخلاق ونوع دوستي باشد ديده مي شود. علتش آن است كه اين مذهب يك واحد نيست بلكه مجموعه اي از مذاهب گوناگون است كه در طي قرون با هم مخلوط شده وبه صورت معجون عجيب وغريبي در آمده است كه پيامبر واحد ومشخصي ندارد.كتاب هاي مقدس آن هم متعدد است ونويسندگان اين كتاب ها هم معلوم نيستند زيرا اغلب آنها بدست يك نفر نوشته نشده بلكه تأليف عده ي زيادي از فضلا وروحانيون است. از خصوصيات ديگرس آن است كه اگر چه اين مذهب اساساً مبتني بر يكتا پرستي است. اما بت پرستي راهم تعليم مي دهد واين از عجايت است كه هند وجلوي بت عبادت مي كند. ولي آنچه مورد عبادت است بت نيست بلكه خداي واحد ويكتا است.كساني كه به هند واعتقاددارند اكثراًكتاب هارا در او بانشادها ، پوران ها ،رگ ودا جمع آوري كرده اند وحماسه ي بزرگ مهابهاراتا ورامايانا هم جز وكتاب هاي نيمه مذهبي هند بشمار مي رود. هندوها يا به زبان ديگر برهمنان سه خدا را پرستش مي كنند. پرستش سه خدا يا (ثالوت) كه آن را به زبان تريموني گويند.اين سه خدا عبارتند از:1- برهما يعني خداي خلقت وآفريدگار گل 2- شيوا يعني خداي مرگ ومهلك گل 3- ويشنو يعني خداي حيات وحافظ گل. براهمه ي هند معتقدند تنها اين سه خدا وسه حقيقت مسلم وموجود هستند وبس محل ايمان ومرجع اعتقاد خاص وعام هندوان اين الهه ثلاثه مي باشد.ودر طول قرون خدا يان كوچك به اين سه خدا مستهلك شده اند.برهمنان مي گويند وجود مطلق ونفش كل يعني (برهما) تمام درسه مظهوركرده ودر اين سه خدا متجلي گشته است كه هر يك به عملي وبه كاري مخصوص مشغول هستند. اشاره به اين ثالوث نخستين بار دركتاب مهابهاراتا آمده است وسپس به مرور ايام در اطراف هر يك از آنها يك رشته آثار و نوشتجات پديدار شده از قبيل كتاب پورانا به معناي (داستانهاي باستاني) وكتاب تانتارا يعني رشته ي تعاليم...

