کرسی

کرسی یک شنبه 16 خرداد 1395

کرسی...

این روز ها کمتر خانه ی همدیگر می رویم و کمتر پای سفره ی هم می نشینیم حتی کمتر پیش میاد با هم تماس بگیریم، و از شبکه های اجتماعی برای  احوال پرسی کمک می گیریم. یادش بخیر وقتی عمو با اهل و ایالش می آمد منزل ما یا خاله ،مادرم در قابلمه را باز میکرد و از شیر آب دو تا لیوان آب میریخت تو قابلمه و چند دقیقه بعد آبگوشتمون حاضر بود همه هم سیر می شدیم البته چند تا نان هم بیشتر خورده میشد و مقداری پیاز...اما ما بچه ها تو حیاط زیر نور دوسه تا لامپ صد،حسابی بازی می کردیم و سرو صدای ما بقدری بود که دوسه بار لنگه دمپایی خدابیامرز بابام به طرفمون پرت می شد که بسه سرمون رفت!فامیل دور هم بودیم و با یه پیکان سواری جمعه صبح راه میفتادیم بیرون از شهر و خلاصه تا شب در دل طبیعت حسابی ورجه وورجه میکردیم و خلاصه انرژی تخلیه می کردیم ...بله حالا می گوئیم چرا اینجوریه چرا بچه ها از ما فراری هستند یه وقتایی فکر می کنیم اگه ویلا تو شمال نداشته باشیم نمیشه ،اگه چهارشنبه با شاسی بلند نریم دریا حال نمیده و...نه میشه اگه بخواهیم یه قابلمه برنج برداریم و بریم نزدیک ترین پارک محله مون و چند ساعتی به دور از تلگرام و وایبرو ماهواره زندگی کنیم.

قدیما کرسی داشتیم و دور کرسی هم نهار و شام میخوردیم و هم شبها می خوابیدیم ...گرمای کرسی، مارا دور هم جمع می کرد حتی همین چند سال پیش هم شوفاژ خانه ها ی آپارتمانها یکی بود گاهی وقتها همسایه ها برای تعمیر و نگهداریش دور هم جمع میشدند اما این روزها پکیج  های گونا گون باعث شد حتی دیگه حتی همسایه ها هم همدیگر را نبینند.

آسیب از همین جا شروع میشه از همین فاصله ها و دور ماندن از احوال یکدیگر، بی خبر ماندن،وقتی بچه های فامیل با هم بازی نکنند با کسانی دوست میشن که نمی شناسیمشون و نمیدونیم پدرومادرشون کیه! نمیدونیم چی میخورند و چه جوری زندگی میکنند و خلاصه اگه میگفتند صله رحم، عمر را زیاد میکنه بی حکمت نبود.

بگذریم این ماه به ما کمک میکنه به بهانه مهمانی خدا دور هم جمع بشیم و با دوری از تشریفات، کمی آب آبگوشت را زیاد کنیم واز احوال یکدیگر با خبر شویم.

 حق یارتان باد


برچسب ها:

بحث و نظرات

ارسال نظر

لطفاَ همه فیلدها را پر کنید
نام و نام خانوادگی
ایمیل

آخرین