جعفر صابری/امید

جعفر صابری/امید پنج شنبه 4 شهریور 1395

امید

چندی پیش  تصمیم گرفتم در خصوص امید مطلبی بنویسم و به نقد این واژه بپردازم که امید یعنی چه؟

اینکه ما امید وار باشیم قراراست در زندگی ما یک معجزه اتفاق بیفتد و دختر شاه پریان یا غول چراغ جادو به سراغ مان بیاید و یک شبه زندگی مان را عوض کند آیا درست است یا غلط؟

امید و آرزو با هم چه تفاوتی دارد؟ و داشتن امید در زندگی ما چقدر مفید و یا زیانبار است اگر نقش درستش را نشناسیم و ندانیم .

بیگمان داشتن تجربه ، مشاوره و برنامه ریزی ،تحقیق و مطالعه و مواردی از این دسته به ما در شناخت بهتر روش های انتظار کمک می کند انتظار از آینده انتظار از دیگران انتظار از خودمان راه های درست انتظار است بیشتر وقتها داشتن امید و آرزو بدلیل شباهتشان مارا دچار مشکل می سازد و گاه نام دیگری بر این امید و آرزو می گذاریم و آن می شود توکل ...شایسته است ابتدا به بهترین شکل هر یک از این واژه ها را بشناسیم و سپس بدانیم که خدا وندی هست که همواره نظر لطفش شامل حال ما است .

اینکه ما علی رغم تمام شرایط اقتصادی و اجتماعی موجود در انتظار معجزه ای باشیم بیش از اندازه کودکانه است ،هرگز بحرانهای اقتصادی و شرایط موجود به دیروز بر نمی گردد و لذا زندگی  فر دا را باید با برنامه ریزی امروز بسازیم و تلاش بنمائیم که با تحقیق ومطالعه و مشاوره و کسر توقعات نامقبول با امکانات موجود فردایی بهتر را برای خود و اطرافیانمان ترسیم نمائیم.

 برای نمونه دیروز بانکها با روی باز وام پرداخت می کردند اما امروز بدلیل بهره پائین و سود کم دهها بهانه برای عدم پرداخت وام های کوچک می آورند و لذا برنامه ریزی برای خرید مسکن و یا ایجاد شغل  را باید  تا مدتی  بایگانی نمود.

این که امید داشته باشیم فرزندمان با شرایط تحصیلی معمولی و مدارس دولتی و یا حتی غیر انتفاعی برای نمونه  تنها با استفاده از زنگ قر آن قاری قر آن بشود و یا زنگ ورزش یک ورزشکار  بیشک غیر ممکن است .و اینکه همسری نمونه  خواهیم داشت حتی اگر به او کم محلی و بی احترامی کنیم !

بیشتر ما در شرایط فعلی به دنبال یک اتفاق در زندگیمان هستیم برای نمونه ملک پدری مان در طرح افتاده و یا سازنده ای پیدا شده و می خواهد خانه را خراب و از نو بسازد و یا زمینی را معامله میکنیم و پورسانت میگیریم و خلاصه دلالی و واسطه گری این روز ها بازارش داغ است و همه این ها یعنی اقتصادی بیمار و نادرست که مارا به این وامی دارد که بیشتر به اتفاقات دل خوش کنیم . دوستی را دارم که  در طول ده سال گذشته بار ها به او گفته ام تو مرد موفقی هستی واز تجربه  و توانت می توانی در راه درست استفاده کنی اما او یا وارد کار واسته گری می شود و یا کار اهای که بطور کل نه تجربه و نه تخصصش را دارد اما بشدت امیدوار است که یک اتفاق خوب خواهد افتاد.

 او نیز در شبکه های اجتماعی در گرو هایی که خبر از امید و شادی و لبخند میدهند عضو است و همواره به خود می قبولاند که اتفاق خوبی در راه است ...بسیار خوب خدا را چه دیدی شاید این اتفاق افتاد اما اگر نیفتاد چه؟

 مادر من  بانوی با تجربه ای است و گاه مثالهایش شنیدنی است یکی از مثالهایش این گونه است که: کشاورزی بدهکار بوده و زمان شخم زدن گاوش مینشیند روی زمین هرچه کشاورز تلاش میکند گاو تکان نمی خورد سرانجام کشاورز پیر خسته کنار گاو مینشیند و کیسه چوپقش را در میآورد و مشغول کشیدن میشود و رو به گاو می گوید بشین بالاخره وقتی طلب کار بیاد تورا می برد نه من را!

در هر صورت با اینکه من نیز چون بیشتر شما عزیزان بشدت به امید و معجزه اعتقاد دارم پیشنهاد میکنم کمی هم به عقل و شعور و تجربه و دانشمان توجه کنیم!

ارادتمند

 جعفر صابری


برچسب ها:

بحث و نظرات

ارسال نظر

لطفاَ همه فیلدها را پر کنید
نام و نام خانوادگی
ایمیل

آخرین