در آئين هندو وبرهما خداي خلقت وآفريدگار گل كمتر عبادت وپرستش مي شود.ودر سراسر شبه فاره ي هند فقط دو سه معبد مخصوص او وجود دارد.در واقع او را رب الا رباب وخداي خدايان هند‌ومي دانند كه پس از آفرينش جهان ديگر در روي زمين فعاليتي ندارد. اما شيوا برخلاف برهما يكي از بزرگترين خدا يان بشمار رفته ومهاديوا يعني رب اكبر خوانده مي شودبه.موجب كتاب ياجورودا شيوا قهار وجبار وسبب عذاب وآزار است.اگر برگي از درخت فروافتد،دليل به قدرت شيوا مي باشد. اما شيوا را منبع بشرومصائب نمي شمارند بلكه گاه نام وي موجب تبرك وفرخندگي هم هست .علاوه برآنكه هلاك وفناي موجودات دريد قدرت اوست (شيوا).براي صفات موجبه وجده نيزقائل گرديده‌اند.شيوابراي آن موجب هلاك وفنامي شود تا زمينه را براي خلق جديد وزندگي و بقاي نوين آماده سازد. از اين رو عملي كه شيوا متصدي اوست موجب سعادت وآسايش بني آدم ونبايد او را خداي شر دانست به همين جهت هندوان لين گام ويوني را كه شكل هاي آلات تناسلي ذكور واناث است. در خانه ها ي خود قرار داده وآن را مي پرستند. تمسالهايي كه از شيوا در معابد مختلف وجود دارد در اشكال گوناگون نشانگر قدرت اوست.غالبأ شيوا در حال رقص بر روي جسد شيطان كذب وفريب است.شيوا با چهار دست ويك چشم درست وسط پيشاني در حاليكه مارهايي چون گردنبند به گردنش آويخته شده وآتشي كه به گفته ي برهمنان شعله ي هلاك مي باشد وباز به تعبير برهمنان گيسوان شيواست كه رود گنگ را مي سازد وتمامي اينها صفات خداي شيوا مي باشد.وگاه شيوا را در حال فكر كردن در ميان خاكستر ،در حاليكه گيسوان خود را پريشان كرده نشان مي دهند از برهما وشيوا كه بگذريم به خداي سوم يعني ويشنو مي رسيم. ويشنو خداي خيرات ومبرات مظهر كامل مهر ومحبت ولطف الهي مي باشد. برهمنان مي گويند ويشنو از فراز آسمان ها به ما وتمام جهان خيره است واعمال وكردار ما را مي بيند واگر شبي عزيز ويا نفسي شريف در خطر باشد او را ياري مي نمايد. به همين دليل ويشنو را بزرگتر از شيوا دانسته واورا با چهار دست وبازو در حاليكه با دودست نشان ورمز سلطنت را گرفته (يكي حلقه ي آهني وديگري كوزه اي آهنين) ودر دو دست ديگر علائم قوه ي سحرانگيز وعصمت وطهارت را قبضه كرده كه يكي صدف حلزوني است وديگري گل نيلوفري دارد كه مورد عجاب ودلبستگي هندوان است چون آرام مي گيرد بر روي چنيره ي ماري كه عالم را فرا گرفته به نام شيشا يا آنانتا مي خوابد ورمز او ماهي وپرنده ي ارابه اوست. وشيز همسري دارد كه خداي ما دينه اي است ورب النوع سعادت وزيبايي مي باشد ولكشمي نام دارد.در افسانه هاي هندو وشيز را كه به صورت پهلواني را ما (در داستان رامايانا) وبار ديگر به صورت كريشنا پهلوان خوشحال ودون ژران هما بهاراتا ونيز در صورت هاي گوناگون در زمين ودر پيكر آدميان وجانوران جلوه گر مي سازند.براي هر ظهور وشيز حكايات وافسانه هاي ميتولوژيك فراواني وجود دارد. عزيزاني براي مطالعه بيشتر به كتاب زير مي توانند مراجعه كنند. تاريخ جامعه اديان: تأليف جان ناس –ترجمه علي اصغر حكمت. شبه قاره هندوستان شبه قاره ي افكاروعقايد ،سنت ها وهزاران نوع اختلاف است.براستي اگر غير از اين بود آيا هرگز امكان داشت كه استكبار واستعمار راه نفوذ در شبه قاره ي هندرا يابد وفرهنگ غرب را نيز در ميان اين فرهنگ ها جاي بدهد. علامه اقبال لاهوري در چند بيت شعراينگونه مي سرايد.

