جعفر صابری/ عاطفه

جعفر صابری/ عاطفه یک شنبه 4 بهمن 1394

عاطفه

 نمکدان ها را از کنار سفره غذا بردارید...

گرچه این یک پیام  برای سلامت است اما درست مقابل با فرهنگ  بودن  نان و نمک بر سر سفره های ما ایرانیان است!

روزگاری نه چندان دور سنت صله رحم بشدت در بین ما رواج داشت و بیشتر وقت ها  اقوام و دوستان  به هر بهانه ای در خانه یکدیگر و یا دشت و دامن طبیعت  اطراف شهر ها گرد هم می آمدند و روزگار را با خوشی سپری میکردند ... تا این که  بچه هایمان بزرگ شدند و خانه های قدیمی با حیاط و حوض که داشت دیگر برای زندگی مان خیلی کوچک شد ... خانه های بزرگمان جایش را به آپارتمان های کوچک داد و اتاق های مهمانمان تبدیل به هال و پذیرایی شد و آشپزخانه ها که روزی  حریم کد بانوی خانه بود دیوارش کوتاه شد و دستشویی ها از کنار حیاط به داخل همان هال و پذیرایی که میهمانهایمان  باید بنشینند انتقال یافت!

کم کم محبت هایی که با دیدن روی یکدیگر  جان میگرفت جایش را به  شنیدن صدا و بعد پیامک و بعد هم تصویری از دور داد و حریمی به نام حریم خصوصی، حتی برای فرزندانمان  بین ما و آنها حائل آمد و این طور شد که عاطفه ها کم رنگ و کم رنگ تر شد...

این روزها دیگر به ندرت در شهر های بزرگ  اقوام دور هم جمع میشوند و یا با هم به دشت و بیابان و دامن طبیعت می روند ...اگر هم دست بر قضا  دور هم جمع می شوند برخلاف گذشته که سراغ قبله خانه یکدیگر را می گرفتند که کدام سو است شماره وای فا  را می پرسند و این کل زندگی ما شده ...

به کجا میرویم به جای ابعاد صفحه تلویزیون ها و گوشی هایمان چقدر دلهایمان را بزرگ کردیم ... مادر بزرگ ها و پدر بزرگ هایمان کجا هستند... آنها همان پدر و مادر هایی بودند که ما  خوب یاد مان هست چقدر به بزرگتر هایشان احترام می گذاشتند،آن زمانها این همه مرکز نگهداری ازسالمندان نبود حیاط ها بزرگ بود اما خانه ها و اتاقها تو در تو و کوچک بود ولی خیلی جا داشت آنقدر که عروس با مادر شوهر و یا داماد با مادر زن زندگی میکردند...بچه ها که ما ها بودیم بزرگ می شدیم درس می خواندیم تو یه خونه یکی دوچرخه داشت و یک کتابخانه بود ...یادش بخیر تلویزیون ها کنترل نداشت و یک رنگ بود ،با غروب آفتاب برنامش شروع می شد و هنوز نیمی از شب باقی بود که تمام برنامه هاش تمام میشد...

پشه بند ها ی سفید جایی برای غلت خوردن در شب های تابستان های داغ بود و صدای خوب قمری ها بخصوص در تهران، راستی دیگه حتی کلاغ ها هم در شهر ها کمتر دیده می شوند . شاید این ها برای سلامتی ما بهتره!

نمک نباید بخوریم مریض می شویم نمک و نمکدان ها را باید از کنار سفره برداریم و راستی کدام سفره ؟کدام غذا ؟ مگه فست فوت و پیتزا نمک می خواد...بگذریم به خودمون بیائیم فرهنگ ما با همین چیزهای خوب ساخته میشه تمام دنیا حسرت مهمان نوازی و درِ باز خانه های ایرانی را دارند و ایرانی به جهت رویِ گشاده و سفره پهنش که میهمان را به نان و نمک دعوت می کند می شناسد...

خیلی چیزهای دیگه هست که سلامتی ما را به خطر می اندازد  بیاییم آن ها را از کنار سفره های دلمان برداریم و عاطفه هایمان را بیشتر کنیم.

 یا حق

جعفر صابری


برچسب ها:

بحث و نظرات

ارسال نظر

لطفاَ همه فیلدها را پر کنید
نام و نام خانوادگی
ایمیل

آخرین