جعفر صابری/ بچه شون پسره!

جعفر صابری/ بچه شون پسره! یک شنبه 6 تیر 1395

بچه شون پسره!

 

آقا سید آهی کشید و ادامه داد...خیلی درد داره !وقتی میبینی جوانت با آن قد رعنا خمیده شده ،خیلی درد داره جوانت که بارها در کودکی ترو خشکش کردی برات صداشو بلند کنه ،آدم دیوانه میشه بچه اش را قاطی یک مشت بی خانمان ببینه شبا کنار هم رو زمین زیر درخت یا توپارک  بخوابند،وقتی ناچار شدم بگم بیان ببرنش برای ترک التماس میکردم یه وقت کتکش نزنید ،نزنید دنده اش بشکنه مواظب باشید تو چشمش چیزی نخوره، خدایا خیلی درد داره تو نمی دونی خدا کنه به حق جگر سوخته حضرت زینب هیچ پدر  یا مادری شاهد این صحنه ها نباشه تو مراکز ترک یه اتاقی هست به اسم قرنطینه  بعضی وقتها معتا دا خود کشی میکنند سوزن میخورن تا بمیرن میخواهند درد کمتری بکشند وای خدا برادر خیلی درد داره!من دیدم . پا حرفا هایشان نشستم یکیشون میگفت : مادرم بعد از مرگ بابام پلاستیک کهنه جمع میکرد تا برای خواهر دم بختم جهیزیه بخره تا خواستگار آمد و همه چی درست شد من یه روز که رفته بودند سفره حضرت عباس (ع) یه وانت کرایه کردم رفتم تمام جهیزه خواهرم را بار کردم بردم فروختم تا مواد بخرم! حاجی خدا منو میبخشه؟ یا یکی دیگرشون بود میگفت انقدر خمار بودم که هرچی به زنم گفتم حلقه ی دستتو بده نداد من هم آب جوش را از رو چراغ ریختم رو پای بچه نوزادم زنه هم ناچار حلقه را داد تا بفروشم خرج بچه کنم اما من در بیمارستان آنها را ول کردم رفتم !با شنیدن این حرفا میخواستم سرم به دیوار بکوبم .یکی دیگرشون میگفت : روز عاشورای سید والشهدا بود همه سینه میزدند من و دوستام کنار همین پارک بالای محله داشتیم سرنگ میزدیم!حرفهای سید به قدری درد ناک  و همراه اشک و آه بود که احساس میکردم  نفسم بالا نمی آید  ساکت بودم چند بار گفت حالت خوبه ؟ ناراحتت کردم ببخشید! اما خیلی درد داره! تکه کلامش این بود ؟ سرم را بالا آوردم و گفتم آخرش چی شد؟ لبخندی زد و گفت بار آخر که به زور فرستادیمش کمپ از همونجا راهیش کردیم بره خارج میخواستم بره استرالیا که نشد سه سال تو کمپ بود پدرشو در آورده بودن روزی صد بار آرزوی مرگ میکرد خیلی ها خود کشی کردن واو تصمیم گرفت برگرده حالا حتی سیگار هم نمیکشه یه خورده عصبی هست ولی شکر خدا دیشب با عروسم آمدن خانه ی ما عروسم یواشکی گفت داره...             

 مادر میشه گفت بچشون پسره! یادم افتاد وقتی زنم گفت :بچه مون پسره چقدر خوشحال شده بودم ...خدا کنه بچشون اهل بشه...خدا کنه بچه هامون اهل بشن!

جعفر صابری

 


برچسب ها:

بحث و نظرات

ارسال نظر

لطفاَ همه فیلدها را پر کنید
نام و نام خانوادگی
ایمیل

آخرین