بيا كه ساز فرنگ ازندادرافتاده است

                                                       درون سينه اونغمه نيست فرياد است

زمانه كهنه بتان را هزاربار آراست

                                                     من از حرم نگذشتم كه پخته بنياد است

اقبال وهمفكران اوروزي آرزوي نجات مظلومين را از دست ستمگران در سرمي پروراندند خدايش رحمت كند اورا. شبه قاره هندوستان در طول تاريخ آماج حملات وكشورگشايي هاي فراواني شده ومردان بزرگي چون اقبال در تاريخ هندزياد وجوددارد. از جمله اين بزرگان سياستمدار پير هندكه در تمامي طول عمر خود سعي در برانداختن شمار استعمار در هند را داشت وبالاخره موفق شد. مي توان مهندس كرامچندگاندي را نام برد.گاندي كه در سال 1868 چشم به جهان گشود .در طول 80 سال عمر خود راه مبارزه با سلطه سياست را پيشه كرد. به گفته ي بعضي ها تنها اسلحه سياسي اومقاومت مخفي بود. گاندي آثار برجسته اي از خود باقي گذاشت كه در فرهنگ هند وجهان مشهور بود وجايي براي خوددارد از جمله آنان(تجارب من با حقيقت) رامي شود نام برد. مبارزات گاندي ويارانش بود كه استقلال هند رادر 18 ژوئيه سال 1942 ميلادي به هند ارزاني داشت. گاندي سر انجام يك سال بعد در آتش همان درد قديمي ملل مستضعف يعني هزار مسلكي سوخت ودر سال 1948 بار خود را از اين جهان فروبست. از ديدگاه من مردم هند مخصوصأ قشر روشن فكر بايد مردان بزرگ اين كشور را الگو ساخته و دردام فرهنگ غرب يا شرق نيفتند.صحبتمان ناخواسته به سياست هند كشيده شده بگذريم.شبه قاره ي هندوستان خودهنرپرورمي باشد ادبيات هند در جهان ومطرح بوده است.

