جعفر صابری/سرمقاله...

جعفر صابری/سرمقاله... پنج شنبه 4 شهریور 1395

 

سرمقاله...

 قبول بفر مائید بیشتر وقتها تمام کار هفته نامه حاضر است ولی سرمقاله هنوز نوشته نشد همین یک ستون کوتاه! هر زمان که  می خواهم مطلبی را به عنوان سر مقاله بنویسم اول با دوستان و نزدیکان در موردش صحبت میکنم نقطه نظرهایشان و حرفهایشان را میشنوم و یاد داشت بر میدارم دوستان زیادی  هستند و حتی مردم و یا خوانندگان دوستان انجمن فر هنگی ادبی میثاق ،مادرم ،خانواده ام نزدیکانم و دوستان خوبم چون خانم دکتر واله کردستانی ، آقایان محسن مسعودی ، صلاح دین خطیر ،محمد امینی ...و خلاصه هر کسی که حس میکنم به من نزدیک است که از همین تریبون  سپاسگزاری خود را تقدیمشان می نمایم. اما باز دیر میشود و به این دلیل است که هفته نامه گاه با یک تاخیر کوتا هی به دست شما عزیزان می رسد . شاید اگر تهیه یک مقاله علمی و یا فنی یا حتی هنری بود کار راحت تر می نمود اما نوشتن مقاله ای با موضوعات اجتماعی که مردم در گیر آن باشند و برایشان مهم باشد و با خواندنش آرام بگیرند باور کنید کار بسیار مشکلی است . بیش از شصد مقاله در طول این بیست سال نوشته ام و کمتر یا بیشتر مطالب دیگر اما  تنها 420 سرمقاله در هفته نامه همسر به چاپ رسید ه و این یعنی اینکه گاهی خودمان آن را سانسور نموده و برای چاپ در  هفته نامه همسر شایسته ندیدیم ! از جمله همین دو مقاله گذشته که با نام های این دیگر مشکل شماست و حق با آقای علم الهدی است را می توان نام برد. بگذریم این گونه نوشتن بسیار دشوار است بدان دلیل که حرمت قلم و جایگاهش نزد اهل فرهنگ و دانش بی نهایت ارزنده می باشد و ایشان مطلع هستند که هر نوشته ای برگی از تاریخ خواهد شد  و سندیت پیدا می نماید . اینکه آماری نوشته شود و گفته شود روزانه بیش از 440 مورد طلاق داریم یعنی دادن آمار و اعلام یک اتفاق که صد سال دیگر هم می توان بدان مراجعه نمود و گفت در سال 1395 در ایران فلان شخص بیان داشته روزانه 440مورد طلاق ثبت میشده!

 در جوامع پیش رفته بخصوص غربی دو علوم نظری و فنی مورد توجه است و بیشترین مدیران لایق مدیریت کشور ها را همان افرادی تشکیل میدهند که تحصیلات و تجربیا تشان در علوم نظری می باشد و لی برای پیشرفت فنی و مهندسی از افراد شاخص این رشته بکار میگیرند حتی با برگزاری جشنواره های علمی و فنی و پذیرش دانشجو  از سراسر دنیا در این رشته ها و بورسیه نمودن آنها خلا های  علمی خود را پر می نمایند و عجبا جماعت جهان سوم خرسند هستند که به دانشگاههای غربی رفته و جایگاه علمی بدست می آورند این یعنی آنکه ایشان هرگز حق و جایگاه ورود به سیستم اداره کشور را نخواهند داشت و تنها یک فرد فنی در چرخه تولید این کشور ها و پیشرفتشان خواهند بود ! اما در کشور های جهان سوم ما شاهد این هستیم که افراد با داشتن تجربه  و تحصیلات در علم نظامی، فنی و مهندسی ، حتی پزشکی در پست های بسیار حساس اجتماعی قرار میگیرند و خوب نتیجه چه میشود شخصی که نگاه و تجربه و تحصیلات فنی مهندسی دارد می خواهد یک موسسه فر هنگی را اداره نماید برای نمونه طرف دکتر مهندس محیط زیست است مسئول حوزه فرهنگی یک سازمان و یا وزارت خانه می شود یا  دکتر عمومی است مدیرکل بخش بهداشتی می شود ! این که اساساً یک دکتر عمومی یا پزشک متخصص بایسته و شایسته مدیریت یک بیمارستان است خودش جای بحث دارد چرا که او باید از تخصص و تجربه اش در کارش بهر مند شود و مدیر یک بیمارستان باید علم مدیریت بداند با مسائل مالی و کاری و برخورد با کارکنان وغیر آشنا باشد و الا آخر...

آسیب پذ یری یک جامعه از همین چیز های ساده شروع میشود و بیشترین آسیب را در بخش های فر هنگی و اجتماعی ناظر هستیم . تصمیم گیری های احساسی و تجربی و ...لطمات شدید به پیکر نظام مقدس وارد می نماید که ثمره خون پاک هزاران شهید و جانباز عزیز مان می باشد.

جالب این است که در هر صنفی اشخاص به خود اجازه میدهند تا  با نظرات شخصی و تجربی خود در حوزه فر هنگ و هنر و امور اجتماعی دخالت نمایند و مقاله ، سخنرانی ، حتی کتاب  یا فیلم بسازند...البته ما در غرب هم کم نداشتیم که شخصی پزشکی خوانده ولی  موارد اجتماعی را دنبال می کرده و صاحب اثر هم هست اما تحصیلاتش را در شاخه پزشکی رها و یا در ادامه به  فرا گیری علوم نظری و اجتماعی پرداخته است .

از طرف دیگر می بینیم بیشتر مدیران لایق کمتر تشویق و شناخته میشوندو  بلعکس  تنبیه بشدت رایج است یعنی تشویق نه تنبیه آری!برای همین نتیجه عقلانی این  است که کار کمتر کنیم تا مشکلی پیش نیاید.

در هر صورت نوشتن کار بسیار مشکلی است و  اینجانب به مناسبت شروع بیستمین سال تولد  هفته نامه بین اللملی همسر از شما بزرگواران پوزش می خواهم و استدعا دارم مرا در نوشتن یاری نمائید و با پیشنهادات تان به من و همکارانم بفرمائید در چه موردی تحقیق و مطالعه و مطلب تقدیمتان بنمائیم .

 ارادتمند

جعفر صابری

 

 

بارها گفته‌ام و بار دگر می‌گویم

که من دلشده این ره نه به خود می‌پویم

در پس آینه طوطی صفتم داشته‌اند

آن چه استاد ازل گفت بگو می‌گویم

من اگر خارم و گر گل چمن آرایی هست

که از آن دست که او می‌کشدم می‌رویم

دوستان عیب من بی‌دل حیران مکنید

گوهری دارم و صاحب نظری می‌جویم

گر چه با دلق ملمع می گلگون عیب است

مکنم عیب کز او رنگ ریا می‌شویم

خنده و گریه عشاق ز جایی دگر است

می‌سرایم به شب و وقت سحر می‌مویم

حافظم گفت که خاک در میخانه مبوی

گو مکن عیب که من مشک ختن می‌بویم

 

 


برچسب ها:

بحث و نظرات

ارسال نظر

لطفاَ همه فیلدها را پر کنید
نام و نام خانوادگی
ایمیل

آخرین