جعفر صابری/جانی برای داشتن صلح

جعفر صابری/جانی برای داشتن صلح پنج شنبه 6 مهر 1396

جهانی برای داشتن صلح

همیشه به خودم می گفتم 124 هزار پیامبر و هزاران هزار انسان دانا و خرد مند تنها به نیت راهنمای جنس بشر آمدند و گاه کاملاً نا امید و گاه با اندکی توفیق  از دنیا رفتند برای چه؟

یه چیزایی تو خون و جون آدم است به قول دوستی در ژن انسانهاست! و هیچ جوری نمیتوانیم از آن سر در بیاوریم.

فرزند دختر نبی خدا را دعوت میکنند و بعد راه را بر او می بندند و غسل می کنند تا با بدنی طیب و طاهر او و همراهانش را تکه تکه نمایند! آن هم با اندکی فاصله زمانی از ظهور پیامبری با آن همه محبت و معجزه!

وقتی به تاریخ می نگری  حیران می شوی که این چه جماعتی بوده و هست... بله هست مگر امروز همان گونه مردان را سر نمی برند و زنان را به اسارت و کنیزی نمی برند و نمی فروشند! مگر شلاق نمی زنند و یا دست نمی برند و چشم در نمی آورند این جماعت با نام بر قراری اسلام دایه حکومت جهانی را نیز دارد و با سلاحهای آمریکایی و اسرائیلی به جان نه خارجی بلکه مسلمانان هم دین و هم کیش خود می افتند . و هر روز با نام تازه ای مانند طالبان ، داعش و یا... در جای جای جهان جنایت می کنند !

این چهره اسلامیست که به جهانیان نشان میدهند!

مگر پیامبر اسلام در مدینه با ادیان دیگر زندگی نمی کرد مگر اساس دین اسلام بر برادری و برابری نیست ؟مگر میشود با زور و کتک راه درست رفتن به بهشت را به ملتی تحمیل کرد !آنهم این زمان با بودن این همه امکانات و رسانه های گونا گون ؟ امواج اطلاعات چه درست چه غلط در اطراف ما در جریان است و باهوش ترین افراد هم نا خواسته در گیر موضوعی میشوند که اطلاعاتشان در آن خصوص کم است . دنیای تصویر و رنگ و رسانه چنان مسیر فکری بشر امروز را تغییر میدهد که سالها بعد متوجه خواهد شد که چقدر عوض شده است.

پیامبران امروز دیگر کمتر به منافع صلح جهانی و آسودگی بشر می اندیشند و با هزاران حربه سعی در بدست آوردن منافع مادی و معنوی برای خودشان هستند . از این راه یعنی رسانه بهره میگیرند.

چقدر خوب است که ما بدانیم اهمیت مان به عنوان یک انسان در چیست .بخصوص اگر مسلمان هستیم توجه داشته باشیم هیچ فرقی بین اندیشه های ما در اصل نیست خدا یکی ، پیامبر یکی و حتی قبله نیز یکی است و هر نزاع و جنگی بین ما خرسندی دشمنان را به همراه خواهد داشت.

تنها در طول  سی سال گذشته چند میلیون انسان  آن هم مسلمان به دست هم کیش خود کشته شده حال بماند که در بوسنی نیز هزاران مسلمان را قتل عام نمودند.

امروز کردستان بعد از جنگ با داعش برای انتخابات و استقلال قد علم میکند و مردمش می خواهند تا بهتر دیده شوند و حقوق از دست رفته شان را بدست آورند ،اگر جهان امروز به درستی به تقسیم قدرت بین ملت ها و نظارت جهانی نپردازد امکان اینکه هر قسمت از جهان ملتش اعلام استقلال کنند بعید نیست کما اینکه ما فقط کردستان را دیدیم اما بسیاری از قبایل افریقایی نیز همین گونه اعلام استقلال و خود مختاری میکنند ،عدالت اجتماعی برابری و درستی و تقسیم منابع بین همه و بوجود آوردن شرایط زندگی مناسب برای همه افراد جهان بر عهده دولتمردان است و چه نیکوست که بشر امرز برای بدست آوردن سود بیشتر نه از راه فروش سلاح و بدست گرفتن منابع طبیعی بلکه با همزیستی مسالمت آمیز  و احترام به دیگران کار های خود را پیش ببرد و بدانیم که دیر یا زود بشریت چاره ای جز پذیرش این اندیشه نخواهد داشت کما اینکه با کمی دقت می بینیم به همین سمت نیز در حال حرکت هستیم. 

