جعفر صابری/چی جام!

جعفر صابری/چی جام! چهار شنبه 8 اردیبهشت 1395

 


چی جام!




 

 

این روز ها که صحبت از فر جام و بر جام و ...می شود برای من و امثال من که با سیاست و سیاستمداران آشنایی نداریم بسیار غریبه است ولی از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان، در مقابل دوستان تنها به جهت آنکه عرض اندام کرده و بگویم ما هم بله... هرچی از صدا و سیما شنیدیم میگیم ...اما شما باور نکن...آنچه از برجام، من فهمیدم این است که درِ باب امور فرهنگی، کشور مان گشاده شده و شکر خدا هنرمندان دیگر کشور ها ی جهان نیز با آثارشان به کشور ما وارد شده اند ازجمله آقای ویم دلووی از کشوربلژیک...

موزه هنر های معاصر تهران شاهد برگزاری نمایشگاه دیدنی از آثار هنر مند ی از کشوربلژیکی می باشد که آثار بسیار زیبا و بدیعی را از تاریخ17 اسفند سال گذشته تا اوایل اردیبهشت ماه سال جاری به نمایش گزارده که بازدید از این نمایشگاه را به هنر دوستان بخصوص هنر مندان اصفهانی پیشنهاد میکنم.

اما واقعیت این است که بعد از شنیدن سخنان این هنرمند و بازدید این نمایشگاه برای مدتی به این موضوع اندیشیدم که راستی چقدر هزینه شده تا این آثار برای دیدن من و افرادی چون من به این موزه آورده شود و اساساً آیا این همه هزینه ارزش دیدن را دارد یا نه؟ گله نیست و جای شکایت هم ندارد به شخصه آرزو می کنم حال که امکان بازدید آثار هنر مندان جهان برای من و هموطنانم در دیگر نقاط جهان وجود ندارد بسیار شایسته است که آثاری را از جای جای جهان بیاورند و ما ببینیم.

با یک حساب سر انگشتی فکر میکنم بین صد تا دویست هزار یورو هزینه آوردن این آثار و به نمایش گزاردنش در موزه هنر های معاصر تهران شده باشد ،که البته بسیار هم ناچیز می باشد اما! سؤال حقیر این است که راستی چرا هیچ دولت خارجی، از هنر مند ایرانی این گونه دعوت نمی کند که آثار شخصی خود را ببرد و در بهترین نه، اما یک موزه هنری کشورشان به نمایش بگذارند، ایشان حتی برای من ایرانی ویزا هم صادر نمی کنند و خلاصه ...بگذریم... البته موارد خاصی هم که ویزا صادر شده بماند .اما در طول این سال ها شما چند مورد نمایشگاه آثار هنری هنر مندان ایران را دیده اید و سراغ داشته اید که دولت کشوری برگزار نموده باشد. آن هم به این شکل ،که دعوت کرده و امکان برگزاری نمایشگاه را برایش فرا هم نموده باشد بجز نمایشگاه هایی که سفارت خانه های ایران با هزینه های خودش برگزار نموده ؟

هیجدهم اسفند ماه سال گذشته درست فردای روز بر گزاری این نمایشگاه پنجمین سالگرد درگذشت شاد روان ایرج افشار بود، شخصی که پدر کتاب و کتابخوانی در ایران نام گرفته و تلاش های وی در راستای شناخت فرهنگ کتاب و کتابداری بر هیچ کس پنهان نیست و اندیشمندان داخلی و خارجی او را به حسن نام می شناسند و به همین مناسبت مدیریت کتابخانه ملی ایران مراسمی هم به یاد آن مرحوم برگزار نمود و از کتاب های ایشان نیز رو نمایی کرد که هزینه اش صد برابر کمتر از این نمایشگاه بود! ای کاش همواره ما قدر دان فرزانه هایی چون این بزرگوار بودیم و یاد ونامشان را در کشور خودشان زنده نگه می داشتیم !

در این مراسم فیلم مستندی از زنده یاد سید محمدعلی جمال‌زاده نویسنده و مترجم معاصر ایرانی که توسط کار گردان عزیزمان آقای سید مهدی هاشمی ساخته شده بود به نمایش گزارده شد و در این فیلم مردمی که در خیابان جمالزاده بودند و حتی کسبه و ساکنین این خیابان نام او را نمی شناختند و نمی دانستند او چه کاره بوده است! آقای سید جواد میرهاشمی فیلمساز، زمان دریافت لوح تقدیرش از دست یکی از اعضاء محترم شورای شهر تهران گفت : قربان، یک بار دیگر خواهشم را تکرار میکنم که لطفاً نام کوچک این نویسنده فقید کشور مان را بر روی تابلو نشان خیابانی که به نامش نموده اید بنویسید تا مردم بدانند او مرد بود یا زن و یا چه جایگاهی داشته...

این شد که به ذهنم رسید مطلبی را با همان وزن بر جام و یا فر جام بنویسم که شد ...چی جام!

ارادتمند

جعفر صابری


توضیحات

  پس از ارائه مقاله چی جام! که توسط آقای جعفر صابری در سایت موسسه و هفته نامه و همچنین مجله همسر به چاپ رسید با مدیر روابط عمومی موزه هنر های معاصر تماس گرفته شد و ایشان اعلام داشت هیچ گونه هزینه ای را موزه هنر های معاصر برای برگزاری این نمایشگاه انجام نداده و کلیه هزینه ها را شخص هنر مند  آقای ویم دلووی از کشوربلژیک... انجام داده است !



برچسب ها:

بحث و نظرات

ارسال نظر

لطفاَ همه فیلدها را پر کنید
نام و نام خانوادگی
ایمیل

آخرین