ادبيات هند

ضمن صحبتي كه با چند استاد دانشگاه در رشته ي ادبيات داشتم وبا مطالعه اي كه پيرامون ادبيات هند كردم به اين نتايج رسيدم ادبيات هنداز نظر حجم غني تراز ادبيات يونان ورم است. ازنظر فرم ومحتوا ابتكاري وكم نظير است وحاوي معاني ولطافت مخصوصي مي باشد. نخستين آثار ادبي هند سرود ها ودائي بودكه از سال 1000 تا1500 قبل از ميلاد نوشته شده وشامل چهاربخش است كه عبارتند از :ريك ودا و اتاروتودا و ياجورودا و ساماودا. زبان رگ وداشباهت عجيبي به زبان اوستادارد. واين موضوع نشانگر آن است كه هردو يك سرچشمه دارند. از بزرگترين آثار ادبي هند مي شودحماسه مهابهاراتا رانام برد مهابهاراتا بيش از دويست هزار بيست در خود گنجانده . تقريبأ چيزي با هشت برابر ايليادو اورسيه همسر مهابهاراتا تا بيشتر از جنگ دوگروه ونژاد مختلف سخن به ميان كشيد.اما مباحث فلسفي در اين اثر يافت مي شود. تاريخ تأليف مهابهاراتا معلوم نيست تنها به احتمال قوي 3 يا 4 قرن قبل از ميلادمسيح تأليف آن آغاز گشت وچند قرن بعد نگارش آن به پايان رسيده است. يكي از استادان ادبيات هند براي آنكه فرهنگ ادبيات هند وكلأ قاره ي آسيا رابه من بفهمانند چند اثر ادبي ديگر رانام برد. از جمله آن آثار : كتاب ادبي راماپانا نام دارد. كه راجع به سرگذشت رامااست. راما يك قهرمان ملي هند بشمار ميرود. تأليف رامايانا را به شاعري به نام والميكي نسبت داده اند احتمال مي دهند اين كتاب چند قرن بعد از مهابهاراتا تأليف شده باشد.درقرن هفدهم شاعري به نام Samaritans ويا معناي درياچه ي شگفت انگيز زندگي رامابنگرد. كليه ودمنه نيز كه به زبان هندي Panchatahtva خوانده مي شود.يكي از آثار برجسته ي هند است كه به زبان هاي مختلف در دنيا ترجمه شده است. ازآثار ادبي وفلسفي ديگر هنداوپانيشادها وبراهمانا هاست.براهماناها حاوي موضوعات مذهبي است كه به نثر مسجع نوشته شده وتم اصلي آن برهما يا خدا است. اوپانيشادها يك اثر فلسفي وعرفاني وقلمرو انديشه هاي آن بسيار وسيعتر وعميقتر از براهمانا مي باشد. شاكونتالا: كه در مغرب زمين هم مورد توجه قرار گرفته است يكي ديگر از آثار قديمي هند مي باشد كه اثر (كاليداسا) كه پيامبرابر نيز نوشته ي همين نويسنده است. Pasakamaracaita .اثرداندين كه بين قرن هاي يششم وهفتم نوشته شد يكي ديگر از آثاربرجسته ي ادبي هند مي باشد. استادي ديگر درباره ي ادبيات وتاريخ ادبيات هنداين اطلاعات را در اختيارمن گذارد.درقرن 15 و16 شعراوادباي زيادي درهند پديد آمدند كه به زبان شيرين فارسي آثاري ازآنان باقي مانده است .ازاين نوع ادبا وشعرا(غالب) (عرفي) و(داراشكر) بوده اند. درقرن هفدهم آثار برجسته ي زيادي به زبان بنگالي به وجود آمد وادبيات بنگالي با پديدآمدن رابندرانات تاگور درقرن بيستم به اوج رسيد.ازنويسندگان برجسته ي ديگر قرن بيستم كه به بنگالي رمان ونودل نوشته اند شخصي به نام Binate  Husain  banjoes  بوده است كه رمان Pother pinnacle اوشهرت جهاني بدست آورده است.در بين ادباي بزرگ اردو زبان هند مي توان اسدالله خان غالب محمدحسين آزاده العلاف حسين حالي محمداقبال ،پرم جند (كه رمان هاي اوشهرت جهاني بدست آورده وحتي گفته اند رمان (ميدان امل)اوراه جديدي در نودل نويسي هند گشوده است)رانام برد. ديگر نويسندگان برجسته اردو زبان هند(سعادت حسن مانتوي وكرشناچاندرا)بوده اند.در ادبيات گجراتي هم به شاهكارهايي بر مي خوريم كه شهرت جهاني پيداكرده است رمانSarasvsvaticandra اثر نويسنده Goviadnanram  tripartite  وآثار فلسفي واجتماعي مذهبي مهنداس كراهچندگاندي در ادبيات ماراتي به نام نويسندگاني برمي خوريم. همزمان با تاگورنويسنده ي قرن بيستم درهند نويسندگان برجسته اي چون بانكبم چاندراجاترجي وساامي وپوك آناندا و همايون كبير وايرج تاراپوره والا وساروجني نايدو وابوالكلام آزاد وجواهر لعل نهرووملك راج آنانوكه مانند چارلز ديكنز انگليسي به طبقه ستمديده توجه داشت ورمانهاي معروف او Cilia وuntouchable است. شنكرام ،بهاباني،بهاتاجارپا كه رمان معروف او اين همه گرسنه وضع رقت انگيز اقتصاد هند را نقاشي مي كند وبالاخره كمالاماركانده ياو(مهتا) را مي توان نام برد. در ميان اين همه آثار ادبي چندسطري از فلسفي اوپانشادها را مي نگارم درادپانشادها آمده. چنان پنداري كه روح در گردونه نشسته وآن گردونه بدون توست توگردونه ران،فكروحواس را اسپان گردونه خوانده اند اميال توراگردونه دانسته اند .هرگاه روح با بدن وفكروهواس دروفاق باشدآن كس مردي شادمان بشمار آيد.مردي كه واقف نيست وفكرش بيقرار است واز واري وناتوان است پس حواسش براو چون اسباني سركش اند.آن كس كه واقف است وفكرش باقرار است وحواسش راوارسي تواندكردن. پس حواسش براو چون اسباني رام ومطيع اند. آنكس كه واقف نيست واز وارسي فكرش ناتوان است وناپاك است از هدف بدور افتد ودر دور تسلسل مرگ ولادت گرفتار آيد.آن كس كه واقف است وفكرش را وارسي تواند كرد وپاك است همواره به سوي تعالي مي رود وديگر بار بدين دنيا زائده نمي شود. اين حال يوگاست كه وارسي دائمي حواي است وچون فكر همواره در معرض نوسان وگريز ازوارسي است بايد كوشيد تا فكر وحواس را همواره مضبوط داشت. روح را در كالبدخود همچون در آينه مي توان ديد،اورا در دنياي گذشتگان همچون خاطره يا رويا مي توان ديدن.اورا در دنيا ملائك نغمه خوان همچون انعكاس تصويري در آب پرچين مي توان ديد واورا در دنياي برهما همچون سايه وروشن مي توان ديد. نيرومندترين قدرت ها بفرسايد وازميان برود.حتي درازترين زندگي ها كوتاه است.خردمندان خبر را برلذت رحجال مي دهند واحمق ها به واسطه آرزو طمع لذت را برگزينيد  احمق ها در تيرگي سبر مي برند. خردمندان گرفتار غرور خويشندوبا بازيچه دانش پوچ سرگردانند ودر پيچ وتاب همواره از سوي به سوي ديگر مستانه ره مي برند كوري كه كور ديگر رهنمايش باشد. اميال ناشي از حواس است فكرناشي از اميال است.تمام قسمت هايي كه از او پادشاه ها نقل شد ترجمه ي آقاي صدوق است واز كتاب فلسفه نظري نقل گرديده است.

