جعفر صابری/اسنپ

جعفر صابری/اسنپ یک شنبه 8 بهمن 1396

اسنپ

 

 

 

 

 

 

 

 

من هیچی نیستم!

این را گفت و از دفترم خارج شد...

اسمش صادق بود سی و دو سال سن داشت در نوجوانی پدرش را از دست داد.هم خودش و هم مادرش کار کردند تا بتوانند چرخ زندگی را بچرخانند حتی خواهرش هم بعد از  گرفتن دیپلم،دانشگاه نرفت و مشغول کار شد روزها ی سختی را گذراندند خواهرش ازدواج کرد اما او با مادرش زندگی می کردند، یک خانه استیجاری در جنوب شهر تهران، کارهای زیادی رابه ناچار تجربه کرد.  در بیست و هفت سالگی به  سختی دیپلمش را گرفت و سه سال بعد به دانشگاه رفت ؛کار میکرد مخارج زندگی و تحصیل و خلاصه توانست فوق لیسانس هم بگیرد؛ اما هنوز نه کار درستی نه بیمه ای و نه ازدواج و زندگی... خودش میگفت بار ها عاشق شده یکی دوبار هم تا مرز ازدواج پیش رفتند اما قسمت نبود.حالا اوهنوزمستاجر است همان مناطق پائین شهر تهران توانسته یک ماشین با اقساط بخرد و در اسنپ کار کند راضی است و می گوید چاره ای چیست!

اسنپ این پدیده نوظهور قرن حاضر در کشور ما توانست کار آفرین باشد و هزاران ایرانی با کار یا بیکار را سرکار بگذارد که بی نهایت قابل ستایش است.

همه جای جهان تاکسی و سرویس های عمومی تعریف خودش را دارد و بالاخره یک سیستم نظارتی و درستی بر روی خد مات آن نظارت می کند که صد البته در ایران نیز این چنین می باشد . اما شما در نظر بگیرید یک ماشین شخصی  با قیمت نزدیک به پنجاه میلیون  بعنوان سرویس ایاب و ذهاب یا تاکسی بدون هیچ علامت و نشانه ای در مقابل شما بایستد و یا  در بیشتر خیابان ها سر چهارراهها یا میادین و یا گلوگاه های اصلی شهر، چند ماشین همیشه ایستاده و راننده مشغول چک کردن سفارشات مشتریان باشد نه ایستگاه مشخصی نه رنگ معلومی نه کنترل درستی و نه...با توجه به نیاز فراوان به وسایل حمل و نقل شهری ،آیا شایسته تر نیست کنترل معقول تری انجام شود.

مشخص نیست این ماشین که خانمی داخل آن نشسته  مسافر کش است  یا خیر ! مشخص نیست این ماشین که سر چهار راه می خواهد مسافر سوار کند کارش مسافر کشی و کسب درآمد حلال است یا خیر!

و دهها سؤال دیگر که  هر کدامش مشکلات فراوانی را به همراه می آورد.متأسفانه دولتمردان ما صِرف اینکه مردم مشغول باشند،سیاست های غلطی را اجراء میکنند و به آسیب های کلان آن در دراز مدت به هیچ عنوان توجه نمی کنند بیشتر به این امید کار ها پیش می رود که انشاءالله مشکلی پیش نخواهد آمد و اگر هم روزی موردی بود در زمان خودش رسیدگی میکنیم.

شرکت اسنپ و یا شرکتهایی نظیر آن، مانند شرکتهای فروش شبکه ای، مشاغل کاذبی را بوجود آورده اند که مرحمی بر روی زخم بیکاری و جامعه است و درد ناک است جوانی تحصیل کرده تنها راه درآمد و گذران زندگیش شغل مسافرکشی باشد ، وقتی با این همه دقت و نظارت اتوبوس های واحد و یا دانشگاه ها را مجزا می نمائید تا محرم و نامحرم  حفظ شود چطور است این جوان می تواند در این ترافیک های طولانی، ساعت ها با نامحرم خلوت کند! چه نظارتی ،چه کنترلی چه شناختی روی این افراد وجود دارد ؟آیا یک راننده تاکسی به همین سادگی می تواند صاحب  کارت رانندگی شود؟

جای تأسف است که هزاران واقعیت در جامعه را می بینم ولی با بودن راه ،بی تفاوت از کنارش   می گذریم. جای تأسف است که این جوان یا شخصی که برای حل مشکلات معیشتی زندگیش تن به مسافر کشی داده با صدای گوشی تلفنش که می گوید : اسنپ... باید به خود بیاید و برود دنبال مسافر!

ما خوشحال می شویم با توجه به تجربه و تحقیقاتی که انجام داده ایم روش مناسبی را برای حل این معضلات به انجام برسانیم. که نه تنها به ترافیک روان بلکه به داشتن هوای سالم نیز در شهری چون تهران کمک نماید. تا جوانان با لیاقت ما به همین سادگی نگویند من هیچی نیستم.

 یا حق

 جعفر صابری


برچسب ها:

بحث و نظرات

ارسال نظر

لطفاَ همه فیلدها را پر کنید
نام و نام خانوادگی
ایمیل

آخرین