آیه منتخب... (

آیه منتخب... ( جمعه 2 بهمن 1394

سوره طلاق، آخر آیه 2 و آیه 3:

وَ مَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجاً، وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَ مَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْراً

هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او قرار می‌دهد، و او را از جایی که گمان ندارد، روزی می‌دهد، و هر کس بر خدا توکل نماید، خدا او را کفایت می‌کند، و خداوند فرمان خود را به انجام می‌رساند، همانا خدا برای هر چیزی اندازه‌ای داده است.

 

 


تفسیر

می فرماید:«وَ مَن یَتَقِ اللهَ» و هر کس از محرمات الهی به خاطرخدا و ترس از او بپرهیزد، و حدود او را نشکند، و حرمت شرایعش را هتک ننموده، به آن عمل کند«یَجعَل لَهُ مَخرَجَاً» خدای تعالی برایش راه نجاتی از تنگنای مشکلات زندگی فراهم می کند، چون شریعت او فطری است، و خدای تعالی بشر را به وسیله آن شرایع به چیزی دعوت می کندکه فطرت خود او اقتضای آن را دارد، و حاجت فطرتش را بر می آورد، و سعادت دنیایی و آخرتیش را تامین می کند، و از همسر و مال و هر چیز دیگری که مایه خوشی زندگی او و پاکی حیاتش باشد، از راهی که خود او احتمالش را هم ندهد و توقعش را نداشته باشد روزی می فرماید:پس مومن این ترس را به خود راه ندهد که اگر از خدا بترسد و حدود او را محترم بشمارد و به این جهت از آن محرمات کام نگیرد، خوشی زندگیش تامین نشود، و به تنگی معیشت دچار گردد، نه، این طور نیست، برای اینکه رزق از ناحیه خدای تعالی ضمانت شده و خدا  است که از عهده ضمانت خود برآید.

این معنای آیه بود از نظر اینکه در بین آیات طلاق واقع شده و با مورد طلاق منطبق می شود، و اما از سیاق و مورد صرفنظر کنیم، و اطلاق خود آیه را در نظر بگیریم، جمله«وَ مَن یَتَقِ اللهِ یَجعَل لَهُ مَخرَجاً و یَرزُقهَ مِن حَیثُ لا یَحتَسِبُ» این معنی را می رساند که هر کسی از خدا بترسد و به حقیقت معنای کلمه پروا داشته باشد که البته چنین تقوایی حاصل نمی شود مگر با معرفت نسبت به خدا و اسماء و صفات او- و سپس به خاطر رعایت جانب او از محرمات و ترک واجبات- که لازمه آن این است که اراده نکند مگر فعل و ترکی را که او اراده کرده باشد، و لازمه این هم آن است که اراده اش در اراده خدای تعالی مستهلک شده باشد چنین کسی هیچ عملی انجام نمی دهد مگر از اراده ای از خدا.

لازمه این آن است که خدا را و متعلقات خود از مشخصات و افعالش را ملک خدای تعالی بداند، آن هم ملک مطلق او، و او را مالک علی الاطلاق خود بداند، مالکی که به هر نحو بخواهد می تواند در ملکش تصرف کند، و این ملکیت همان ولایت خدایی است که خدا با آن ولایت متولی امر بنده اش می باشد، پس برای بنده از ملک حقیقی چیزی باقی نمی ماند مگر آنچه که خدای سبحان تملیکش کرده باشد، تازه همان را هم که او دارد باز به ملکیت خدا باقی است، و ملک همه اش از خدای عزوجل است. اینجاست که خدای تعالی چنین بنده ای را به حکم«وَ یَجعَل لَهُ مَخرَجَاً» از تنگنای وَهم و زندان شرک نجات می دهد، و دیگر به اسباب ظاهری دلبسته نیست و به حکم«وَ یَرزُقهُ مِن حَیثِ لا یَحتَسبَ» از جایی که او احتمالش را هم ندهد رزق مادی و معنویش را فراهم می کند، اما رزق مادیش را بدون پیش بینی خود او می رساند، برای اینکه او قبل از رسیدن به چنین توکلی رزق خود را حاصل و دسترنج خود و اثر اسباب ظاهری می دانست، همان اسبابی که دل به آن بسته بود، و از آن اسباب هم که بسیار زیادند جز به اندکی اطلاع نداشت، و مثلش مثل کسی بود که در شبی بس ظلمانی نور بسیار ضعیفی پیش پایش را نیز روشن کرده باشد، و از ماورای آن فضای اندک بی خبر باشد، ولیکن خدای سبحان از همه اسباب  خبر داد، و او است که اسباب و مسببات را پشت سر هم می چیند، و هر طوری که بخواهد نظام می بخشد، و به هر یک از آن اسباب بخواهد اجازه تاثیر می دهد تاثیری که خود بنده چنان تاثیری برای آن سراغ نداشته.

و اما رزق معنویش را که رزق حقیقی هم همان است، چون مایه حیات جان انسانی است، و رزقی است فنا ناپذیر- بدون پیش بینی خود او می رساند، دلیلش این است که انسان نه از چنین  رزقی آگهی دارد و نه می داند که از چه راهی به وی می رسد.


برچسب ها:

بحث و نظرات

ارسال نظر

لطفاَ همه فیلدها را پر کنید
نام و نام خانوادگی
ایمیل

آخرین