هنر

هنر در هند جايگاهي والا دارد.هنر هندويي از ايده هاي مذهبي اشباع مي شود.چه معماري باشدوچه حجاري ،نقاشي وياموسيقي .درتمام هنرهاي هندو ويك چيز به وضوع ديده مي شود وآن هم پيچيدگي آن هنر. الله آباد شهري است كه يكي از زيباترين آثار نقاشي وحجاري باستان رادرغاري به نام اجانتا جاي داد. از ديگر معابد هند كه آثار هنري در خودجاي داده معبد عظيم شيوا يا كيلاشا درالوره يا معبد الفانتا واقع در بمبئي كه بت خدايان سه گانه برهما ،وشينو،شيوارا در خود گنجانده مي توان نام برد.از زيباترين اين معابد ومجسمه ها ،مجسمه معبد وشيز واقع در خاجوراهو مي باشد كه من پرتماشاترين معابد ديدم. راجن راهنماي ما مي گفت: معروفترين مجسمه هندكه نشانگر پيكر شيوا مي باشد را مجسمه ي مفرغي شيوا مي دانست.كه در حال رقص مي باشد ودر موسسه هنرهاي زيبايي مينا پريس (اتازون) نگهداري مي شود.هندوستان آكنده از معابد زيباست .اين معابد بيشتر در بتارس ،چيتور،خواجوراهو،ميسور،سانچي، كلكتهوپوري قرار گرفته است. معابدوشيز وشيوا اكثرأ در جنوب شبع قاره ي هند قرار گرفته ومعابدي كه تلفيقي است در بيان عوامل هنري تبكده هاي شمالي وجنوبي ودر ايالت دكن فرق مختلف را به طوايف مي خواند. مذهب هندو كه 83 درصد جمعيت هند را تشكيل مي دهد داراي معابد زيادي است كه از نظر معماري جالب وبي نظير مي باشد،ازجمله آنها: قصر مهاراجه مسيور در مسير قلعه چيتور درراجتان وقصر اودايپور در اورايپور مي باشد.پيكرتراشي هنددر خارج از هند هم نفوذ نموده است واز مهمترين معابد هندوي خارج از هند پرتشگاه آنگوروات در كامبوج است كه يكي از عجايب معماري بشمار مي رود.بالغ 11 درصد مردم شبه قاره هند مسلمان مي باشد .يعني علاوه بر آنكه گنبدها ،طاقهاي منكسرومناره ها در آن ديده مي شود جابه جا طرح معماري هندويي هم به چشم مي خورد،آرامگاه اكبر شاه در اسكندر آباد نمونه عالي از اين نوع معماري است.سلاطين ازخودآثار هنري زيادي در رشته ي معماري به يادگار گذارده اند تاج محل مسجد ي داريد،لال قلعه(درواقع قصر سلاطيني مغول بود)درآگراولال قلعه دهلي كه سلاطيني مغول درآن سير مي بردند.مسجدجامع دهلي بزرگترين مسجدجهان وآرامگاه جهانگير در لاهوز است وبالاخره هنر نقاشي در هند جاي سرائي داردمخصوصأ مينياتور.