احترام به حقوق همه لازمه انسانیت واقعی است،بد نیست این روز ها که سالگرد شهادت حضرت آیت الله اشرفی اصفهانی است به نقل از فرزند ایشان  می نویسم که:

پدرم از آشپزخانه می‌خواست به اتاق برود، عصا دستش بود، یك مرتبه دید كه گربه دارد می‌دود گوشت دهانش است. تا دید گوشت دهانش است، با عصا روی گربه زد. بعد رفت در اتاق و به خودش گفت: چرا زدی؟! گربه غریزه‌اش این است كه هرجا گوشت دید ببرد. چون هم گرسنه اش است هم بچه دارد. تو هنر داری باید گوشت خودت را حفظ كنی ، تو مقصر هستی.

صدایم كرد و گفت: برو گربه را بیاور عذرخواهی كنم. گفتم: آخر گربه كه عذرخواهی نمی‌خواهد. گفت: من به ایشان بیخود چوب زدم. من وظیفه دارم حیوان غریزه، وظیفه‌ی من حفظ گوشت است. غریزه‌ی او هم بردن گوشت. من مقصر هستم، نه گربه! گفتم: خوب حالا عوضش گوشت را برد. گفت: نه! این چوبی كه من زدم به او، گناه كردم ، تو را به خدا برو او را بیاور، گربه در سرداب رفته. گفتم: آقا مرغ كه نیست، چنگ می‌اندازد صورتمان را زخمی می‌كند. گفت: ببین یك كلاه روی سرت بكش، چشم‌هایت پیدا باشد، دستت را هم بكن در این كیسه‌های حمام و بیاورش. به همان صورت رفتم؛ یواش گربه را گرفتم به آقا دادم.

 آیت الله اشرفی بغلش كرد و مرتب می گفت: خدایا! مرا ببخش! ظلم كردم. این حیوان كه گناه نكرده بود، خدایا من را ببخش. و از گربه هم عذر خواهی می كرد كه من را ببخش در حقت ظلم كردم، حلالم كن و گریه می كرد. همه بهت زده شده بویم . بعد از آن؛ هروقت می‌خواست غذا بخورد یك مقدار غذا در یك ظرف می‌‌كرد، پیر مرد 80، 90 ساله زیرزمین می‌برد و به گربه می داد و برمی‌گشت بعد غذا می‌خورد. می‌گفت: باید این چوب را جبران كنم.

 آیت الله اشرفی كه شهید شد گربه تا صبح نعره كشید. هرچه غذا به این گربه دادیم نخورد. جنازه را اصفهان بردیم، گربه‌ای هم كه چند سال در خانه‌ی ما بود، برای همیشه از خانمان رفت.

ما که ناممان را انسان اشرف مخلوقات قرر میدهیم چرا باید گاه نادانسته و نیندیشیده کاری بنمائیم که دچار مشکلات بعدی شویم . گاه یک کلمه و یا جمله که بر زبان می رانیم تا  اقلیتی  را خورسند کنیم اکسریتی را می آزاریم.یاد مان باشد زبان نیز چون چشم به راهتی گناهان بسیاری را مرتکب میشود .

امید است در این ایام اندیشه،زبان ،چشم و وجودمان را آلایش دهیم و بیش از گذشته به فکر یکدیگر باشیم و به حقوق هم احترام بگذاریم و بپزیریم که جهان را انسانهایی با رنگ ،نژاد ،فرهنگ ،گویش، و...گوناگون زیبا ساخته و اگر خداوند می خواست می توانست همه را یک دین یک شکل و آئین و... بوجود بیاورد و این همه پیامبر   برای هر ملت لازم نبود.

 

التماس دعا

جعفر صابری



تصویر روز اول مهر در دبیرستان امام هادی ناحیه سه منطقه پنج شهرداری با حضور عضاء محترم شورایاری


برچسب ها:

بحث و نظرات

ارسال نظر

لطفاَ همه فیلدها را پر کنید
نام و نام خانوادگی
ایمیل

آخرین