نقاشي هند

درزمان سلطنت گوركانيان در ايران نقاشي مينياتور به هند راه يافت ودر دوسبك معروف رايج گشت.يكي مكتب مغولي كه مستقيمأ ازمينياتور ايران الهام مي گرفت وحتي برخي از هنرمندان آن ايراني بودند وديگر مكتب راچيوت كه شاعرانه ومذهبي بود وخدايان هندويي را منعكس مي ساخت.سبه قاره ي هندمهدهنرمي باشد.در هندوستان كنده كاري روي عاج ،جواهر سازس ومينا سازي وتهيه وسايل زين اسب ها وفيل ها در مراسم درباري ومذهبي رايج است.كشور هندوستان از نظر منسوجات تبرتيات شگفتي دست يافته است.از آنجايي كه شبه قاره ي هند در فلات دكن قرار گرفته داراي قلل بلندي مي باشد از جمله آنها آني سودي باارتفاع 2698 متر و كانجابونكا با8508 واورست با8848 متر ارتفاع از سطح دريا بلندترين قلل هند مي باشند.ازجلگه گنگ به طرف كلكته عازم شديم .كلكته نيز شهري دركنار خليج بنگال ودر همسايگي كشور بنگادش داراي قدمت فراوان مي‌باشد.كلكته با بيش از 650/165/9 نفرجمعيت يكي از مهمترين شهرهاي هندوستان مي باشد.سرانجام ازكلكته به سوي دهلي روان شديم .راجن راهنما ودوست ماازلحظه ي خداحافظي وبدرقه ديگربود.راجن مي گفت: اي كاش ما بين ملت ها ديواري وجودنداشت وعقايد وافكار آزادانه درهمه جارايج بود.اي كاش شمادرهند مي مانديد ويا راهي بودكه من به ايران مي آمدم ودر ايران سرمي‌بردم. حرف هاي راجن چون از دل برمي خاست به دل نيز مي نشست لحظه ي خداحافظي سررسيد وبلندگوهاي فرودگاه دهلي مسافران را براي سوار شدن وبازديدهاي نهايي فرا مي خواند.راجن نگاهي به من كردوگفت: يك خواهش دارم.باتعجب گفتم: چه خواهشي؟بگو! راجن باكمي خجالت گفت: شما عكس از امام خميني داريد! با خنده گفتم : بله.راجن در حاليكه گوئي گمشده اي را پيدا كرد گفت: مي شودببينم.آخرراستش من خيلي تعريف امام را شنيده ام.ازداخل كيف بغلم عكس امام را كه هديه ي لشگر33 المهدي به رزمندگان بود رادر آورده وبه او نشان دادم.راجن با خوشحالي عكس را گرفت وبوسيدمن وهمراهانم آن چنان غرق تماشاي راجن شده بوديم كه كم مانده بود به هواپيما نرسيم.از حالات راجن دانستيم از عكس خوشش آمده براي همين آن رابه رسم يادبود به او هديه كردم.راجن باتكان دادن دست ما رابدرقه مي كرد. صداي مهماندار كه به چند زبان اين كلمات رابيان مي كرد من رابه خودآورد.مسافرين عزيز ازاين كه باما همسفر هستيد خوشبخت هستيم .مسير مابه طرف جمهوري اسلامي ايران مي باشد واز فراز كشورپاكستان مي گذريم ودر فرودگاه مهرآباد به زمين مي نشينيم. لطفأ كمربندهاي خودرا ببنديد .هواپيما به حركت درآمد وچرخ هايش اززمين بهارات جداشد ودر هوابه سوي كشور عزيزمان روان گشت.    پايان 8/10/1366 

  جعفر صابری


برچسب ها:

بحث و نظرات

ارسال نظر

لطفاَ همه فیلدها را پر کنید
نام و نام خانوادگی
ایمیل

آخرین